ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ٢ مؤلّفه هاى اخلاقى
ابعاد و مؤلّفهها
در شمارههاى پيش، با دو رويكرد (مناسكى، رفتارى و معرفتى، اخلاقى) در تربيت دينى آشنا شديم و بيان كرديم كه تربيت دينى، تضمين كننده موفّقيت و سعادت فرزندان است؛ از اين رو، تربيت دينى با تربيت براى زندگى منافاتى ندارد.
پيش از آغاز فرآيند تربيت، بايد موضوع تربيت را به درستى شناخت تا ندانيم تربيت دينى شامل چه ابعاد و مؤلّفههايى مىگردد. عمليات تربيت، ناقص يا اشتباه صورت خواهد گرفت. يكى از عوامل ناكامى در تربيت دينى، ناشناخته بودن تربيت دينى است. گاه برخى امور را جزو تربيت دين مىدانيم؛ در صورتى كه چنين نيست و گاه برخى امور را خارج از تربيت دينى مىدانيم؛ در صورتى كه جزو آن است. در گام نخست، بايد اين امور را به درستى شناخت. تربيت دينى، يك «محور اساسى»، سه بُعد و چندين مؤلّفه دارد.
تربيت دينى، محور و اساسى به نام «خدا» دارد. همه چيز در تربيت دينى، بر اساس خدا و توحيد استوار است. آنچه اينجا مهم است اينكه تربيت دينى، يعنى «خدايىسازى» و «توحيدى بار آوردن» فرزندان. مربّى موفّق كسى است كه بتواند خدا را در كانون زندگى دانشآموز قرار دهد و تمام ابعاد زندگىاش را بر اساس آن تنظيم كند. از منظر مباحث تربيتى اسلام، انسان سه بُعد دارد: شناخت، اخلاق و عمل. شناخت به مسائل فكرى و اعتقادى انسان مربوط مىشود و اخلاق، به بخش صفات و فضايل انسانى و عمل، به بخش رفتارها و مناسك انسان. اين سه بعد، نه به صورت تفكيك شده، بلكه به صورت منظّم با يكديگر ارتباط دارند. شناخت و معرفت در رأس قرار دارد. نوع شناخت و معرفت انسان، تعيينكننده ابعاد ديگر است. ما آنگونه كه مىانديشيم، اخلاق و رفتار خود را شكل مىدهيم. پس از شناخت، اخلاق قرار دارد كه اصول بيشترى را شامل مىشود و از معرفت سرچشمه مىگيرد. در حقيقت، اخلاق پشتوانه رفتار و عمل انسان است و بالأخره در نهايت عمل و رفتار انسان قرار دارد كه محصول اخلاق و معرفت او مىباشد. آنچه اينجا مهم است اينكه هر سه بعد انسان، بايد بر محور خدا و توحيد بچرخد. از اين رو، تربيت دينى، تركيبى از معرفت الهى، اخلاق الهى و رفتار الهى است. در تربيت دينى، بايد هر سه بعد و چگونگى تعامل ميان آنها را در نظر گرفت. فرزند با ايمان كسى است كه هر سه بعد او به صورت هماهنگ و نظام يافته، با محوريت الله تنظيم شده باشد. اينكه هر كدام از اين ابعاد سهگانه، چه مؤلّفههايى را شامل مىشود، در بحث آينده روشن مىگردد.
مؤلّفههاى تربيت دينى
هر كدام از ابعاد، مؤلّفههاى خاصّ خود را دارند كه همچنان با محوريت توحيد تنظيم مىشوند:
١. مؤلّفههاى شناختى
در بعد شناخت و اعتقاد، قائل به اصول سهگانه دين و اصول پنجگانه دين و مذهب هستيم و بر اين باوريم كه توحيد، نبوّت، معاد اصول دين است كه همه آن را قبول دارند و عدل و امامت دو اصل مذهب شيعه مىباشند كه به آن سه اضافه مىگردند. اين، درست است؛ امّا بايد در نظر داشت كه اين سه يا پنج اصل، در عرض يكديگر نيستند. هر چند همه آنها اصل به شمار مىروند، امّا يكى از آنها اصل اساسى و بقيه اصول، مبتنى بر آن مىباشند. در تربيت دينى، ركن و اساس شناخت، معرفت خدا و باور به يگانگى اوست و انسان ديندار كسى است كه خدا را بشناسد و به يكتايى او باور داشته باشد و تنها نيروى مؤثّر در هستى را او بداند (توحيدباورى). پس از خداباورى و فرع بر آن، ولايت قرار دارد كه بر اساس آن معتقديم خداوند متعال راهنمايانى را براى هدايت و اداره امور بشر فرستاده است. اين راهنمايان در دو گروه پيامبران و امامان طبقهبندى مىشوند. بنابراين ولايت نيز به دو قسم نبوّت و امامت تقسيم مىشود. مسئله بعدى، معاد است كه بر اساس آن معتقديم نظامى كه خداوند متعال آفريده است، بىهدف نبوده و با پايان يافتن زندگى اين دنيا، مرحله ديگرى از زندگى آغاز مىگردد كه در آن، رفتار و كردار امروز بشر محاسبه مىشود و زندگى جاويد بشر رقم مىخورد. بنابراين مىتوان گفت در اصول دين كه اعتقادات قرار دارد، اساس، توحيد و خداباورى است كه فرع بر آن، ولايت و معاد شكل مىگيرند.
٢. مؤلّفههاى اخلاقى
بعد اخلاق، به خوبها و بدهاى زندگى مربوط مىشود. انسان، پيوسته به دنبال كشف خوب و بد است تا تكليف خود را در عمل بداند. همه