ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - راز بقاى ايران؛ عنايات اهل بيت عليهم السلام
سخنى نغز دارد. ايشان در كتاب خدمات متقابل ايران و اسلام مى نويسد:
حقيقت اين است كه، علت تشيع ايرانيان و علّت مسلمان شدنشان يك چيز است: ايرانى روح خود را با اسلام سازگار ديد و گمگشته خويش را در اسلام يافت. مردم ايران كه طبعاً مردمى با هوش بودند و به علاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بيش از هر ملت ديگر نسبت به اسلام شيفتگى نشان دادند و به آن خدمت كردند.
مردم ايران، بيش از هر ملت ديگر به روح اسلام توجه داشتند و به همين دليل، توجه ايرانيان به خاندان رسالت از هر ملت ديگر بيشتر بود و تشيع در ميان ايرانيان، نفوذ بيشترى يافت. يعنى ايرانيان روح اسلام و معنى اسلام را در نزد خاندان رسالت يافتند. فقط خاندان رسالت بودند كه پاسخگوى پرسشها و نيازهاى واقعى روح ايرانيان بودند.
آنچه كه بيش از هر چيز ديگر، روح تشنه ايرانى را به سوى اسلام مىكشيد عدل و مساوات اسلامى بود. ايرانى قرنها از اين نظر محروميت كشيده بود و انتظار چنين چيزى را داشت. ايرانيان مى ديدند كسانى كه بدون هيچگونه تعصّبى، عدل و مساوات را اجرا مى كنند و نسبت به آن بى نهايت حساسيت دارند خاندان رسالت اند. خاندان رسالت، پناهگاه عدل اسلامى، مخصوصاً از نظر مسلمانان غير عرب بودند.
اگر اندكى به تعصبات عربى و تبعيضاتى كه از ناحيه برخى خلفا ميان عرب و غير عرب صورت مىگرفت و دفاعى كه على بن ابى طالب، عليه السلام، از مساوات اسلامى وعدم تبعيض ميان عرب و غير عرب مى نمود توجه كنيم، كاملًا اين حقيقت روشن مى شود.
سخن استاد را دانشمند مسيحى لبنانى نيز تصديق مى كند:
فرزند ابىطالب، شهيد عظمتش شد. او از اين جهان درگذشت در حالى كه نماز ميان دو لبش بود و قلبش از شوق خدا لبريز بود. عرب، حقيقت مقام و مرتبت وى را نشناخت، تا آن كه گروهى از همسايگان و يا برادران ايرانيف اعراب بپا خاستند و ميان جواهر و سنگريزه تفاوت گذاردند.
ايرانى مسلمان، با كشف هوشمندانه على و خاندان پاك نبى، عليهم السلام در ميان اصحاب پيامبر، وايمان استوارش به راه و رسم اين خاندان يعنى تشيع، گام در گردونه تقدير كلى الهى (همان طرح كلان خلقت) گذارد و در نتيجه، بار سنگين رسالت الهى مبنى بر آماده سازى تدريجى جهان براى تحقق فرج كلّى (يعنى حاكميت توحيد بر سراسر گيتى، به رهبرى قائم آل محمّد، صلّى اللَّه عليه وآله) بر دوش وى نهاده شد. بى جهت نيست كه طبق روايات ظهور، اصحاب شاخص مهدى، عجّل اللَّه تعالى فرجه، يعنى آن ٣١٣ تنى كه با برخاستن نداى حضرت، برق آسا از اقطار گيتى به وى خواهند پيوست تا بازوى پرتوان وى در اصلاح جهان باشند، همگى يا ايرانى اند و يا ايرانى تبار! چنان كه باز به گواه روايات، مسئوليت شناخت و شناسايى تشيع (به عنوان يگانه مكتب حق) به جهان را پيش از ظهور مهدى، عجّل اللَّه تعالى فرجه، قم بر عهده دارد[١] و قم نيز- به مثابه پايتخت معنوى شيعه در جهان- از ايران است.
مطلب را درست دريابيم:
اسلام، البته با امتيازات نژادى سر سازش ندارد و صرفاً به اعتبار طبقه و نژاد، ارباب قرشى را بر برده حبشى رجحان نمى نهد، امّا در عين