ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ج- مردم آسيب ديده
كه اگر مردى بخواهد حفاظت و غيرتمندى براى حفظ ناموس خودش بروز بدهد، مورد سرزنش قرار مىگيرد. معمولًا مردها دعوت به گسيختگى بىغيرتى و بىحفاظتى در مورد ناموس خودشان مىشوند و از آنها مىخواهند در اين جهت حساسيتهاى خودشان را تماماً از دست بدهند.
ج- مردم آسيب ديده:
بحث مهمترى كه وضعيت عمومى مردان و زنان و عموم طبقات مردم را مىتواند مشخص كرده و متمم دو بحث گذشته باشد اين است كه براى عموم زنان و مردانى كه در آخر الزمان وجود دارند اگر مواظب نباشند و دچار آفت بشوند سلسله صفاتى شمرده شده است. به عنوان مثال از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند: اوّل ما يرفع من هذة الامة الحياء و الامانة اولين خصلت اخلاقى كه از بين امت من رخت بر مىبندد و دچار مشكل مىشود حيا و حس امانت دارى است. مسئله از بين رفتن حيا يكى از جدّىترين مسايلى است كه در فرهنگ دينى ما و روايات ما به آن تأكيد شده است و در مقابل داشتن حيا يكى از ارزشمندترين ارزشها برشمرده شده است.
همينطور مسئله امانتدارى يكى از جدّىترين ارزشها و فضايل اخلاقى است كه در فرهنگ دينى و در قرآن و در روايات بسيار روى آن تأكيد شده است و آنچه كه از روايت فوق برداشت مىشود اين است كه در دوره آخرالزمان در فرهنگ عمومى مردم خيانت به يكديگر، خيانتهاى مالى و يا ديگر خيانتها يك حالت عمومى پيدا مىكند و امت اسلامى دچار عمومىشدن خيانت و غش در معامله و يا غش در رفاقتها و ارتباطات است. ممكن است فردى خيانت مالى به شما نكند امّا در ارتباط و رفاقت و در آن وظايفى كه نسبت به شما دارد، داشته باشد خيانت كند. در هر صورت پيامبر اكرم (ص) فرمودند: اول ما يرفع من هذة الامة: الحياء و الامانة صفت ديگرى كه براى زنان و مردان در آخر الزمان ذكر شده اين است كه مىفرمايد: استخفوا بالقرآن يعنى قرآن از فرهنگ خاص مردم هر چه در مقام تلاوت و چه در مقام عمل بيرون مىرود و يك مقدار كمرنگ مىشود. از طرفى كانت مساجدهم معمورة بالاذان مساجد اينها به اذان آباد است يعنى وقت نماز، اذان از آنها پخش مىشود امّا قلوبهم خالية من الايمان امّا دل آنها نشانهاى از آثار و علايم ايمان ندارد، نسبت به حق قرآن به حق تلاوت قرآن، به حق عمل به قرآن كوتاهى مىشود و از طرفى مساجد عمدتاً آباديشان در حد گفتن اذان و دلها خالى از آثار ايمان است.
مطلب بعدى كه باز در روايات روى آن تكيه شده اين است كه وقتى شما با افراد برخورد مىكنيد كلمات زيبا و حكمتآميزى بر زبان مىرانند و در مقام گفتار خيلى شيرين و پر معنا صحبت مىكنند امّا وقتى كه به رفتار آنها مراجعه مىكنيد رفتارشان بسيار زشت و غير مشروع و غير معقول است. يعنى هماهنگى بين گفتار و رفتار در اين دوره نيست. حرفها، حرفهاى معقول و زيبا امّا اعمال، اعمال نا زيبا و مشكل آفرين است. باز از مسايل ديگرى كه ما در اين دوره شاهد آن خواهيم بود و در روايات پيش بينى شده است اين است كه معمولًا مردم مباهات به معصيت مىكنند. افراد آسيب ديدهاى پيدا مىشوند كه نه تنها از انجام معصيت خوددارى نمىكنند و ترس از معصيت ندارند بلكه مباهات به عصيان و حكم شكنى خدا دارند. كسانى به وجود مىآيند و در بين جوامع اسلامى حركت مىكنند كه با ارتكاب معصيت خود را بزرگ مىبينند و احساس بزرگى مىكنند. مباهات و افتخار آنها به معصيت است.
باز از نشانههاى عمومى اين دوره اين است كه مفرطون بالغدوات؛ اينها در روز انسانهاى سست عنصر و كم كارى هستند.
يكى از آسيبهاى عمومى در آخرالزمان اين است كه شبها ترك شب زنده دارى مىكنند. عموم مردم يا برخى از مردم و در روز هم كار جدّى ندارند مفرطون بالغدوات يعنى هنگام روز و در صبح كارهاى جدّى دنبال نخواهند كرد. به عبارتى نه در شب عبادت جدّى دارند و نه در روز كار جدّى. دقيقاً نقطه مقابل صفات اصحاب امام زمان (ع) كه مىفرمايد امام زمان (ع) رهبان باللّيل و افسد بالنّهار؛ كسانى هستند كه در شبها اهل عبادت و مناجات با خدا هستند و در روز هم