ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ٢ اخلاق و تربيت
موارد، داشتن قوّه غضب به معناى دفاع از حريم خود و همنوع و غير همنوع در مقابل خطرات و ناملايمات و ...
انسان در بُعد عقلانى كه طالب علم و كشف حقايق وجود است، با فرشتگان و جنّها مشترك است.
تا اينجا، نقاط اشتراك انسان با ساير موجودات را به طور بسيار فشرده خوانديم؛ امّا شرافت و برترى انسان به اينها نيست. قطعاً در انسان چيز ديگرى وجود دارد كه او را غايت خلقت آسمان و زمين قرار داده است.
آنچه در انسان موجب برترى او بر ساير مخلوقات شده، قوّه پنجمى در ساختار وجود او، به نام قوّه عقل يا قوّه تجرّد است. انسان به واسطه برخوردارى از اين قوّه، بر خلاف ساير مخلوقات خداوند، داراى ظرفيّت نامحدود براى كسب كمالات و رشد نامحدود مىباشد. اين قوّه همان نفخه يا روح الهى است كه قرآن از آن، به نفخه خدا ياد مىكند كه پس از دميده شدن آن در انسان، ملائكه نيز مأمور به سجده بر انسان شدند. در سوره «حجر» و «ص»، خداوند خطاب به فرشتگان چنين مىفرمايد:
«فَإِذاسَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ؛[١]
هنگامى كه پيكر او را كامل كردم و از روح خودم در او دميدم، به او سجده كنيد.»
وجود همين نفخه الهى، موجب مىشود كه انسان طالب و عاشق كمال مطلق و بىنهايت، يعنى الله شود. الله همان هستى نامحدود و مطلق است كه همه كمالات را به طور نامحدود و مطلق، داراست و انسان با وجود قوّه عقل، عاشق چنين موجودى مىشود.
بنابراين مىتوان درباره انسان و مراتب وجود او چنين گفت: اله و معشوق انسان در مرتبه گياهى، كمالات گياهى است.
اله و معشوق انسان در مرتبه حيوانى، كمالات حيوانى است. اله و معشوق انسان در مرتبه عقلى، علم و معقولات است. اله و معشوق انسان در مرتبه انسانى، كمالات مطلق، يعنى الله است.
گزاره «لا اله الا الله» كه پايه اصلى تمام معارف الهى و آموزههاى انبياست، مربوط به بخش انسانى و قوّه عقل انسان است وگرنه در هر يك از مراتب پايينتر، انسان، خود، مطلوب جداگانه و مناسب خود را دارد. لا اله الا الله، يعنى براى انسان هيچ معبود و معشوق و مطلوبى وجود ندارد، مگر كمال مطلق و بىنهايت كه همان الله تبارك و تعالى است. الله، به هيچ وجه اله و معشوق بخشهاى پست و پايينتر انسان قرار نمىگيرد. گزاره لا اله الا الله، خبر از موجودى با عظمت و با كرامت مىدهد كه الله تبارك و تعالى، غايت و معشوق اوست. اين موجود با عظمت، انسان است.
انشاءالله در بخش بعدى به شرح بيشترى از حقيقت انسان و نياز او به عقيده و معنويت مىپردازيم.
٢. اخلاق و تربيت
با توجّه به آنچه كه درباره انسان و غايت او در بخش عقيده و معنويت گفتيم، بهتر مىتوانيم درباره اخلاق، تربيت و ضرورت آنها در سبك زندگى و خانواده مهدوى سخن بگوييم. از آنجا كه انسان، غايت و هدفى بىنهايت دارد، جهتگيرى اخلاق و تربيت او نيز به همين سوست. انسان در ذات خود، طالب قُرب و شبيه شدن به معشوق خويش، يعنى الله است. انسان بدون اخلاق الهى و انسانى، هرگز به معبود و معشوق خويش، يعنى الله نزديك نخواهد شد و از كمالات نامحدود او بهره نخواهد برد. اينجاست كه به رمز اين فرمايش رسول اكرم (ص) پى مىبريم كه فرمودند:
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّه؛[٢]
به اخلاق خداوند متخلّق شويد.»
هدف از اخلاق و تربيت در اسلام، با آنچه كه ما در بسيارى از مكاتب اخلاقى بشرى مىبينيم، بسيار متفاوت است. چنين مكاتبى، انسان را در حدّ يك حيوان خوب و متمدّن مىبينند؛ ولى مكتب اخلاقى و تربيتى اسلام، به انسان به عنوان يك مظهر خداوند و يك خليفه الهى و يك انسان الهى مىنگرد. به همين دليل، پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق؛[٣]
اين است و جز اين نيست كه من براى به پايان رساندن مكارم اخلاق، مبعوث شدم.»
اسلام فقط به دنبال تربيت نازل اخلاقى انسان نيست؛ بلكه اوج اخلاق و بزرگوارىهاى اخلاقى و به عبارت بهتر، اخلاق خداوند را بر سر راه انسان قرار مىدهد و او را به همين اندازه، بزرگ و نامحدود تربيت مىكند. هدف از اخلاق در اسلام، رشد انسان تا مرحله دوستى و قرب خداوند و رسيدن به مقام خلافت الهى است. به همين دليل نيز نيازمند به يك الگوى معصوم، يك خليفه الهى و يك انسان كامل است.
ما در اينجا، در صدد بيان مبسوط مسائل اخلاقى نيستيم؛ بلكه به تناسب بحث سبك زندگى و خانواده مهدوى، به مباحثى مىپردازيم كه نياز يك خانواده مهدوى و منتظر است.