ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - راز بقاى ايران؛ عنايات اهل بيت عليهم السلام
حال، تمايزات ذاتى و اكتسابيف اقوام و ملل را (از حيث هوش و همّت و استعداد دستيابى به عاليترين مقامات علمى و معنوى، و بويژه پيشتازى و پيشوايى جامعه و تمدن بزرگ اسلامى) منكر نشده، بلكه به عنوان يك واقعيت عينى و طبيعى به رسميت مى شناسد و حتى براى شكوفايى و ثمره چينى از آن به سود بشريت، روى آن سرمايه گذارى هم مى كند. اين سخن معروف پيامبر كه:
اگر علم و ايمان به ستاره پروين آويخته باشد مردانى از سرزمين ايران بدان دست خواهند يافت.[١]
و آن همه تعريف وى از سلمان فارسى و هموطنان وى (به مناسبت نزول آيات شريفه ٥٤ مائده، ١٣٣ نساء، ٨٩ انعام، ٥ اسراء، ١٩٨ و ١٩٩ شعراء، ٣٨ محمد، صلّى اللَّه عليه وآله، ١٦ فتح، و ٣ جمعه، كه كتب حديثى و تفسيرى شيعه و سنّى آن را نقل كرده اند) همه و همه انگيزه اى جز جلب توجه امّت اسلام به نقش خطير ايرانيان مسلمان در تاريخ، و نيز تحريض رجال مستعد ايران به اجراى هر چه بهتر نقش سترگ خويش در طرح كلان تاريخ بشر نداشته است؛ نقشى كه امروزه نيز پس از گذشت ١٥ قرن از عصر بعثت، آگاهان منصف به تاريخ تمدن اسلامى در شرق و غرب جهان بر آن مفهر تأكيد مى زنند.
ابن خلدون مغربى در مقدمه تاريخش فصلى مستقل گشوده و اظهار داشته است كه، حاملان علوم در اسلام غالباً از ايرانيان بوده اند و عبدالرحمان بدوى، نويسنده نوانديش مصرى، نيز سلمان فارسى را آغازگر نقش يگانه اى مى داند كه به قول او: ملت ايران در شكوفايى حيات معنوى اسلام يعنى نهضت تشيع، بر عهده دارد:
سلمان، اين نخستين ايرانى [مسلمان]، نداى پر طنين و نيرومندى بود كه نقش اعظم ى را كه نژاد وى در تكوين حيات معنوى در اسلام بازى كرد اعلام مى نمود. گفتيم نقش اعظم، و بهتر بود مى گفتيم نقش يكتا و يگانه. چه، در واقع مى توان گفت كه حيات معنوى اسلام، همه چيزش را مديون اين نژاد آرياييف چند پهلويف پفر مَلَكات است و از اين است كه نهضت تشيع، بدان معنى كه بزودى خواهيم گفت، به دست وى پا گرفت، زيرا در ميان همه نژادهايى كه به اسلام آمده اند، تنها اوست كه بر ايجاد چنين نهضتى تواناست.
در ميان آياتى كه فوقاً بدان اشاره شد، تقارن آيه ٥٤ مائده ... فسوف يأتى اللَّه بقوم يحبّهم و يحبّونهم كه در روايات به ايرانيانف هموطن سلمان تأويل شده، با آيه معروف إنّما وليفكم اللَّه و رسوله و الّذين أمنوا (٥٥ مائده) كه از ولايت خدا و رسول و ائمه طاهرين، عليهم السلام، سخن مى گويد، تقارنى بسيار معنى دار و قابل ملاحظه است. خاصّه آن كه در آيه بعد (٥٦ مائده) پيروان ولايت عَلَوى، به عنوان حزب پيروز خداوند قلمداد شده اند:
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هر كه از شما از دينش باز گردد چه باك؛ زودا كه خدا مردمى را بياورد كه دوستشان بدارد و دوستش بدارند. در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر كافران سركش؛ در راه خدا جهاد مى كنند و از ملامت هيچ ملامتگرى نمى هراسند. اين فضل خداست كه به هر كس كه خواهد ارزانى دارد و خداوند بخشاينده و داناست. جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى خوانند و همچنانكه در ركوعند انفاق مى كنند. و هر كه خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولى خود گزيند، بداند كه پيروزمندان، گروه (حزب) خداوندند.[٢]
براستى كه پيرامون ربط و تناسب اين آيات، مشخصات ملّتف ولايت شعارف ايران، ارتداد اصحاب سقيفه از خط اسلام ناب محمدى