ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتاد و هفتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
چرخ زاپاس
٤ ص
(٤)
چرا آثار شگفت توسّل، كمتر از گذشته مشهود است؟
٥ ص
(٥)
همه كاره عالم
٦ ص
(٦)
اشاره
٦ ص
(٧)
امام زمان (ع)؛ همه كاره عالم
٧ ص
(٨)
امام زمان (ع) هدايت كننده قلب ها
٨ ص
(٩)
گلستانه
١٠ ص
(١٠)
به روى شانه طوفان
١١ ص
(١١)
گودال قتلگاه، پر از بوى سيب بود
١١ ص
(١٢)
يا حسين!
١١ ص
(١٣)
فرازى از يك مثنوى عاشورايى
١١ ص
(١٤)
برتر از سليمان (ع)، مسيح تر از عيسى (ع)
١٢ ص
(١٥)
حضرت داوود (ع)
١٣ ص
(١٦)
حضرت سليمان (ع)
١٣ ص
(١٧)
الف) پادشاهى و فرمانروايى
١٣ ص
(١٨)
ب) تسخير باد
١٣ ص
(١٩)
ج) فرمانبرى اجنّه
١٤ ص
(٢٠)
حضرت يحيى (ع)
١٤ ص
(٢١)
حضرت عيسى (ع)
١٥ ص
(٢٢)
الف) سخن گفتن در گهواره
١٥ ص
(٢٣)
ب) شفاى بيماران
١٥ ص
(٢٤)
ج) زنده كردن مردگان
١٦ ص
(٢٥)
د) اطّلاع داشتن از غيب
١٦ ص
(٢٦)
ه-) دَم احياگر
١٦ ص
(٢٧)
و) بسيار سفركردن
١٧ ص
(٢٨)
ز) زهد
١٧ ص
(٢٩)
گزارش يك نشست
١٨ ص
(٣٠)
بخش اوّل بيوتروريسم، تهديدى نوين، حربه اى نوين
١٨ ص
(٣١)
بيوتروريسم سلاحى براى قدرت هوشمند
١٨ ص
(٣٢)
شناخت عوامل بيولوژيكى در طبّ اسلامى
١٩ ص
(٣٣)
سودجويان، مؤمنان را مى كشند
١٩ ص
(٣٤)
بخش دوم شيعيان و موقعيت آخرالزّمانى آنان
١٩ ص
(٣٥)
استراتژى دوم مسدود ساختن راه ها و مجارى ضرررساننده به مؤمنان
٢٠ ص
(٣٦)
استراتژى سوم حفظ مؤمنان از فتنه ها و حوادث سال هاى سخت قبل از ظهور و آماده سازى آنان براى استقبال
٢١ ص
(٣٧)
استراتژى چهارم در زمين دشمن بازى نكنيد!
٢١ ص
(٣٨)
بشر و شوق سوزان ظهور
٢٢ ص
(٣٩)
اشاره
٢٢ ص
(٤٠)
آيين هندوئيسم
٢٢ ص
(٤١)
بودائيان و انديشه انتظار
٢٣ ص
(٤٢)
زرتشتيان
٢٣ ص
(٤٣)
يهوديان و مسيحا
٢٤ ص
(٤٤)
مسيحيان و بازگشت مسيح
٢٥ ص
(٤٥)
آيين دائو
٢٦ ص
(٤٦)
ژاپن و موعودباورى
٢٧ ص
(٤٧)
يونانيان باستان
٢٧ ص
(٤٨)
اديان سرخپوستى
٢٧ ص
(٤٩)
آفريقائيان
٢٧ ص
(٥٠)
جوان بى تفاوت مسيحى چطور شيعه شد؟
٢٨ ص
(٥١)
فرزند با ايمان من (2)
٣٠ ص
(٥٢)
ابعاد و مؤلّفه ها
٣١ ص
(٥٣)
مؤلّفه هاى تربيت دينى
٣١ ص
(٥٤)
1 مؤلّفه هاى شناختى
٣١ ص
(٥٥)
2 مؤلّفه هاى اخلاقى
٣١ ص
(٥٦)
3 مؤلّفه هاى رفتارى
