ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - دليل عقلى رجعت
بله، همچنان كه گفته شد، مىتوان از استحسان اين امور سخن گفت؛ امّا اثبات ضرورت عقلى نيازمند استدلال و داشتههاى بيشترى است. در اينگونه امور، نيازى به تكلّف براى اثبات عقلى نيست؛ زيرا ادلّه محكم قرآنى و روايى بر امكان وقوع رجعت، در گذشته و آينده وجود دارد. روايات اين باب نيز فراتر از حدّ تواتر است. در ادامه بحث به ادلّه قرآنى مىپردازيم.[١]
پىنوشتها:
[١]. «رسائل الشريف المرتضى»، ج ١، ص ١٢٥؛ «علم اليقين فى اصول الدّين»، ج ٢، ص ٨٢٣.
[٢]. علّامه مجلسى هر سه احتمال را آورده است ( «مرآة العقول»، ج ٣، ص ٢٠١).
[٣]. و اين همان كارى است كه شيخ مفيد كرده است ( «اوائل المقالات»، صص ٧٧- ٧٨).
[٤]. «تصحيح الاعتقاد»، ص ٤٠؛ «مختصر بصائر الدّرجات، ص ٢٤.
[٥]. سوره مؤمنون، آيات ٩٩- ١٠٠.
[٦]. سوره انعام، آيه ٢٨.
[٧]. «مجمع البيان فى تفسير القرآن»، ج ٧، ص ٣٦٧.
[٨]. ضرورى چند معنا دارد كه در اينجا به معناى غيرقابل انفكاك به كار رفته است. براى ديدن معانى مختلف ضرورى ر. ك: «جامع العلوم فى اصطلاحات الفنون الملقّب بدستور العلماء» ج ٢، صص ٢٦٤- ٢٦٩.
[٩]. «حقّ اليقين»، ج ٢، ص ٣٣٥؛ «بحارالانوار»، ج ٥٣، ص ١٢٢ ..
[١٠]. «حق اليقين»، ج ٢، ص ٣٥٤ ..
[١١]. «من لا يحضره الفقيه»، ج ٣، ص ٤٥٩ ..
[١٢]. «نقض الوشيعة»، ص ٤٧٣ ..
[١٣]. چنانكه مرحوم مغنيه در «الجوامع و الفوارق بين السنّة و الشّيعه»، ص ٣٠٢ به اين موضوع تصريح مىكند ..
[١٤]. با توجّه به اينكه اين بزرگان كتابهايشان را در پاسخ به مخالفان نوشتهاند، احتمال مىرود كه اين نظر را به اين دليل دادهاند كه مخاطب ظرفيت درك آن را نداشته و به ناچار در حدّ ظرفيت او سخن گفتهاند ..
[١٥]. براى مشاهده نام آنها ر. ك: «بحارالانوار»، ج ٥٣، صص ١٢٢- ١٢٣ ..
[١٦]. همان ..
[١٧]. سوره بقره، آيه ٢٥٩ ..
[١٨]. طبرى در «التّفسير الكبير»، ج ٣، ص ٢٩؛ ابن كثير در «تفسير القرآن العظيم»، ج ١، ص ٣١٤ ..
[١٩]. سوره بقره، آيه ٢٤٣ ..
[٢٠]. از جمله: فخر رازى در «مفاتيح الغيب»، ج ٦، ص ٤٩٦؛ «الجامع لاحكام القرآن»، ج ٣، ص ٢٣١ ..
[٢١]. سوره مائده، آيه ١١٠ ..
[٢٢]. سوره بقره، آيه ٧٣ ..
[٢٣]. در اين زمينه ميان مفسّران شيعه و سنّى اختلافى در بازگشت به دنيا وجود ندارد ..
[٢٤]. سوره بقره، آيه ٥٦ ..
[٢٥]. «روح المعانى فى التّفسير القرآن العظيم»، ج ١، ص ٢٦٤؛ «جامع البيان فى تفسير القرآن»، ج ١، صص ٢٣٠- ٢٣١ ..
[٢٦]. سوره كهف، آيه ١٢ ..
[٢٧]. «الاحتجاج»، ج ٢، ص ٣٤٤ ..
[٢٨]. سوره بقره، آيه ٢٦٠ ..
[٢٩]. مانند احمد امين مصرى در «فجر اسلام»، ص ٣٣ ..
[٣٠]. قرآن كريم در بيش از چهارده آيه اين موضوع را بيان مىكند؛ از جمله: سوره احقاف، آيه ٣٠ ..
[٣١]. «بحارالانوار»، ج ٥٣، ص ٤١ ..
[٣٢]. يعنى رواياتى كه بر درستى روايات آنها اجماع است ..
[٣٣]. سوره آل عمران، آيه ١٥٨ ..
[٣٤]. قال النّبىّ (ص): «بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض؛ آسمانها و زمين بر پايه عدل برپا شدهاند.» (عوالىالّلآلى، ج ٤، ص ١٠٢) ..
[٣٥]. زيرا كسى كه هزاران بىگناه را كشته، تنها يك بار كشته مىشود ..
[٣٦]. در روايات متعددى اين موضوع بيان شده است؛ از جملع در حديثى از امام رضا (ع) كه فرمود: «وَ تَوَدُّ النَّاسُ لَوْ كَانُوا أَحْيَاءً وَ يَشْفِى اللهُ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ» (بحارالانوار، ج ٥٢، صص ٣١٤- ٣١٥ ..
[٣٧]. مانند مرحوم سيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى در «رسائل و مقالات فلسفى»، مسئله رجعت ..
[٣٨]. قسر در مقابل طبع و مرادف با جبر است و حركت بر خلاف ميل و حركتى را كه از خارج بر اجسام تحميل شود، حركت قسرى گويند. گاهى محرّك اجسام، ميل و طبع آنهاست و گاه عامل خارجى است كه نوع دوم را حركت قسرى گويند ( «فرهنگ معارف اسلامى»، ج ٣، ص ١٤٧٩؛ برگرفته از «شفا»، ج ١، ص ١٠٩ ..
[٣٩]. سوره غافر، آيه ١١ ..
(٤٠). مانند ابن مسعود، ابن عبّاس و ... ( «تفسير القرآن العظيم»، ج ٧، ص ١٢٠) ..
(٤١). همان ..
(٤٢). مانند سدى، جبايى و بلخى و كسانى كه از اينها تبعيت كردند. تعبير فخر رازى «كثير من مفسّرين» است ..
(٤٣). «مفاتيح الغيب»، ج ٢٧، ص ٤٩٤ ..
(٤٤). روايت معروف از پيامبر خدا (ص) كه مىفرمايد: «كسى كه بيمرد، قيامتش برپا شده است.» ( «بحارالانوار»، ج ٥٨، ص ٧) مؤيّد اين مطلب است ..
(٤٥). «تفسير القمى»، ج ٢، ص ١٧٠ ..
(٤٦). سوره غافر، آيه ٥١ ..
(٤٧). «مفاتيح الغيب»، ج ٢٧، صص ٥٢٣- ٥٢٤ ..
(٤٨). مانند: عبدالكريم خطيب در «التفسير القرآنى للقرآن»، ج ١٢، ص ١٢٤٦؛ بروسوى در «روح البيان»، ج ٨، ص ١٩٤ ..
(٤٩). آلوسى در «روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم»، ج ١٢، ص ٣٣٠.