ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - آثار تجمّل گرايى
٢. سقوط و نابودى: «قرآن كريم»، خوشگذرانى را عامل سقوط مىشمارد و مىفرمايد:
«وَكَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها؛[١]
چه بسيار قريهها را از ميان برديم كه از زندگى خود گرفتار سرمستى بودند!»
در آيهاى ديگر، خداوند متعال اتراف و ترفه را باعث سقوط و نابودى شمرده است:
«وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً؛[٢]
و چون اراده كرديم كه جمعيت و ديارى را نابود كنيم، توانگران خوشگذران را وادار به فساد مىكنيم و وقتى به فسق پرداختند، سزاوار عذاب مىشوند. آنگاه آنجا را زير و زبر مىكنيم و نابودشان مىسازيم.»
اين آيه به يكى از سنّتهاى قطعى پروردگار درباره هلاكت مردم و ارتباط آن با رفاهزدگان و تجمّلگرايان اشاره دارد.
هميشه اشراف و مرفّهان بىدرد، نخستين كسانى بودهاند كه با پيامبران و مناديان عدالت، مخالفت كردهاند. قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ؛[٣]
ما به هيچ جمعيت و ديارى پيامبرى نفرستاديم؛ مگر آنكه اشراف و خوشگذرانان آن جامعه گفتند: ما به آنچه شما مأمور شدهايد، كافريم.»
٣. انحطاط اخلاقى: امام على (ع) از رفاه زدگى به سكر نعمت، يعنى مستى ناشى از تجمّل و رفاه ياد مىكنند كه متأسّفانه پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، امّت اسلامى به آن مبتلا شد. آن حضرت مىفرمايند:
«ثُمَّ إِنَّكُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ أَغْرَاضُ بَلَايَا قَدِ اقْتَرَبَتْ فَاتَّقُوا سَكَرَاتِ النِّعْمَةِ وَ احْذَرُوا بَوَائِق؛[٤]
شما مردم عرب، هدف مصائبى هستيد كه نزديك است. همانا از مستىهاى نعمت بترسيد و از بلاى انتقام بهراسيد.»
در اين شرايط است كه امام (ع) مىفرمايند: «در زمانى هستيد كه خير، همواره واپس مىرود و شر به پيش مىآيد و شيطان، هر لحظه بيشتر به شما طمع مىبندد. آيا جز اين است كه يا نيازمندى مىبينى كه با فقر خود دست و پنجه نرم مىكند يا توانگرى كافر نعمت يا كسى كه امساك حقّ خدا را وسيله ثروت اندوزى قرار داده است يا سركشى كه گوشش به اندرز بدهكار نيست. كجايند نيكان و شايستگان شما؟ كجايند آزادمردان و جوانمردان شما؟ كجايند پارسايان شما در كار وكسب؟»[٥]
٤. اسراف: بسيارى از مخارج و مصارف، بر اساس ميلها و نيازهاى واقعى صورت نمىگيرد. يكى از نتايج دورى از ساده زيستى و تجمّلگرايى، ابتلا به اسراف و زيادهروى است و دليلش عادات ناپسند، چشم و همچشمىها و تقليد كوركورانه از فرهنگ بيگانه و ... مىباشد. و اين همان چيزى است كه اسلام، آن را حرام كرده است.