٣٢ ص
(٥٧)
رابطه بر اساس محبّت
٣٢ ص
(٥٨)
ويژگى هاى فرزند موحّد
٣٢ ص
(٥٩)
روش تربيت توحيدى
٣٢ ص
(٦٠)
مسئله چيست؟ خالقيت يا ربوبيت؟
٣٣ ص
(٦١)
بنيان توحيد ربوبى
٣٣ ص
(٦٢)
برهان محبّت و ربوبيت
٣٤ ص
(٦٣)
رويكرد به غذاى درمانى در جهان طبّ
٣٥ ص
(٦٤)
اشاره
٣٥ ص
(٦٥)
رابطه تغذيه و اخلاق در روايات
٣٨ ص
(٦٦)
نتيجه
٤٠ ص
(٦٧)
غذاى حرام چرك و خونابه اى بيش نيست؛ اگر بصيرت داشته باشيم
٤١ ص
(٦٨)
پروژه آخرالزّمانى احياى بنى اميه
٤٢ ص
(٦٩)
مقدّمه پيشگويى روايات درباره حيات مجدّد بنى اميه در آخرالزّمان
٤٢ ص
(٧٠)
1 استراتژى احياى بنى اميه
٤٣ ص
(٧١)
2 تلاش براى احياى بنى اميه در دوره هاى تاريخى
٤٤ ص
(٧٢)
3 پروژه جديد احياى بنى اميه و سفيانى در دوره كنونى
٤٤ ص
(٧٣)
1- 3 موج نام ها و نمادها
٤٤ ص
(٧٤)
2- 3 احياى سيره ضدّ اسلامى امويان
٤٥ ص
(٧٥)
4 آيا شاهد سفيانى موعود خواهيم بود؟
٤٦ ص
(٧٦)
معرفى و بررسى سازمان فرهنگى صهيونيستى كمرا
٤٧ ص
(٧٧)
مقدّمه و خلاصه
٤٨ ص
(٧٨)
تاريخچه سازمان كمرا
٤٨ ص
(٧٩)
ساختار سازمانى و فعّاليت ها
٤٨ ص
(٨٠)
چند نمونه فعّاليت هاى كمرا عليه سايت ها و رسانه هاى مختلف
٥٠ ص
(٨١)
پيتر جنينجگ، گوينده اخبار در شبكه ABC News
٥٠ ص
(٨٢)
راديو ملّى مردمى
٥٠ ص
(٨٣)
انكارتا
٥٠ ص
(٨٤)
فيلم «مونيخ»، ساخته شده توسط استيون اسپيلبرگ
٥٠ ص
(٨٥)
مرشايمر و والت
٥١ ص
(٨٦)
جنگجويان خدا
٥١ ص
(٨٧)
يهودى هايى كه آبروى اسرائيل را مى برند
٥١ ص
(٨٨)
جنگ 2008- 2009 اسرائيل، غزه
٥١ ص
(٨٩)
گزارش نيويورك تايمز در مورد اختلاف هاى فلسطين، اسرائيل
٥١ ص
(٩٠)
نظرات كارشناسان و مراكز مختلف در مورد كمرا
٥١ ص
(٩١)
مجلّه چشم انداز آمريكايى
٥١ ص
(٩٢)
نظر بوستون گلوب
٥٢ ص
(٩٣)
فعّاليت هاى گروهى كمرا در ويكى پديا
٥٢ ص
(٩٤)
معرفى و بررسى وب سايت كمرا
٥٢ ص
(٩٥)
هدف سايت
٥٢ ص
(٩٦)
جذب حمايت مالى
٥٢ ص
(٩٧)
سفارش آگهى و تبليغات در رسانه ها
٥٢ ص
(٩٨)
بخش اخبار سايت
٥٣ ص
(٩٩)
معرفى سوابق مطالب و اخبار ضدّضهيونيستى در هر سايت و رسانه
٥٣ ص
(١٠٠)
معرفى نويسندگان ضدّصهيونيستى
٥٣ ص
(١٠١)
ليست موضوعات مرتبط با اسرائيل، به همراه مطالب در مورد آنها
٥٣ ص
(١٠٢)
مطالب مربوط به ايران در بخش موضوعات
