ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - آثار تجمّل گرايى
«وَ لَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِى قُوَّةٍ فِى عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِيمَا تَرَى الْأَعْيُنُ مِنْ حَالاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غِنًى وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًى؛[١]
لكن خداى سبحان، فرستادگان خود را در اراده و تصميمهايشان نيرومند و توانا گردانيد و در حالاتشان كه به چشم ديگران مىآيد، ضعيف و ناتوان قرارشان داد؛ با قناعتى كه دلها و چشمها را از بىنيازى پر مىكرد و با تنگ دستى و فقرى كه چشمها و گوشها را از رنج پر مىنمود.»
حضرت موسى (ع) در سايه همين ساده زيستى به اين قدرت روحى دست يافت كه با آن لباس پشمى و عصاى چوبى، در مقابل فرعونى مىايستد كه ادّعاى خدايى دارد و با صلابت با او سخن مىگويد. امام على (ع) مىفرمايند: «موسى با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند؛ در حالىكه لباسهاى پشمين بر تن داشتند و در دست هر كدام عصايى بود. با او شرط كردند كه اگر تسليم فرمان پروردگار شوى، حكومت تو باقى مىماند و عزّت و قدرتت دوام مىيابد.»[٢]
٥. آزادگى
نياز و وابستگى به دنيا، انسان را برده و مطيع خود مىسازد؛ زيرا قيد و بندها و تعلّقات مادى و تجمّلگرايى، آزادى عمل را مىگيرد. امام على (ع) مى فرمايند:
«الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ إِلَى دَارِ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا؛[٣]
دنيا گذرگاه است؛ نه ايستگاه. مردم در اين دنيا دو دستهاند: برخى خود را مىفروشند و برده دنيا مىشوند و خود را تباه مىسازند و برخى خويشتن را مىخرند و آن را آزاد مىكنند.»
استاد مطهرى (ره) دلبستگى نداشتن به دنيا را شرط لازم براى آزادى مىداند؛ امّا مىگويد: اين شرط كافى نيست. عادت به حدّاقل برداشت از نعمتها و پرهيز از عادت به برداشت زياد، شرط ديگر آزادگى است.[٤]
مانع ساده زيستى
آنچه با روحيه ساده زيستى سازگارى ندارد و مانع تحقّق آن مىشود، تجمّلگرايى است. فرهنگ رفاهزدگى و تجمّلگرايى، پيامدهاى مخرّب و نگران كنندهاى دارد كه به برخى از آنها مىپردازيم.
آثار تجمّلگرايى
١. گسترش فساد: با گرايش به زندگى تجمّلى، هزينههاى مصرف بالا مىرود و طبيعى است كه راههاى مشروع، كفايت نمىكند؛ بنابراين مردم براى دست يابى به خواستههاى روزافزون خود، از شيوههاى نامشروع مانند چاپلوسى، رانت خوارى، ربا و ... بهره مىجويند.
پيامبر اكرم (ص) در گفتوگو با ابوذر از اين نوع گرايش، ابراز نگرانى كرده و مىفرمايند: «به زودى مردمى از امّت من خواهند بود كه در دامن نعمتها تولّد مىيابند. همّتشان غذاها و نوشيدنىهاى گوناگون و رنگارنگ است و مورد ستايش نيز قرار مىگيرند. ايشان بدترين افراد امّت من هستند.»[٥]
ابن خلدون، متفكّر و جامعهشناس مسلمان، تجمّل و رفاهزدگى را دشمن شهرنشينى مىداند و مىگويد: تجمّلخواهى و ناز پروردگى براى مردم، تباهىآور است. چه در نهاد آدمى، انواع بدىها و فرومايگىها و عادات زشت، پديد مىآورد و خصال نيكى را كه نشانه و راهنماى كشوردارى است، از ميان مىبرد و انسان را به خصال مناقض نيكى متّصف مىكند.[٦]