ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ب) تسخير باد
آنچه در اين مقاله مىخوانيد، اثبات برترى رسول اكرم (ص) بر پيامبران بنىاسرائيل پس از حضرت موسى (ع) مىباشد. اين روايت، ضمن روايتى بلند به نقل از امام حسين (ع) است كه ماجراى احتجاج اميرمؤمنان على (ع) را در برابر مردى يهودى بيان مىكنند. اميد است با شناخت آن حجّت عظيم، شكوه و قدرت خداى خود را بهتر بشناسيم؛ انشاءالله.
حضرت داوود (ع)
عالم يهودى خطاب به اميرمؤمنان (ع) گفت: اين حضرت داوود (ع) است كه خداوند آهن را براى او نرم ساخت و از آن سپرها را ساخت. آيا چنين فضيلتى براى محمّد (ص) هست؟
حضرت مولى الموحّدين (ع) فرمودند: «همين طور است و به حضرت محمّد (ص) بهتر و برتر از آن داده شده. خداوند سنگ سخت محكم را براى او نرم نمود و تبديل به غار ساخت و زير دستان مبارك آن حضرت در «بيتالمقدّس» چنان نرم همچون خمير شد. ما اين را مشاهده كرديم و تحت پرچم او آن را لمس نموديم.»
عالم يهودى گفت: اين حضرت داوود (ع) است كه بر خطاى خود گريست؛ به نوعى كه كوهها از سر ترس با او سارى و جارى شدند.
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و به حضرت محمّد (ص) برتر از آن عطا شده. آن حضرت وقتى به نماز مىايستاد از شدّت گريه از سينه و شكم او صوتى همچون آوازى كه از ديگ مسين مملوّ از آب كه بر بالاى آتش افروخته باشد و در جوش و غليان بود، شنيده مىشد و اين در حالى بود كه خداوند او را از عقاب خود ايمن ساخته بود و آن حضرت با اين گريه مىخواست به درگاه خداوند، اظهار خشوع و خاكسارى كند و او امام و مقتداى همه است.
آن رسول گرامى، مدّت ده سال به واسطه عبوديت خداوند بر اطراف انگشتان ايستاده عبادت ربّ العزّت نمود، تا آنكه قدمهاى مباركش متورّم و ستبر و رنگ مباركش مايل به زردى گرديد و دائماً نماز شب مىخواند تا آنكه از جانب خداوند عزَّ و جلَّ عتاب شد كه «طه؛ ما قرآن را نازل نكرديم كه تو را به زحمت بيندازيم؛ بلكه بايد بدان واسطه خوشبخت گردى.»[١] او چندان گريه مىكرد كه در برخى اوقات بيهوش مىشد. روزى يكى از اصحاب به او عرض كرد: اى رسول خدا! مگر نه اين است كه خداوند گناهان دور و نزديك گذشته تو را آمرزيده؟ گفت: «آرى. مگر من نبايد بنده سپاسگزار خدا باشم؟!»
و چنانچه كوهها با داوود، جارى شده و تسبيح گفتند، با محمّد (ص) برتر از آن انجام دادند.
ما با او بر «كوه حرا» بوديم. ناگاه كوه به لرزه درآمد و آن حضرت به كوه فرمود: «آرام بگير كه جز نبى و وصى يا صدّيق شهيد بر روى تو نايستاده است.» پس كوه مطيع فرمان آن حضرت آرام گرفت.
[همچنين] ما با او از كوهى عبور مىكرديم كه ناگاه قطرات گريه از برخى از قسمتهاى آن بيرون مىزد. آن حضرت به كوه فرمود: «براى چه گريه مىكنى؟» گفت: اى رسول خدا! حضرت مسيح بر من عبور كرد و او مردم را از آتشى مىترساند كه هيمه آن مردمند و سنگها و من ترس آن دارم كه نكند من از آن سنگها باشم. حضرت بدو فرمود: «هراس مكن. آن سنگ، كبريت است.» پس كوه آرام گرفت و سكون يافت و پاسخ او را داد.»