٥٤ ص
(١٠٣)
اسامى اشخاص سياسى ضدّاسرائيلى به همراه سوابق آنها
٥٤ ص
(١٠٤)
معرفى نويسنده هاى فعّال در كمرا
٥٤ ص
(١٠٥)
معرفى موارد اصلاح شده در سايت ها و رسانه ها پس از پيگيرى هاى كمرا
٥٤ ص
(١٠٦)
معرفى موارد اصلاح نشده در سايت ها و رسانه ها، پس از پيگيرى هاى كمرا
٥٤ ص
(١٠٧)
بروشورها و تبليغات طرّاحى شده
٥٤ ص
(١٠٨)
تيترها و عكس ها
٥٤ ص
(١٠٩)
آموزش هاى كاربردى براى افراد فعّال فرهنگى مدافع اسرائيل
٥٤ ص
(١١٠)
معرفى و تحليل فيلم
٥٤ ص
(١١١)
حمايت از تأسيس كتابخانه و اهداى كتاب
٥٤ ص
(١١٢)
معرفى تاريخچه كمرا
٥٤ ص
(١١٣)
استراتژى وزارت دفاع آمريكا در فضاى مجازى
٥٦ ص
(١١٤)
اشاره
٥٦ ص
(١١٥)
زمينه استراتژيك
٥٦ ص
(١١٦)
فرصت ها و توانايى هاى وزارت دفاع آمريكا در فضاى مجازى
٥٦ ص
(١١٧)
تهديدات مجازى
٥٧ ص
(١١٨)
پنج ابتكار استراتژيك
٥٨ ص
(١١٩)
تئوريسين فحشاى كارمندى
٦٥ ص
(١٢٠)
اشاره
٦٥ ص
(١٢١)
فتاواى عجيب
٦٥ ص
(١٢٢)
ترويج فساد اجتماعى
٦٥ ص
(١٢٣)
فتواى زمينه ساز ظهور فحشا در خيابان هاى سعودى
٦٥ ص
(١٢٤)
تغيير فتوا درباره چهره نامزد
٦٦ ص
(١٢٥)
اصرار بر ديدگاه هاى رضاعى خود در برابر دستور پادشاه
٦٦ ص
(١٢٦)
افشاگر دربار
٦٦ ص
(١٢٧)
شكاف در ميان درباريان عربستان آشكار مى شود
٦٦ ص
(١٢٨)
سلفى گرى حكومتى عبيكان در برابر سلفى گرى جهادى طرسوسى و ناصر العمر
٦٧ ص
(١٢٩)
سلفى گرى جهادى
٦٧ ص
(١٣٠)
بازهم افشاگرى
٦٨ ص
(١٣١)
تصاويرى از جنايات مطوعين در عربستان
٦٨ ص
(١٣٢)
اسامه العطّار، شهروند شيعى عراقى كه در عربستان شكنجه شد
٦٨ ص
(١٣٣)
عامل شهادت آنفولانزاى خوكى
٦٩ ص
(١٣٤)
مشاور اخراجى دربار
٦٩ ص
(١٣٥)
شيخ رقّاص
٦٩ ص
(١٣٦)
شيخ گوسفندچران
٧٠ ص
(١٣٧)
همچنان در خدمت يهود
٧٠ ص
(١٣٨)
فتاواى انحصارى ديگر
٧٠ ص
(١٣٩)
هنگام قطع برق روزه نگيريد
٧٠ ص
(١٤٠)
تعليم و تعلّم سحر حلال
٧٠ ص
(١٤١)
رجعت (بخش 2)
٧١ ص
(١٤٢)
ادلّه قرآنى رجعت
٧٢ ص
(١٤٣)
ادلّه روايى رجعت
٧٦ ص
(١٤٤)
ادلّه و شبهات مخالفان رجعت
٧٦ ص
(١٤٥)
نتيجه
٧٧ ص
(١٤٦)
مناظره!
٧٩ ص
(١٤٧)
مناظره امام حسين (ع) با شخصى از اهالى مدينه
٧٩ ص
(١٤٨)
مناظره امام سجّاد (ع) با مرد شامى
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - نتيجه

