ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - آيين دائو
روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابهلاى انجيل به چشم مىخورد:
كمرهاى خود را بسته و چراغهاى خود را افروخته بداريد. بايد مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مىكشند كه چه وقت در را بكوبد، بىدرنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد! پس شما نيز مستعدّ باشيد؛ زيرا در ساعتى كه شما گمان نمىبريد، او مى آيد.[١]
مسيحيت ضمن تأكيد بر غيرمنتظره بودن بازگشت عيسى، هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومت الهى در راستاى حكومت الهى آسمانها ارزيابى مىكند.[٢] علاوه بر اين، ظهور مسيح، يگانه راه حل براى ادامه حيات و زندگانى برشمرده مىشود[٣] و عيسى منجى انسانها و پادشاه پادشاهان معرفى مىگردد.[٤]
موعود مسى حيان بر اساس سخنان دانيال نبى، سيستم اجتماعى، اقتصادى، سياسى، تربيتى و مذهبى جهان را عوض خواهد كرد و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مىكند.[٥] مسيحيان همچنين علاماتى براى ظهور عيسىبن مريم قائل مىباشند:[٦]
عنقريب بعد از آن آزمايش سخت روزگاران، خورشيد تيره و تار مىگردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرتهاى آسمانى نيز به لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسمانى آشكار خواهد شد و سپس تمامى قبايل زمين، نگران و غمگين مىگردند و آنگاه عيسى از ابرهاى آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد.[٧]
روايات اسلامى نيز بر آمدن حضرت مسيح (ع) صحّه مىگذارند؛ از جمله آنكه پيامبر (ص) فرمودند:
«سوگند به آنكه جانم به دست اوست! به طور يقين عيسىبن مريم به عنوان داورى عادل و پيشوايى دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد.»[٨]
همچنين برخى مفسّران در تفسير «آيه ١٥٩ سوره نساء»، آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخرالزّمان مرتبط مىدانند و اين آيه را با استفاده از احاديث در همينباره ارزيابى مىكنند.[٩] به هر حال مسئله فرود آمدن مسيح و بازگشت وى در آخرالزّمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است. البتّه اسلام در اينباره منجى موعود را مهدى (عج) معرفى نموده او را پيشواى آخرالزّمان تلقّى مىكند. براى نمونه در حديثى از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است:
«چگونه خواهيد بود، آنگاه كه عيسىبن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشوايتان از خود شما باشد؟»[١٠]
يا آنكه در روايتى ديگر از قول امام باقر (ع) نقل گرديده است:
«پيش از قيامت (عيسى) به دنيا فرود مىآيد و هيچ كس از ملّت يهود و مسيحى نمىماند؛ مگر آنكه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدى نماز مىگزارد.»[١١]
بىگمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است كه روايات اسلامى و اعتقادات مسيحى در مورد ظهور، از نزديكى فراوانى برخوردار مىباشند. مقايسه خبرهاى رسيده از روايات اسلامى درباره پيشرفت غيرقابل تصوّر علوم در زمان ظهور، ايجاد رفاه اجتماعى و ديگر موارد[١٢] با آنچه آمد، به روشنى اين مدّعا را ثابت مىكند. اين مسئله به خودى خود، فضايى تفاهمآميز را براى گفتوگوى انتظار بين اين دو دين مهم را فراهم مىآورد.
آيين دائو
«آيين دائو»[١٣] در كنار «آيين كنفوسيوس» در ميان مردمان چين از جايگاهى ويژه برخوردار است و بيانگر جهانبينى عرفانى آن مردمان مىباشد. در آيين دائو، رگههاى روشنى از منجىباورى و انتظار موعود به چشم مىخورد.
بر پايه متن «زندگى قدّيس آخرالزّمان و پروردگار طريقت» نوشته شانگ چينگ در يك سال جنچن، يعنى بيست و نهمين سال از دوره شصت ساله، لى هونگ (موعود آخرالزّمان دائويى) ظهور خواهد كرد تا جهانى نو برپا كند كه در آن، برگزيدگان تحت حكومت قدّيس آخرالزّمان بزيند[١٤]
موعودباورى در قرنهاى هفتم تا دهم ميلادى و در عصر خاندان تانگ توسعه يافت و هم اينك نيز يكى از باورهاى پيروان آيين دائو مىباشد.