ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - صورت و حقيقت قبله
امام رضا عليه السلام در پاسخ به درخواست مردم، اين حديث را بيان فرمودند: حسب برخى از منابع و روايات، آنگاه كه كاروان چند لحظهاى به حركت درآمد، ناگهان حضرت ديگربار، روى به مردم نموده و فرمودند:
«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛[١]
[اين موضوع] شرطهايى دارد و من از جمله شرطهاى آن هستم.»
يعنى آنچه را كه من براى شما از پدرانم و از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردم، مشروط به اصل تعيينكنندهاى است كه اينك در عصر شما، من نماينده آن هستم ... اگر بنا باشد در ميان امّت مسلمان، توحيد، عينيّت پيدا كند و مناسبات و معاملات آن، بر مبناى توحيد و يگانگى خداوند تنظيم شود، بدون حضور ولىّ الله امكان پذير نيست.
در حقيقت، آخرين عبارت بيان شده، ناظر بر باطن حديث زيباى «سلسلةالذّهب» است. معناى اين حديث آن است كه نيل به مقامات توحيدى كه از آن به «لا اله الّا الله» تعبير شده است، به شرط عبور از ولايت حجّت خداوند متعال، انسان را در عصمت و مصونيت وارد ساخته و از عذاب در امان مىدارد.
وقتى امام عليه السلام مىفرمايند:
«كلمة طيّبة لا اله الّاالله حصن حصين، نگهدارنده انسان از عذاب است.»
يعنى آنكه پس از ورود به اين حصن، لعنت خداوند مشمول حال ساكن در اين دژ و قلعه حصين نمىگردد. لفظ و عبارت «لا اله الّا الله»، ناظر بر معنايى است پوشيده كه اگر آن معنا مراد نشود و منظور نظر واقع نگردد، كاركرد اصلى و حقيقىاش ظاهر نمىشود.
امام عليه السلام، ولايت را شرط تحقّق حصن حصين اعلام مىفرمايند؛ چنانچه اين شرط مراعات نشود و مسلمان تنها به بيان عبارت «لا اله الّا الله» بسنده كند، از قلعه و دژ بيرون افتادهاى است كه طعمه ابليس لعين و شياطين گمارده شدهاش مىشود و در آخرت، به عذابى سخت مبتلا مىگردد.
حديث قدسى ديگرى از حضرت علىّبن موسىالرّضا عليه السلام نقل شده است كه به «حديث ولايت علىّبنابىطالب عليه السلام» معروف است. شيخ صدوق، اين حديث را در «عيون اخبار الرّضا عليه السلام» آورده است:
علىبن بلال از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده است كه آن جناب، به سند خود از پدران گراميشان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، از جبرئيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح و از قلم نقل فرموده است كه خداى تعالى مىفرمايد:
«ولاية على بن أبى طالب حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى؛[٢]
ولايت علىّبن ابىطالب حصن من است؛ پس هر كس در آن داخل شود، از عذاب من ايمن مىماند.»
با ترتيب دادن يك معادله ساده و از در كنار هم قرار دادن اين دو حديث زيبا، يعنى «سلسلةالذّهب» و «حديث ولايت»، نتيجه شگفتى دريافت مىشود.
ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام به حقيقت، حصن حصين و كهف خداوند متعال است كه وارد شونده به اين قلعه را از عذاب الهى در امان نگهمىدارد.
معنا و حقيقت كلمه طيّبه اعلام شده در حديث «سلسلةالذّهب»، در حديث ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان گرامىاش از سلسله امامت و ولايت تا حضرت خاتم الاوصياء، امام مهدى عليه السلام ظهور مىيابد. اگر برگرديم و تمامى نقطهعطفهايى را كه بشر از روز اوّل، پشت سر گذاشته است تا به امروز بنگريم و حتّى تمامى آينده فرزندان آدمى را تا به وقت ظهور كبراى امام عصر عليه السلام ملاحظه كنيم، متوجّه مىشويم كه در طول اين ادوار بزرگ و طولانى، همواره افراد يا اقوامى، از قلعه و دژ حصين نگهدارنده توحيدى و ولايى، بيرون افتاده و طعمه جنود ابليسى شده و به هلاكت رسيدهاند. اين هلاكت در سه ساحت دنيوى، برزخى و قيامتى اتّفاق افتاده است. در مقابل، آنانى كه در آن قلعه و دژ ماندند، از همه آنچه كه در جغرافياى مفهوم عذاب و لعنت خداوند ظاهر مىشود، در امان هستند.
آدمى، ابتدا، از قلعه بيرون مىافتد و سپس توسط دشمنان مترصّد و در كمين، شكار مىشود. چنانچه انسان در قلعه بماند، مجال و دسترسى شيطان بر او بسته است. ما عادت كردهايم همه مصائب تجربه شده را به گردن شيطان بيندازيم و خود را مبرّا از خطا اعلام كنيم. شيطان هم به گردن نمىگيرد.
اين سنّت خداوند است: تا افراد امم و قبايل از قلعه حصين بيرون نيايند، طعمه نمىشوند.
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام مىفرمايند:
«إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْه؛[٣]
مرد جنگجو، هميشه بيدار و هوشيار است. هر كس از دشمن خود غفلت كند، دشمن از او غافل نخواهد بود.»