و بر مردم شهرى كه آن را هلاك كرده‌ايم، بازگشتشان [به دنيا] حرام است.»

بنابراين قرآن به صراحت رجعت را رد مى‌كند.

با توضيحى كه پيش‌تر درباره اين آيه داده شده، معلوم شد كه اين آيه نه تنها مخالف رجعت نيست، از بهترين ادلّه بر اثبات رجعت است؛ زيرا اين آيه مى‌گويد گروهى خاص بازگشت ندارند كه لازمه‌اش اين است كه گروهى ديگر بازگشت دارند:

«أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ؛[١]

مگر نديده‌اند كه چه بسيار نسل‌ها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‌گردند؟»

اين آيه نيز مانند آيه سابق است كه از بازگشت نيافتن گروه‌هايى سخن مى‌رود كه هلاك شده‌اند و نمى‌تواند نافى رجعت باشد. در واقع از اين دو آيه شريفه استنباط مى‌شود كه نسل‌هاى هلاك شده به دليل اينكه يك بار عذاب دنيوى شده‌اند، ديگر بازگشتى ندارند تا دوباره عقوبت شوند. تنها عذاب بزرخ و حساب و كتاب آخرت پيش روى آنان است؛ امّا كسانى كه در دنيا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند.

٣. ولى الله دهلوى اشكالى عقلى را مطرح مى‌كند و مى‌گويد روح گناه‌كاران به يكى از دلايل زير انجام مى‌شود: مجازات، اذيت يا بيان خيانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند كشيد و مجازات دنيوى آنها ظلم است. اذيت را در قبر خواهند ديد. بيان خيانت آنها در اين زمان فايده ندارد، براى مردم زمان خودشان مفيد بود.[٢]

روايات باب رجعت تصريح دارند كه بازگرداندن مجرمان براى اين است كه مجازات دنيوى‌اشان را بكشند. مجازات دنيوى هيچ منافاتى با عذاب آخرت ندارد و ظلم نيست؛ چنان‌كه اگر قاتلى را در دنيا قصاص كنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشيدن شيرينى اجراى عدالت در دنيا، حقّ مظلومان است. بنابراين نبايد اجراى اين حق را منافى عذاب آخرت دانست.

٤. به ادلّه عقلى و نقلى اثبات شده كه ممكن نيست زمين يك چشم بر هم زدنى خالى از حجّت بماند و ممكن نيست غير افضل مقدّم شود، ... با اين مقدّمات، رجعت معنا ندارد؛ چون لازم آيد كه يا حضرت مهدى (عج) از امامت عزل شود- در صورتى‌كه بر حسب ادلّه امامت او تا قيامت ادامه دارد- يا غيرافضل، يعنى امام زمان (عج) بر افضل، يعنى حضرت امير (ع) يا حضرت امام حسين (ع) مقدّم باشد يا عدد امامان از دوازده نفر زيادتر باشد و رياست امام عمومى نباشد.[٣]

در پاسخ مى‌توان گفت كه اگر امامت غيرافضل به اجازه خود افضل باشد، اشكالى ندارد. ديگر اينكه ممكن است هريك از امامان، رهبرى ناحيه‌اى را به دست گيرند. همچنين ممكن است رجعت ساير امامان پس از شهادت حضرت مهدى (عج) باشد. پاسخ‌هاى ديگرى نيز به اين اشكال داده‌اند كه براى پرهيز از تطويل، از بيان آنها خوددارى مى‌كنيم؛[٤] امّا در هر حال، عدد امامان از دوازده تجاوز نخواهد كرد و همان امامان قبلى بازخواهند گشت.

