ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ١- ٣ موج نام ها و نمادها
و عراق و ... (در دستههاى مختلف، اعمّ از جبهة النصره، داعش يا ...) به رواياتى است كه ابنتيميه درباره شام، سپاه شام، امّت منصوره و مانند آن آورده و به مصاديق نابجا تطبيق داده است. وى در حديثى جعلى از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمودند:
«امّت منصورهاى (يارى شده) هستند از امّت من كه بر حق ظاهرند و بد خواهان به آنان ضررى نمىرسانند تا امر خدا حادث شود.»
ابنتيميه، امّت منصوره را بر اهل شام تطبيق داده و تصريح مىكند: لشكر معاويه طايفه منصوره است تا قيامت!!![١] جالب اينجاست كه راوى اين روايت جعلى، خود معاويه است!
به طور طبيعى اين سؤال پيش مىآيد در قرن هفتم هجرى كه ديگر خبرى از اموىها نيست، چطور وى مدّعى مىشود آنها امّت منصورهاند تا قيامت؟!
براى يافتن پاسخ اين پرسش، مىبينيم ابنتيميه در روايت جعلى ديگرى از پيامبر (ص) آورده است كه فرمودند: «عاقبت امر بدانجا مىرسد كه لشكر آمادهاى در شام و لشكرى در «يمن» و لشكرى در عراق نمايان خواهد شد و بر شما، بر شما باد به همراهى با لشكر شام! كه آنها خيرة الله در زمين هستند. به سوى آنها برگزيدگان از بندگان جذب مىشوند!» اين دست روايات را مىتوان اين روزها به طور مكرّر در خطابههاى سران داعش و النصرة و ... به عنوان پشتوانه دينى استراتژى حمله به شام و تشكيل دولت آنها شنيد.
محمّد العريفى، مبلّغ فعّال وهّابى و نظريهپرداز جهاد نكاح، گفته بود: سرزمين شام، سرزمين صحابه بزرگ پيامبر است! در همين راستا، شيخ ابوالزهرا زبيدى در مقالهاى با عنوان «نداء الأهل الشام الأبيه» مىنويسد: ما بايد خلافت راشده را ايجاد كنيم. اكنون در سرزمينى هستيم كه عيسىبن مريم در آن، نزول خواهد كرد.
اين عبارت به حضور آنان در اين منطقه رنگ آخرالزّمانى مىدهد. ايمن الظواهرى، از رهبران القاعده، روزى براى روحيه دادن به يكى از سلفيان در حال اعزام به «سوريه» گفته بود: در سنگرهاى خود بمانيد و استقامت كنيد تا خلافت اسلامى را در شام برقرار سازيد. الجولانى، رهبر جبهه النصرة نيز هدف از تشكيل اين جبهه را همين مطلب بيان كرده وگفته بود: بازگشت حكومت و سلطانى خداوند بر زمين! از همه جالبتر اينكه جان كرى قبل از بالا گرفتن كار داعش، از كشف گروه و طايفهاى نجيب درشامات سخن به ميان آورده بود!
٢. تلاش براى احياى بنىاميه در دورههاى تاريخى
با تورّق در تاريخ، مىتوان به وضوح مشاهده كرد كه جريان افراطى و دشمنى با اهل بيت (ع) هماره تلاش مىكردهاند زير لواى عنوان بنىاميه نيروهاى خود را منسجم كرده و تجديد حيات كنند. اسم رمز اين عملياتها را در تاريخ مىتوان ذيل خروج سفيانىها (از آل ابوسفيان و بنىاميه) دنبال كرد. در طول دورههاى مختلف تاكنون، چندين سفيانى در تاريخ سر برآوردهاند؛ از جمله:
- سفيانى اوّل: ابومحمّد زياد بن عبداللهبن يزيد بن معاويه كه در پايان دوره بنىمروان (سال ١٢٦ ه-. ق.) خروج مىكند. او زمانى كه بين وليد دوم و آل مروان اختلاف به وجود مىآيد، همراه با گروهى از بنىاميه، «دمشق» را به تصرّف در مىآورد و مردم «حمص» با او بيعت مىكنند. او خود را سفيانى موعود دانست و مقابل عبداللهبن على عبّاسى با همين عنوان ايستاد و از مردم براى احيا و نگهدارى بنىاميه بيعت گرفت. وى در پايان ماجرا و بدون دست يافتن به اهدافش كشته شد؛
- سفيانى دوم: ابوالحسن على بن عبدالله بن خالد بن يزيد بن معاويه معروف به ابوالعميطر كه در سال ١٩٥ ه. ق. باز در دمشق ادّعاى خلافت كرد و مردم آنجا براى احياى بنىاميه با او بيعت كردند. اين سفيانى ٨٠ سال داشت و مردم شام بارها از او خواستند عليه عبّاسيان خروج كند؛ امّا او قبول نمىكرد تا اينكه گروهى چندين شب در سرداب خانهاش پنهان شده و او را ندا مىكردند: قيام كن! ظاهراً او هم باور مىكند كه سفيانى موعود است و قيام مىكند. فرجام او نيز به فرار و كشته شدن منجر مىشود.
در سالهاى بعد، خروج اين دست افراد موسوم به سفيانى تكرار شد. براى نمونه، طبرى نقل مىكند در سال ٢٩٤ ه. ق. باز كسى در شام ادّعاى سفيانى بودن كرد و ...
بايد اين نكته را نيز اضافه كنيم در روايات شيعه و سنّى بر دشمنى سفيانى با حضرت مهدى (ع) در آخرالزّمان تأكيد شده است. البتّه در كنار اين روايات گاه در برخى منابع فرعى و روايات جعلى و ضعيف اهل سنّت از سفيانى چهره مثبتى ارائه شده و از عبادت او سخن گفته مىشود كه مثلًا هيچگاه عبادت را ترك نكرده، امنيت را برقرار مىكند و ...!
درباره چرايى تعدّد سفيانى بايد متذكّر اين نكته شد كه سفيانى همانند اصل ظهور ظهور امام زمان (عج) از علائم قطعى و حتمى آخرالزّمان است و معصومان (ع) درباره او سخن گفتهاند. دشمنان اهل بيت (ع) با اطّلاع از اين روايات براى از بين بردن و نهايى كردن كار شيعيان از آنها سوء استفاده كرده و در هر دورهاى يك فرد را با عنوان سفيانى علم كردهاند تا بتوانند لشكر خود را بسيج كنند و از اين طريق، به حكومت رسيده يا شعيان (ولو از خاندان بنىعبّاس و به طور كلّى هاشميان) را از بين ببرند. از سوى ديگر اين فرض هم محتمل است همانطور كه عدّهاى درباره مهدى بودن خود با نيات سوء يا بيمارىها دچار توهّم شدهاند، اين اتّفاق درباره خودسفيانىپندارى عدّهاى رخ داده باشد.
٣. پروژه جديد احياى بنىاميه و سفيانى در دوره كنونى
همانگونه كه در سطور قبل گفتيم، اقداماتى را مىتوان در منطقه غرب «آسيا» طى سالهاى اخير مشاهده كرد كه حاكى از تلاش چندباره براى احياى بنىاميه و خروج سفيانى تازه است؛ از جمله شواهد و قرائن اين ادّعا، مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
١- ٣. موج نامها و نمادها
در دهههاى اخير، موج فراگيرى از نامهاى اموى در پيروان مكتب ابنتيميه و سلفىها مشاهده مىشود؛ چه در مشرب وهّابىهاى آن در «عربستان» و «قطر» و چه در مكتب ديوبندى آن در «پاكستان» و «افغانستان» و ....