ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - كتاب هايى براى نخواندن
كتابهايى براى نخواندن
حميد محمدى صبور
شرق تا غرب عالم را هم بگرديد، كتابخوانى را خوب، مفيد و ضرورى مىدانند، هم بر اساس ميزان مطالعه افراد، پيشرفت و رشديافتگى مردم را مىسنجند؛ امّا ...
طى سه چهار سال اخير در كشور ما، كه آمار مطالعه بسيار پايين آمده است، اتّفاقى رخ داده كه مصيبت را دو چندان كرده است.
تحريمها تشديد شد. كاغذ كه در انحصار وارد كنندههاى مشخّصى بود، با افزايش قيمتى، گاه تا پنج شش برابر مواجه شد و در نتيجه كتاب، جهش قيمت پيدا كرد و حسابى گران شد.
رشد درآمدها سرعتى لاكپشتى داشت و شيب افزايش قيمتهاى همه چيز، از جمله كتاب، در مسابقه با يوزپلنگ ايرانى بود. به طور طبيعى يكى از اوّلين چيزهايى كه از سبد كالاى خانوارهاى ايرانى حذف شد، كتاب بود.
سابق بر اين رسم بود، شايد از قرنها قبل كه از سكّه طلا (در قطع و عيارهاى مختلف) براى هديه دادن استفاده مىشد.
برخى ناشران كه خود را در آستانه ورشكستگى يافته بودند، ظلمى تازه به عرصه كتاب و كتابخوانى وارد كردند. باشد كه هم آنها سود كافى و مطلوبشان را به دست بياورند، هم آنها كه نمىتوانستند هداياى طلايى به ديگران بدهند، بتوانند با كالايى لوكس و چشمنواز بر آنان منّت بگذارند ...
آرى. كتابهاى لوكس!
كتابهايى براى نخواندن!
كتابهايى با قيمت ٥ تا ٦ رقمى!
جلدهاى چرمين، صفحات عطرآگين، قابهاى ...
طبيعتاً اوّل مظلوم اين عرصه هم مانند ديگر عرصهها، «قرآن» بود. قرآنهايى براى سر سفره عقد كه قرار نيست هرگز عروس و داماد آن را بخوانند يا باز كنند؛ چه رسد به عمل كردن!
بعد از آن، ديگر كتب دينى، مانند «نهجالبلاغه»، «صحيفه سجّاديه» و ... هم از اين جنايت بىبهره نماندند.
مظلوم بعدى اين فاجعه، فرهنگ و ادبيات فاخر ما بود. كتب ادبى و ديوانهاى اشعار ما كه به جاى آنكه سند هويتى ما باشند، به تزيين ميز و طاقچههاى ما بدل شدند.
طى دو سه سال گذشته، متأسّفانه توليد و انتشار كتابهاى لوكس و اقبال ناشران به آن، رشد قابل توجّهى داشته است و حتّى ناشرانى در نمايشگاه كتاب و قرآن ديده مىشوند كه صرفاً عرضهكننده اين پديده ضدّفرهنگى هستند.
ما كه هرچه به مسئولان فرهنگى كشور، شفاهى و كتبى اعلام خطر كرديم، عكسالعملى دال بر احساس آن نديديم. حدّاقل شما خواننده عزيز، بياييد و به كتاب ظلم نكنيد و با اين نگاه اشرافى، ميراث دينى و فرهنگى مبارزه كنيد.