٥. رجعت مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام مردود است. پس رجعت مردود است.

اين اشكال از نفهميدن درست معناى تناسخ و معناى رجعت ناشى شده است. تناسخ به معناى آن است كه روح كسى پس از مرگ در بدنى ديگر، غير از بدن خودش وارد شود؛ امّا رجعت به معناى بازگشت روح به بدن خود فرد است؛ دقيقاً مانند همان اتّفاقى كه در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، رجعت هم هست؛ امّا نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنى ديگر نيست؛ بلكه به بدن خود فرد است. بنابراين، هيچ امرى محال يا خلاف اسلام اتّفاق نخواهد افتاد.

٦. كسى كه به كمال خاصّ خود رسيده است، اگر پس از مرگ دوباره به دنيا بازگردد، رجوع از فعل به قوّه است و اين محال است. قوّه‌اى كه يك بار به فعليت برسد، ديگر بار به قوّه بازنمى‌گردد. نفس انسان با مردن تجرّد پيدا مى‌كند و يك موجود مثالى يا عقلى مى‌شود. حال، اگر دوباره به دنيا بازگردد، موجودى مادّى مى‌شود و از فعليت تجرّدى به قوّه بازمى‌گردد.

حتّى اگر اين اصل فلسفى- كه چيزى از فعل به قوّه بازنمى‌گردد- درست باشد، امّا زنده شدن موجودى پس از مرگ از مصاديق آن نيست. انسان پيش از مرگ نيز تجرّد داشت. نفس انسانى، چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرّد است. مرتبه نفس در هيچيك از اين حالات تفاوت نمى‌كند و چنين نيست كه پيش از مرگ مادّى باشد، پس از مرگ مجرّد شود و با رجعت دوباره مادّى گردد. نفس در همه اين احوال مجرّد است. بنابراين چيزى از فعل به قوّه بازنمى‌گردد؛ بلكه فعليت جديدى پديد مى‌آيد.[٥]

نتيجه‌

در مجموع بايد گفت كه حتّى اگر كسى نخواهد جزئيات رجعت را آن‌چنان كه در پاره‌اى روايات آمده است، بپذيرد، ناچار است كه اصل رجعت را قبول كند. ادلّه محكم قرآنى و روايى در اين زمينه قاطعند و نمى‌توان آنها را انكار كرد؛ هرچند فهم جزئيات رجعت بر برخى دشوار باشد. افزون بر اين، بايد توجّه داشت كه اعتقاد به رجعت، گو اينكه از محكمات اعتقادات اسلامى است، امّا از اصول اعتقادى نيست و ندانستن جزئيات و فروع آن يا احياناً غفلت از اصل آن، ضررى به ايمان و اعتقاد فرد نمى‌زند. البتّه اگر كسى آگاهانه و پس از ديدن ادلّه محكم رجعت، آن را رد كند، مشمول حكم اين آيه شريفه مى‌شود كه در مقام توبيخ منكران از اهل كتاب مى‌فرمايد:

«وَجَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ؛[٦]

با آنكه در دل به آن يقين آورده بودند، ولى از روى ستم و برترى‌جويى انكارش كردند. پس بنگر كه عاقبت تبهكاران چگونه بود.»

پى‌نوشتها:


[١]. سور ه غافر، آيه ١١.

[٢]. مانند ابن مسعود، ابن عبّاس و ... ( «تفسير القرآن العظيم»، ج ٧، ص ١٢٠.)

[٣]. همان.

[٤]. مانند سدى، جبايى و بلخى و كسانى كه از اينها تبعيت كردند. تعبير فخر رازى «كثير من مفسّرين» است.