ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - با مردم فروتن باش!
با مردم فروتن باش!
يكى از مشكلاتى كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دامنگير جامعه اسلامى، به ويژه در زمان عثمان شده بود، دنياگرايى و رفاهطلبى مسلمانان، به ويژه در سطح واليان و حاكمان بود. اين امر سبب گرديد اختلاف طبقاتى شديدى در جامعه ايجاد شود.
حضرت على عليه السلام در يكى از خطبههايشان، جامعه زمان خود را همانند جامعه جاهلى معرفى كرده و مىفرمايند:
«آگاه باشيد! كه بلا به شما بازگشته است؛ مانند بلاى روزى كه خداوند متعال، پيامبر شما را برانگيخت. سوگند به آن كسى كه پيامبر را برانگيخت! هر آينده آزمايش مىشويد؛ مانند دانهاى كه در غربال ريزند ....»[١]
ايشان براى از ميان بردن فساد اجتماعى اقداماتى انجام دادند كه عبارتند از:
١. امتيازهاى طبقاتى را لغو كردند و ميان سفيد و سياه، مولا و عبد، عرب و عجم، حقوقى مساوى وضع كردند. به عبارتى، حضرت على عليه السلام با تبعيضهاى گوناگون نژادى، مذهبى و ادارى مبارزه كردند؛
٢. با نظارت اجتماعى، به كنترل مفاسد و بزهكارى مىپرداختند. حضرت با هرگونه مفاسد اجتماعى مبارزه مىكردند و جلوى هرگونه تخلّفى را مىگرفتند و حدود الهى را در جامعه اجرا مىكردند. حضرت مجرمانى را كه در بيابانهاى دوردست مرتكب جنايت و قتل شده بودند و هيچگونه آثار جرمى از خود به جاى نگذاشته بودند، شناسايى مىكردند و به كيفر مىرساندند.[٢]
در زمان حكومت حضرت على عليه السلام، مردى نزد او آمد و به دزدى اقرار كرد. امام عليه السلام فرمودند: «آيا چيزى از آيات «قرآن» قرائت مىكنى؟» گفت: بله. سوره بقره را. حضرت در اينجا او را عفو كردند و فرمودند: «دستت را به بركت سوره بقره بخشيدم.» آنگاه امام عليه السلام فرمودند:
«چنانچه براى گناهى بيّنه اقامه شد، امام، حقّ عفو و گذشت ندارد و بايد حدّ الهى را جارى كند و اگر شخص، خودش به گناه اقرار كند، مثل همين مورد، اختيار با امام است. اگر خواست، مورد عفو و بخشش قرار مىدهد و اگر خواست، حدّ سرقت را اجرا مىكند.»[٣]
حضرت على عليه السلام نسبت به غُلات كه مىگفتند خدا در وجود على عليه السلام حلول كرده است و پس از چندى يكباره گفتند: على عليه السلام خود خداست و او خالق ماست، با اعتقادى راسخ و ايمانى محكم جنگيد و تا ريشهكن ساختن آن گروه منحرف از پاى ننشستند. نخستين غالى، عبداللهبن سبا بود. حضرت براى آنان چاهى از آتش برافروخت و از آنان خواست كه توبه كنند. آنان قبول نكردند و همگى در آتش سوختند؛[٤]
٣. ايجاد وحدت و پرهيز از تفرقهها و دورويىها يكى ديگر از عملكردهاى حضرت بود. ايشان با هرگونه اختلاف و تفرقه ميان مسلمانان، مخالف بودند و بارها اين نكته را به مسلمانان يادآورى مىكردند.
امام على عليه السلام در مورد علل تفرقه و انحطاط در جامعه مىفرمايند:
«همانا شما برادران دينى يكديگريد. چيزى جز درون پليد و نيّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.»[٥]
حضرت حتّى نسبت به شعاردهندگان تفرقه، برخورد قاطعى داشتند. همچنانكه مىفرمايند:
«آگاه باشيد! هركس كه مردم را به اين شعار تفرقه و جدايى دعوت كند، او را بكشيد؛ هرچند زير عمّامه من باشد.»[٦]
٤. حلّ مشكلات اجتماعى به ويژه در امر خانواده، يكى ديگر از عملكردهاى اميرالمؤمنين على عليه السلام در عرصه اجتماعى بود. حضرت در زمان خلافتشان، خود با رسيدگى به شكايتها، مشكلات خانوادگى مردم را حل مىكردند. گاهى در كوچهها و خيابانها راه مىافتادند و تجسّس مىكردند و اوضاع عمومى را از نزديك زيرنظر مىگرفتند.