ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - يهوديان و مسيحا
بخشيد.[١]
باور زرتشتيان آن است كه وى با اهريمنان ستيز خواهد كرد و پس از شكست آنان، انسان را برجايگاه اصلى خويش خواهد نشاند.
لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روى خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزى با اهريمنان باشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مىشود و اهريمنان را منقرض مىسازند و بعد از پيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيد. بنىآدم بر تخت نيكبختى، خواهد نشست.[٢] و در پايان، سوشيانس با ريشهكن ساختن فقر، فلاكت و تنگدستى مردم را همفكر، همگفتار و همكردار مىگرداند.[٣]
يهوديان و مسيحا
آنگونه كه بررسىها نشان مىدهد پيش از اسارت قوم يهود و آوارگى آنان توسط آشوريان، انديشه ظهور منجى در ادبيات مذهبى، غيرمذهبى، اساطير، افسانهها و روايات مكتوب و شفاهى بنىاسرائيل جايى نداشته است. تنها در سده دوم پيش از ميلاد بود كه ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افكار يهود پديد آمد و توسعه يافت.[٤]
از اين رو است كه دانيال نبى (ع) به دنبال رنجهاى پياپى قوم يهود، پايان زجرها را نويد داد و گفت:
و در اين ايام اين پادشاهان، يهود خداى آسمانها سلطنتى را كه تا ابد جاويد مىماند، بر پا خواهد نمود و اين سلطنت را خرد كرده و مغلوب خواهد ساخت و خودش براى هميشه پايدار و جاويدان خواهد ماند.[٥]
اشعياى پيامبر (ع) نيز در پيشگويىهاى خود، مژده آمدن مسيح را داد:
براى ما ولدى و پسرى بخشيده مىشود كه سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجيب و مشير و خداى قادر و پدر سرمدى و سرور و سلامتى خوانده خواهد شد. ترقّى سلطنت و سلامتى او را بر كرسى داوود و بر كشور وى پايانى نخواهد بود. تا آنكه انصاف و عدالت را براى هميشه استوارتر سازد.[٦]
البتّه شايان توجّه است كه قوم يهود به عنوان مردمى ديندار همواره به آينده خويش اميدوار بوده و اين عبارت كتاب مقدّس ميان يهوديان رايج بود كه: اگرچه ابتدائيت صغير بود، ولى عاقبت تو بسيار رفيع گردد.[٧]
با اين همه آنان پس از نخستين ويرانى شهر «قدس»، هميشه در انتظار رهبرى الهى، قدرتمند و پيروزى آفرين بودهاند تا اقتدار و شكوه «قوم برگزيده» را احيا كند.
يهوديان بر مبناى آنچه در «زبور داوود» آمده است، خود را وارثان به حقّ خداوند در زمين مىپندارند:
زيرا كه شريران منقطع خواهند گشت و متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندك زمانى شرير نخواهد بود؛ امّا حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند گشت و ميراث آنها خواهد بود تا ابد الآ باد.[٨]
انديشه موعود در ميان يهوديان با كلام صريح اشعيا، نگاهى رو به آينده پيدا مىكند و دستمايه عشق به روزگارى روشن و افتخارآميز مىگردد:
نهالى از تنه يسى (پدر داوود) بيرون آمده، شاخهاى از ريشههايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت؛ يعنى روح حكمت و فهم و روح مشورت و روح معرفت و ترس از خداوند ... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود ... شريران را به نفخه لبهاى خود خواهد كشت. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.[٩] سپس اشعيا به گونهاى كنايهآميز به صلح جهانى در آن دوران اشاره مىكند و ادامه