ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - معيار و ميزان اسراف
نظر گرفته شود، يكىدو پلّه بالاتر مىرويم. در اين صورت غلتيدن در اسراف، آن هم ناخواسته و البتّه براساس سهلانگارى، دور از دسترس نيست.
طرح يك سؤال
باتوجّه به آنچه گذشت، ممكن است اين سؤال پيش آيد كه شأنيتى كه در برخى روايات در تعيين حدّ و مرز اسراف عنوان شده (به طورى كه هرگاه خوراك و پوشاك و لوازم زندگى هركس متناسب با شأن اجتماعى و خانوادگى او نباشد، اسراف صورت گرفته است)، آيا نوعى ايجاد طبقه اجتماعى نيست؟ به عبارت ديگر، چرا نوع خاصّى از پوشاك و خوراك براى طبقه فقير، اسراف به حساب مىآيد و طبعاً عقوبت او را به دنبال داشته باشد؛ درحالىكه استفاده از همين نوع پوشاك و خوراك براى ثروتمندان مباح باشد؟ آيا اين نكته نوعى تبعيض شمرده نمىشود؟
به طور اجمال مىتوان چنين گفت كه:
اوّلًا استفاده از امكاناتى بهتر (اعمّ از خوراك و پوشاك و ساير لوازم زندگى) ذاتاً امتيازى ارزشمند نيست كه ثروتمندان بر بينوايان برترى داده شده باشند؛
ثانياً ثروتمندان نيز در معرض اسراف و تبذير قرار دارند. (البتّه در سطحى بالاتر از زندگى فقيران)؛
ثالثاً اداى چند نوع حقوق مالى بر عهده ثروتمندان است؛ درحالىكه عموم فقيران از اداى چنين حقوقى معافند؛
رابعاً در عالم خلقت، تفاوت وجود دارد تا از اين رهگذر، رگههاى پوينده اجتماعى، مستحكم گردد و اين غير از تبعيض و برترى قوم و قشرى، بر قوم و قشر ديگر است. البتّه جواب تفصيلى به اين سؤال، مجالى بيش از اين نوشتار مىطلبد.
زندگى تجمّلى، زندگى چشم و همچشمى و مصرفى و زندگى توأم با اسراف و تبذير، انسان و اجتماع را نابود مىسازد. اميرالمؤمنين (ع) در اين باره مىفرمايند:
«زندگى تجمّلى، انسان را به سقوط مىكشاند.»
|
و قد رقّت و دقّت و استرَقّت |
فضول العيش اعناق الرجالى |