ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
مناظره!
مناظره امام حسين (ع) با شخصى از اهالى مدينه
بحث و گفتوگو و طلب علم و پرسش و پاسخ، ارزشمند و عبادت است؛ امّا برخى با يادگيرى بعضى از اصطلاحات و به دست آوردن مراتبى از علوم و فنون، مىخواهند ديگران را تحقير كنند و برترى علمى خود را به رخ بكشند كه بحث و گفتوگو را به نزاع و درگيرى زبانى مىكشانند. با اينكه درك مىكنند حق با طرف مقابل است، دست از جدل و مبارزه برنمىدارند كه اين عادت ناپسند و ضدّ ارزش است. روزى در شهر مدينه، شخصى در خدمت امام حسين (ع) آمد و با غرور و بىادبى به امام گفت: بيا بنشين تا در مباحث دين با يكديگر مناظره كنيم. حضرت اباعبدالله (ع) براى هدايت آن شخص رهنمود داد و فرمود:
«اى مرد! من نسبت به دين خودم آگاهى لازم دارم و هدايت بر من آشكار است. اگر تو نسبت به دين آگاهى ندارى، برو و آموزش لازم را ببين، ما را با جدال و فخرفروشى چه كار؟ همانا شيطان انسان را وسوسه مىكند و در گوش او زمزمه مىكند و به او مىگويد: برو با ديگران در مباحث دينى جدل و مباحثه كن، تا تو را ناتوان و جاهل ندانند.
توجّه داشته باش كه مجادله چهارقسم است. اوّل: يا تو و هم مناظره تو در آنچه كه «مىدانيد» مجادله مىكنيد، پس هر دو نفر شما پند ناصحان را ترك گفتيد و رسوايى را خريديد و علم خود را ضايع كرديد.
دوم: يا جاهلانه با هم به نزاع و مناظره مىپردازيد كه جهالت خود را آشكار مىكنيد و جاهلانه به نزاع مىپردازيد.
سوم: يا تو «آگاهى» و هم مناظره تو «جاهل» است. پس او در حقّ تو ستم مىكند و مىخواهد تو را بلغزاند.
چهارم: يا او «علم» دارد و تو حرمت او را حفظ نمىكنى و قدر و ارزش او را نمىدانى. پس مناظره در تمام اقسام ياد شده ناروا است.
كسى كه انصاف دارد و حق را پذيرفته و فخرفروشى نمىكند، پس ايمان او محكم است و سخن او در مباحث دينى نيكوست و عقلش را از خطا و لغزش مصون داشته است.»[١]
پىنوشت:
[١]. دشتى، «مجموعه نهجالحياه»، ج ٦، «فرهنگ سخنان امام حسين (ع)»، صص ١٢٣- ١٢٤.
سيد حسن حرّ، «سبك اخلاقى مناظرات چهارده معصوم (ع) از منظر قرآن و روايات»، فصلنامه قرآنى كوثر، شماره ٥١، زمستان ٩٣، ص ١٦٠.
مناظره امام سجّاد (ع) با مرد شامى
به هنگام آمدن اسيران به «دمشق»، مردى رو به روى حضرت علىّ بن حسين (ع) ايستاد و گفت:
سپاس خدايى را كه شما را كشت و نابود ساخت و مردمان را از شرّتان آسوده كرد و اميرالمؤمنين را بر شما پيروز گردانيد.
امام زين العابدين (ع) خاموش ماند تا مرد شامى آنچه در دل داشت، برون ريخت. سپس از او پرسيدند: «قرآن خواندهاى؟»
گفت: آرى!
پرسيدند: «اين آيه را خواندهاى؟»
«قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى؛[٢]
بگو از شما اجرى نمىخواهم، جز مودّت با نزديكانم.»
گفت: آرى!
پرسيدند: «و اين آيه را:
«وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ؛[٣]
حقّ نزديكان را بدهيد.»
گفت: آرى!
پرسيدند: «و اين آيه را:
«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؛[٤]
همانا خداوند اراده فرموده است كه از شما اهل بيت، هرگونه رجس و پليدى را دور گرداند و شما را پاك و مطهّر گرداند.»
گفت: آرى!
پرسيدند: «اى شيخ! اين آيهها در حقّ ما نازل شدهاند. ماييم ذوىالقربى. ماييم اهل بيت پاكيزه از آلايش.»
شيخ دانست آنچه درباه اين اسيران شنيده است، درست نيست. آنان خارجى نيستند. فرزندان پيغمبرند و از آنچه گفته بود، پشيمان شد و گفت:
خدايا من از بغضى كه از اينان در دل داشتم، به سوى تو توبه مىكنم. من از دشمنان محمّد و آل محمّد بيزارم.[٥]
پىنوشتها:
[١]. سوره شورى، آيه ٢٣.
[٢]. سوره اسراء، آيه ٢٦.
[٣]. سوره احزاب، آيه ٣٣.
[٤]. شهيدى، «زندگانى على بن الحسين (ع)»، ص ٦٦.
سيد حسن حرّ، «سبك اخلاقى مناظرات چهارده معصوم (ع) از منظر قرآن و روايات»، فصلنامه قرآنى كوثر، شماره ٥١، زمستان ٩٣، صص ١٦٢- ١٦٣.