حضرت سليمان (ع)
الف) پادشاهى و فرمانروايى
عالم يهودى گفت: اين حضرت سليمان (ع) است، كه به او ملك و سلطنتى عطا شد كه هيچ كسى پس از او بدان دست نيافت.
حضرت على (ع) فرمودند:
«همين طور است و به حضرت محمّد (ص) بهتر و برتر از آن عطا شده. روزى فرشتهاى بر آن حضرت نازل شد كه پيش از آن به زمين نيامده بود و او همان ميكائيل است. عرض كرد: اى محمّد! اگر خواهى، پادشاه و منعم و مكرم باش و اين كليدهاى گنجينههاى زمين با تو است و تمام كوههاى آن با تو طلا و نقره خواهد شد و اين كار ذرّهاى از آنچه در آخرت برايت ذخيره شده، كم نخواهد كرد. پس اشارهاى به جبرئيل، كه از ميان فرشتگان دوست آن حضرت بود، نمود و او را اشاره به تواضع نمود. پس فرمود: «بلكه من نبوّت و بندگى را اختيار كردم كه يك روز بخورم و دو روز گرسنه باشم تا اينكه به برادرانم از انبيا ملحق شوم.» پس خداوند عزّوجلّ به آن حضرت «كوثر» و «رتبه شفاعت» را عنايت فرمود و اين درجه رفعت و كرامت، هفتاد مرتبه عظيمتر از ملك دنيا از اوّل تا آخر آن است و او را وعده مقام محمود فرمود. پس وقتى روز قيامت فرا رسد، خداوند عزَّ و جلَّ، او را بر روى عرش مىنشاند. پس اى يهودى! اين عطا از آنچه به سليمان داده شده، بسى برتر و بهتر است.»
ب) تسخير باد
عالم يهودى گفت: اين حضرت سليمان است كه تمام بادها تحت فرمان او شدند؛ به طورى كه با آن به تمام شهرها مىرفت تا به يك شب و روز راه يك ماهه مىپيمود.
حضرت امير (ع) فرمودند:
«همين طور است و به حضرت محمّد (ص) برتر و بهتر از آن داده شده. ايشان مسير يك ماه راه از «مسجد الحرام» به «مسجد الأقصى» سير داده شد و از آنجا در ملكوت آسمانها مسير پنجاه هزار سال را عروج داده شد و اينهمه در كمتر از سه شب بود تا اينكه به ساق عرش رسيد؛ تا اينكه به علم نزديك شد و به آن چسبيد و از آنجا او را به جنّت بردند. به بالاى رفرف سبز مشرّف شد. در آنجا نور محل بصر آن رسول گرامى را خيره كرد. پس عظمت حضرت عزَّ و جلَّ را به چشم دل به نظر درآورد و با ديدگان او را نديد و فاصله ميان او و آن نور به مقدار فاصله دو كمان يا كمتر از آن بود. پس خداوند به بندهاش آنچه [كه مىخواست] وحى فرستاد و از جمله، اين آيه شريفه از «سوره مباركه بقره» بود كه:
«آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار يا پنهان كنيد. خداوند شما را به آن محاسبه مىكند؛ آنگاه هر كه را بخواهد مىبخشد و هر كه را بخواهد عذاب مىكند و خداوند بر هر چيزى تواناست.»[٢]
و اين آيه [در عالم ذرّ] بر تمام انبيا از زمان حضرت آدم عرضه شد تا اينكه خداوند عزَّ و جلَّ، حضرت محمّد (ص) را مبعوث فرمود و بر تمام امّتها عرضه شد و از شدّت سنگينى، آن را نپذيرفتند و آن بر رسول خدا (ص) عرضه شد و آن را پذيرفت و پس از عرضه بر امّت، آنان