ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - اسامه العطّار، شهروند شيعى عراقى كه در عربستان شكنجه شد
اساسى نظريهپردازى اين گرايش برشمردهاند. اين پژوهشگران با اعتراف به اهمّيت انديشههاى سيد قطب در بروز ديدگاههاى راديكال، بر اين نكته تأكيد دارند كه كتاب عبدالسّلام فرج، به شكل مشخّص به نظريهپردازى درباره عملكرد مسلّحانه پرداخته است.
در نقطه مقابل، جريان سلفيت علمى و حكومتى، معتقد است كه سلفيت جهادى اساساً سلفى نيست و به جهت تكفير و كشتار بىگناهان خود را به دروغ به مفاهيمى مانند سلفىگرى و جهاد منتسب نموده است. براى شناخت تفاوت دقيق اين دو نگاه و بررسى نقدهاى سلفيت حكومتى نسبت به سلفيت جهادى، مىتوان به سلسله مقالاتى كه شيخ عبيكان در روزنامه «الشرق الاوسط» نگاشته است، مراجعه نمود. با اينكه قرار بود مناظرهاى ميان شيخ طرطوسى، يكى از نمايندگان تفكّر سلفيت جهادى در «سوريه» و شيخ عبيكان در همين موضوع انجام پذيرد، ولى اين مناظره انجام نشد.
نمايندگان جريان سلفيت حكومتى معتقدند گرايش سلفيت جهادى، انديشههاى خوارج را احيا نموده است؛ در حالىكه در مقابل جريان جهادى، سلفيت سنّتى را به پيروى از تفكّر مرجئه و توجيه فساد حاكمان سياسى متّهم مىنمايد. از سوى ديگر جريان سلفى جهادى به شدّت با گروههاى اسلامگرا و حتّى سلفى كه در فرآيند فعّاليتهاى سياسى مشاركت مدنى داشتهاند، مخالفت مىنمايد. القاعده به صراحت حماس را به جهت شركت در انتخابات و تشكيل حكومت محكوم كرد و حماس را به انتخاب يكى از دو حالت فرمان داد: باقى ماندن به شكل جنبشى جهادى و جهانى يا تبديل شدن به حركتى سياسى غيردينى و غيرارزشى.
برخى نويسندگان اين جريان معتقدند مشاركت مدنى در حكومتهاى رايج كنونى، تلاش براى نزديك كردن اسلام و كفر است و راهيابى جريانهاى سلفى به پارلمان، طعمهاى براى از بين بردن تدريجى اين گروهها مىباشد. آنان گروههاى شركت كننده در فرآيند مشاركت مدنى را گرفتار روشهاى ماكياولى دانسته كه سياست را برتر از هر شريعتى مىدانند.
بازهم افشاگرى
چندى پيش روزنامه «الاتّحاد»، در مطلبى با عنوان «خطر مدارس دينى در افغانستان و پاكستان»، دست به افشاگرىهايى زد كه جامعه اسلامى را در حيرت فرو برد. در اين گزارش آمده بود: متأسّفانه در برخى از مدارس دينى، به طلّاب نحوه ساختن بمب و استفاده از سلاح آموزش داده مىشود.
اين گزارش در ادامه افشاگرىهاى خود نوشته بود: در اين مدارس، كودكان مجبور به حمل سلاح شده و از آنان براى عمليات انتحارى، مخصوصاً در روز عيد قربان استفاده مىشود.
اين مدارس در جذب نوجوانان و همچنين كودكان يتيم و خانوادههاى فقير بسيار موفّق عمل كرده؛ زيرا از زمان ورود كامل اين كودكان به مدارس، تمام هزينههاى زندگى آنها به عهده متولّيان مدارس به پشتوانه عربستان است. همچنين خبرهاى نگرانكنندهاى از تجاوز جنسى معلّمان اين مدارس به طلّاب به گوش مىرسد.
نويسنده اين گزارش، در پايان، ضمن اشاره به ارسال فورى بخش قابل توجّهى از طلّاب اين مدارس به «عراق» گفته بود: آينده طلابى كه از يكسو، تحت آموزههاى افراطى و غيرانسانى وهّابيت بوده و از سوى ديگر مورد سوء استفادههاى مكرّر جنسى واقع مىشوند، بسيار نگرانكننده خواهد بود.
ابعاد اين فاجعه، صرفاً در رابطه با مورد «پاكستان»، زمانى مشخّص مىشود كه بدانيم در حال حاضر در اين كشور، ١٣ هزار مدرسه دينى وجود داشته كه حدود ٢ ميليون طلبه يا بهتر بگوييم تروريست را در خود پرورش مىدهند.
البتّه بايد گفت مردم داخل عربستان نيز از شرّ اين جنايات در امان نيستند. عناصر وهّابى و تندرو كه در داخل عربستان ماندهاند، با شركت در گروههايى موسوم به مطوعين به آزار و اذيت مردم و مخصوصاً شيعيان مىپردازند.
پليس دينى، حسبه (حسابرس)، يا هيئت امر به معروف و نهى از منكر به تشكيلاتى گفته مىشود كه شامل عناصر تندرو و سركوبگر وهّابى است.
تصاويرى از جنايات مطوعين در عربستان
اين تشكيلات، براى اوّلينبار در رياض و توسط عبدالعزيز آلسعود، آغاز به كار كرد و در حال حاضر رهبرى آن به دست عمربن حسنآلشيخ است.
اعضاى اين تشكيلات عمدتاً ضدّ شيعى، بالغ بر پنج هزار وهّابى هستند كه در ٤٨٦ قسمت در مناطق گوناگون عربستان تقسيم شدهاند.
همچنين، علاوه بر كادر رسمى اين سازمان، اشخاصى كه به صورت داوطلبانه با آن همكارى كرده و به عبارتى ديگر براى آن جاسوسى مىكنند نيز پاداش خوبى را دريافت خواهند كرد.
گفتنى است در آوريل ٢٠١١ م. افرادى از اين هيئت وهّابى در «مدينه» يك شهروند شيعى به نام طالب صالحالغدير را از جوار حرم نبوى بازداشت كرده و به طرز غير انسانى در انظار عمومى شكنجه و پس از آن نيز وى را به محلّ نامعلومى منتقل كردند.
همچنين در ٣٠ اكتبر ٢٠١١ م. پليس وهّابى عربستان يك زائر شيعى عراقىالاصل با تابعيت كانادايى به نام اسامه العطّار را به طرز وحشيانهاى شكنجه كرد. گفتنى است تنها گناه العطّار خواندن زيارتنامه در جوار «قبرستان بقيع» بود.
اسامه العطّار، شهروند شيعى عراقى كه در عربستان شكنجه شد
شدّت شكنجه وى در همان محل به حدّى بود كه موجب واكنش برخى از حجّاج بيت الله الحرام شد. مأموران هيئت امر به معروف عطّار را در حالى كه صورتش غرق خون بود، از محلّ تجمّع حجّاج دور كردند.
ميزان غيرانسانى و شنيع بودن اقدامات اين سازمان در عربستان به حدّى است كه حتّى واكنش برخى مقامات آلسعود را نيز به دنبال داشته است؛ به طورىكه دست به افشاى ماهيت اين گروهها زدهاند.
عبدالمحسن عبيكان گفته بود برخى افراد منتسب به هيئت امر به