ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - ادلّه و شبهات مخالفان رجعت
شماست تصديق كرد، البتّه به او ايمان بياوريد و حتماً يارىاش كنيد. [آنگاه] فرمود: «آيا اقرار كرديد و در اينباره پيمانم را پذيرفتيد؟» گفتند: آرى. اقرار كرديم. فرمود: «پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم.»
اين آيه از پيمانى جدّى و مؤكّد ياد مىكند كه خدا از پيامبران گذشته گرفته و بر اساس آن بايد به رسول خدا (ص) ايمان بياورند و او را يارى دهند. خداوند اين پيمان را با انواع تأكيدها و اقرار گرفتن و شاهد گرفتن تشديد مىكند. اين يارى هنوز به طور روشن و كامل واقع نشده است و انتظار مىرود در رجعت اتّفاق افتد و اگر اتّفاق نيفتد با اين همه تأكيد و اصرار بر اين پيمان سازگار نيست.
البتّه مىتوان مصاديق ضعيفترين يارى را در نظر گرفت كه قبلًا واقع شده باشد؛ مثلًا به وسيله دعوت پيروانشان به پذيرش پيامبرى كه بعد خواهد آمد[١] يا اينكه مقصود از انبيايى كه از آنها پيمان گرفته شده، خود آنها نباشد؛ بلكه فرزندانشان باشد.[٢]
برخى نيز مراد از رسول را پيامبر اكرم (ص) ندانسته، آن را تعميم داده و گفتهاند هر پيامبر جديدى كه آمد، قبلىها بايد به او ايمان بياورند و يارىاش كنند؛ امّا اين معانى با ظهور اوّليه آيه سازگار نيست و تا مجبور نباشيم نبايد به اين تأويلات دست بزنيم. افزون بر اينكه هر تأويلى محتاج قرينه و دليل است و هيچ دليلى براى اين تأويلات ذكر نشده است.
اكثر اين مفسّران قرائتى ديگر را نقل مىكنند كه به كلّى معنا را تغيير مىدهد. آنها به جاى لفظ ميثاقالنّبيين از لفظ ميثاق اهل الكتاب، استفاده كردهاند تا ديگر نيازى به اين تأويلات نباشد؛ ولى هيچيك آن را ترجيح ندادهاند.[٣]
ابن كثير از امام علىبن ابىطالب (ع) و ابن عبّاس، نقل مىكند كه به نظر آنان اين آيه مىگويد كه اگر پيامبر اكرم (ص) مبعوث شد و آن انبيا زنده بودند، بايد به او ايمان آورند و يارىاش كنند.[٤] البتّه ظاهراً او نمىخواهد رجعت را بپذيرد و زنده بودن ديگر پيامبران را در زمان حيات پيامبر اكرم (ص) امرى فرضى در نظر مىگيرد؛ امّا با روايتى كه نقل مىكند، اين موضوع را روشن مىكند كه در نظر برخى از صحابه، امكان چنين همزمانىاى از انبيا نمىگيرد. آنهم چنين پيمان غليظ و مستحكمى، اين پيمان بايد مصداق پيدا كند و مصداق آن تنها در رجعت است. روايت ياد شده را تعدادى ديگر از مفسّران اهل سنّت نقل كردهاند.[٥]
در روايت تفسير نعمانى از اميرالمؤمنين (ع) براى اثبات به چند آيه قرآن، از جمله به اين آيه استناد شده است.[٦] اين آيه اگر دليلى قاطع بر اثبات رجعت نباشد، دست كم شاهدى بر تأييد آن است.
ادلّه روايى رجعت
روايات منقول از پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) درباره رجعت به حدّى است كه براى فردى منصف و بىتعصّب، جايى براى ترديد باقى نمىگذارد كه از منظر اسلام، رجعت امرى حتمى و واقعى است. در كتابهاى روايى و تاريخى و كتابهايى كه در زيارتهاى اهل بيت (ع) نوشته شدهاست، روايات بسيارى وجود دارد كه به طور مستقيم يا غير مستقيم به رجعت اهل بيت (ع) با مؤمنان اشاره دارد.
ادلّه و شبهات مخالفان رجعت
مخالفان رجعت سعى كردهاند براى موضع خود ادلّهاى بياورند. مرحوم شيخ حرّ عاملى، شبهات آنان را به تفصيل نقل كرده و پاسخ داده است.[٧] برخى از آنها فقط استبعاد[٨] است و برخى ديگر استناد به ادلّه نقلى و برخى ديگر ادّعاى نداشتن دليلى بر اثبات رجعت است؛ امّا چنانكه پيشتر ملاحظه شد، با وجود ادلّه قرآنى ذكر شده بر وقوع رجعت، نه جايى براى استبعاد وجود دارد، نه ادّعاى بىدليلى صورت پذيرفته است. بنابراين، تنها بايد ديد آيا دليلى بر نفى رجعت وجود دارد كه با ادلّه اثبات رجعت تعارض كند يا نه. مهمترين استدلالهاى مخالفان به شرح زير است:
١. خداى متعال تقاضاى بازگشت عدّهاى را هنگام مرگ رد مىكند. چگونه مىتوان پذيرفت كه پس از مرگ بازگردند؟ قران كريم مىفرمايد:
«حَتَّىإِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛[٩]
تا چون مرگ به يكى از آنان برسد، گويد: پروردگارا! مرا برگردان تا در آنچه ترك كردهام، عمل شايستهاى كنم. هرگز. اين كلمهاى است كه وى مىگويد و در جلوشان برزخى است تا روزى كه مبعوث شوند.»
اين اشكال را به شكل ديگرى نيز مطرح كردهاند. مىگويند بازگشت كفّار به دنيا پس از ديدن عذابهاى برزخ و ديدن آنچه پس از مرگ رخ مىدهد، موجب مىشود كه در بازگشت خود فرصتى ديگر براى عمل پيدا كنند و با يقينى كه پيدا كردهاند، به عمل مىپردازند.
در ابتداى بحث، چهار تفاوت رجعت با اين درخواست كافران گذشت؛ در رجعت، تقاضايى از سوى كافران رخ نمىدهد كه مشمول اين آيه شريفه گردند. بله. اراده الهى بر بازگشت آنان است تا آنها را مجازات كند؛ نه اينكه فرصتى دوباره براى عمل به آنها بدهد. رجعت براى مؤمنان فرصتى است تا بر اعمال نيكى كه دوست داشتند، انجام دهند؛ امّا فرصت و شرايط عمل نداشتند، بيفزايند و براى كافران نقمتى است تا مجازات دنيوى اعمالشان را ببينند. خداوند متعال در جاى ديگر مىفرمايد:
«يَوْمَيَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ؛[١٠]
روزى كه برخى نشانههاى خدا آشكار شود، ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت. بگو: چشم به راه باشيد ما نيز چشم به راهيم.»
٢. ظهور حضرت مهدى (عج) يكى از آيات پروردگار است كه پس از آن، ديگر ايمان كافران پذيرفته نخواهد شد. اين موضوع در تعدادى از روايات اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته است.
قرآن كريم مىگويد:
«وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ؛[١١]