ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - سلام ما به على
گلستانه
تقدير عالم
|
غزل خوب است در وصف اميرالمؤمنين باشد ... |
خدا مى خواست تا تقدير عالم اينچنين باشد |
|
|
كسى كه صاحب عرش است، مهمان زمين باشد |
خدا در ساق عرش خويش جايى را برايش ساخت |
|
|
كه حتى ماوراى ديده روحالامين باشد |
خدا مىخواست از رخساره خود پرده بردارد |
|
|
خدا مىخواست تا دست خودش در آستين باشد |
علىّ حُبّهُ جُنّه، قسيمُ النّار والجَنّه |
|
|
خدا مىخواست آن باشد، خدا مىخواست اين باشد |
على را قبل از آدم آفريد و در شب معراج |
|
|
به پيغمبر نشانش داد تا حقّ اليقين باشد |
به جز نام على در پهنه تاريخ نامى نيست |
|
|
كه بر انگشتر پيغمبران نقش نگين باشد |
به جز او نيست دستاويز محكم در دل طوفان |
|
|
به جز او نيست وقتى صحبت از حبلالمتين باشد |
مرا تا خطبههاى بى الف راهى كن و بگذار |
|
|
كه بعد از خطبه بى نقطه تو نقطه چين باشد |
مرا در بيت بيت شعرهايم دستگيرى كن |
|
|
غزل هاى تو بى اندازه بايد دلنشين باشد |
غزل لطف خداوند است، شاعرها خبر دارند |
|
|
غزل خوب است در وصف اميرالمومنين باشد |