ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - دعاى امام سجّاد (ع)
خداوند فرمود: «آنچه به شما گفتهام، اجرا كنيد.» آن شخص حتّى يك بار هم به خاطر من خشمگين نشده است و در برابر خلافكارىهاى ديگران موضع نگرفته و برخورد تند نكرده است.»[١]
دعاى مستجاب امام حسن (ع)
امام صادق (ع) فرمودند: «امام حسن (ع) با شخصى از فرزندان زبير، با كاروانى به سوى «مكّه» حركت كردند. در بين راه، كنار درخت خشكشده خرمايى فرش انداختند و نشستند. آن شخص گفت: اگر به اين درخت، خرماى تازه بود، ما از آن مىخورديم.
امام حسن (ع) فرمودند: «آيا به رطب ميل دارى؟»
آن شخص گفت: آرى.
حضرت، سر مباركشان را به سوى آسمان بلند كردند و دعايى خواندند كه ناگهان درخت خرما سبز شد و رطب تازه داد.
صاحب شترها كه شترهايش را به امام حسن (ع) كرايه داده بود، از ديدن اين معجزه مات و مبهوت شد و فرياد زد: او سحر كرد.
حضرت فرمودند: «واى بر تو! اين سحر نيست بلكه دعاى فرزند پيامبر (ص) است كه مستجاب شده.» پس دستور فرمودند؛ از درخت بالا رفته و خرماى تازه چيدند و همه آن را خوردند.»
دعاى امام سجّاد (ع)
از شخصى به نام اصمعى، غلام امام سجّاد (ع)، نقل شده است: شبى در «مسجد الحرام» صداى ناله جانگدازى به گوشم رسيد. نزديك «حجر اسماعيل» رفتم. در آنجا آقايى ديدم كه پرده «كعبه» را چنگ زده بود و راز و نياز مىكرد.
او مىفرمود: «اى كسى كه در تاريكىها، دعاى بيچارگان را پاسخ مىفرمايى! اى كسى كه ناراحتىها را برطرف مىنمايى! ميهمانان تو اطراف خانهات خوابيدهاند؛ امّا تو اى تنها قيّوم! هرگز نمىخوابى.»
آن آقا صدايش گرفته و گويا لبانش ديگر قادر به تكلّم نشد. روى زمين افتاد و چند لحظه بىحركت ماند. پس از مدّتى، دوباره برخواست و به مناجات خويش ادامه داد:
«خدايا! كيست از من مقصّرتر؟ كيست از من روسياهتر؟ خدايا آيا آخر مرا به آتش مىسوزانى؟ پس اميد به تو چه مىشود؟ خوف من چه مىشود؟ تو خودت وعده دادى هر كس اميدى به تو دارد، نااميدش نمىكنى. من اميد دارم تو مرا بيامرزى. آمرزش تو مورد رجاء و اميد من است.»
پس از آخرين جمله، ديگر صدايى نيامد. جلو رفتم و ديدم مولايم امام سجّاد (ع) است. سر حضرت را به دامن گرفتم. با ديدن حال حضرت، اشك از چشمانم جارى شد و اشكم بر رخسار نورانى حضرت ريخت. ايشان چشم باز كرد و فرمود: «كيستى؟»
گفتم: اصمعى غلام شما هستم. آقا جان! شما چرا با اين پاكى و عصمت و طهارت چنين ناله سر مىدهيد؟ آقا! شفاعت از آن جدّ شما پيامبر اكرم (ص) و از آن خاندان شما است؛ مگر نه اين است كه آيه تطهير در شأن شما نازل شده است؟ ديگر چرا چنين اظهار ندامت مىنماييد؟
امام (ع) فرمودند: «مگر نمىدانى خدا بهشت را آفريده است براى هر كس كه بندگى كند؟! و هركه تقوى داشته باشد، رستگار است؛ هر چند غلام سياهى باشد و جهنّم را آفريده است براى هر كس كه گناه كند؛ هر چند سيّد قريش و از شريفترين مردم روى زمين باشد.»[٢]
پىنوشتها:
[١]. «سفينه البحار»، ج ٥، صص ١٧٠ و ١٧٣.
[٢]. «شنيدنىهاى تاريخ»، فيض كاشانى، صص ٢٠ و ٢١.
[٣]. «مفاتيح»، حاشيه، ص ١٠٥٦، دعاى زنده شدن دل.
[٤]. اسدالله ضيعيان صابر همدانى.
[٥]. «زندگى علما»، ج ٣، ص ١٠٠.
[٦]. سوره يوسف، آيه ٣٣.
[٧]. حيدر آقا تهرانى.
[٨]. حاشيه مفاتيح، ادعيه اندوه و خوف، ص ٧٦١.
[٩]. مرحوم حسن منصبدار.
[١٠]. «زندگى علما»، ص ١٠٤.
[١١]. فروغ بسطامى.
[١٢]. عبدالغفور ذوقى.
[١٣]. آقاى محسن حافظى.