ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - حضرت يحيى (ع)
نيز آن را پذيرفتند. پس وقتى خداوند تبارك و تعالى اين پذيرش را از ايشان مشاهده نمود، دريافت كه اينان طاقت آن را ندارند. پس هنگامى كه آن حضرت به ساق عرش رسيد آن مطلب را بر او تكرار فرمود تا دربارهاش انديشه كند. پس فرمود:
«پيامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ايمان آورده است.»[١] پس آن حضرت از جانب خود و امّتش پاسخ داد كه:
«و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند [و گفتند:] «ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمىگذاريم.»[٢] پس خداوند متعال فرمود: «در صورت انجام اين اعمال، بهشت و مغفرت از آن ايشان خواهد بود.» و پيامبر عرض كرد: «اگر اينگونه با ما رفتار فرمايى، آمرزش تو را [خواستاريم] و فرجام به سوى تو است.»[٣]
ج) فرمانبرى اجنّه
عالم يهودى گفت: اين حضرت سليمان است كه شياطين به فرمان او بودند و هر چه مىخواست براى او مىساختند؛ معبدها و تنديسهها و تمثالها.
حضرت مولا على (ع) به او فرمودند: «همين طور است و به حضرت محمّد (ص) بهتر و برتر از آن عطا شده. شياطين در حالى تحت فرمان او (سليمان نبى (ع)) بودند كه هنوز در كفر به سر مىبردند؛ ولى شياطين تحت امر محمّد (ص) همه مؤمن بودند. پس نُه نفر از اشراف گروه جنّيان، يكى از جنّ نصيبين بود و هشت نفر ايشان از بنىعمرو بن عامر كه از اهل يقين ايشان بودند، خدمت آن حضرت شرفياب شدند كه عبارتند از: شضاه، مضاه، هملكان، مرزبان، مازمان، نضاه، هاضب، هضب و عمرو و ايشان كسانى هستند كه خداوند در بارهاشان مىفرمايد:
«و چون تنى چند از جنّ را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند، پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند: «گوش فرا دهيد.» و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند.»[٤]
و اينان نه نفر مىباشند. پس جنّيان خدمت آن حضرت آمدند و پيامبر داخل نخلستان بود. آنان عذرخواهى كرده و گفتند: ما گمان كرديم كه خداوند كسى را مبعوث نفرموده و از پى آن هفتاد و يك هزار تن از ايشان با پيامبر بيعت نمودند كه روزه گيرند و نماز گزارند و حجّ به جاى مىآرند و جهاد مىكنند و خيرخواه مسلمانان هستند و از ياوهگويىهاى خود درباره خداوند عذر خواستند. اى يهودى! اين عطا برتر از آن چيزى است كه به سليمان داده شده. پس پاك و منزّه است خداوندى كه شياطين را پس از تمرّد، براى نبوّت محمّد (ص) مسخّر نمود و آنان پنداشته بودند كه خداوند داراى فرزند است؛ به خاطر همين بعثت آن حضرت، شامل تعداد بىشمارى از جنّ و انس گرديد.»
حضرت يحيى (ع)
عالم يهودى گفت: اين حضرت يحيىبن زكريا است كه درباره او گفتهاند: به او هنگام خردسالى حكم و حلم و فهم داده شده و او بىهيچ گناهى مىگريست و روزه را [در روزهاى پىدر پى به هم] وصل مىكرد.
حضرت اميرالمؤمنين على (ع) به او فرمودند:
«همين طور است و به حضرت محمّد (ص) برتر از آن عطا شده. حضرت يحيى در زمانى زندگى مىكرد كه نه بتى بود و نه جاهليتى و به حضرت محمّد (ص) در ميان بتپرستان و حزب شيطان حكم و فهم داده شد و [او] كمترين رغبتى به بتها و مراسم آنان نشان نداد و هيچ دروغى از او شنيده نشد و او فردى امين بود و راستگو و حليم.