ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - داعش و درهاى گشوده شده جهاد براى ما!
سياسى، اجتماعى امروز و حاضر در مناصب كردند و در پى مرحوم بهلول، نشانههاى سفيانى را در لشكرگاه سوريه جستوجو مىكردند.
در اوج جريان مصداقسازى و انتشار لوح فشرده ظهور نزديك است، نگارنده در يكى از شمارههاى موعود، مقالهاى با عنوان اندر حكايت شعيب بنصالح منتشر ساخت و با نفى تطبيق اين شخصيّت با آقاى محمود احمدىنژاد و مستند به روايات اسلامى، همگان را از مصداقسازى شخصيّتهاى آخرالزّمانى برحذر داشت.
بالا گرفتن فتنه در عراق و هجمه گروه تروريستى داعش بر سرزمينهاى شيعى عراق، طىّ يكى دو هفته اخير، ديگر بار تنور مصداقسازى را گرم كرده و بر اين شبهه دامن زده شد كه شايد به راستى داعش و همه آنچه كه با درندهخويى و سبعيّت بر سر شيعيان مظلوم عراق مىآورد، پيشقراولان خروج سفيانى و بلافاصله پس از آن، ظهور حضرت ولىّ عصر (عج) باشد.
آنچه كه باعث تقويت اين شبهه شده، عبارتند از:
١. آغاز فتنهها از سوريه، به عنوان يكى از مناطق مهم و مركزى شامات قديم؛
٢. پوشش ظاهرى تروريستها (دستار سياه، پيراهن، شلوار و ....)؛
٣. هيئت ظاهرى (محاسن بلند)، بيرق سياه منقوش با دو شعار لااله الّا الله و محمّد رسول الله؛
٤. سردادن شعارهاى سلفى و تكفيرى و اظهار ضدّيت تمام عيار با رويكرد شيعى و سنّتهاى شيعيان؛
٥. كشتار بىرحمانه (ذبح، مثله اجساد و ...) و اعمال شنيع مشمئز كننده؛
٦. ارائه برخى نشانههاى گمراه كننده، مانند اظهار علاقه مفتى سلفى، عرعور براى گردآوردن تروريستها، زير پرچم سفيانى، راهاندازى گردانهاى يزيد و معاويه، انتخاب لقب سفيانى براى تركى النبعلى پدر معنوى داعش و ...
روايات رسيده و موجود در منابع و مصادر شيعى و سنّى، درباره وقايع قبل از ظهور كبرا و خيزش سفيانى و اعمال و اقوال او و سپاهيانش، توضيحاتى ارائه مىكند كه هر ناظر بىطرفى در وقت مشاهده وضعيّت سالهاى اخير سوريه و عراق، جاى اين احتمال را دور از نظر نمىبيند كه اين وقايع مصاديق نشانههاى ارائه شده در رواياتند؛ براى مثال رسول اكرم (ص) فرمودند:
«مردى از دل دمشق خروج مىكند كه به او سفيانى مىگويند و همه پيروانش از نژاد كلب هستند. به قدرى خون مىريزد كه نوبت به شكافتن شكم زنان و سر بريدن كودكان مىرسد. تيره قيس در برابرش قيام مىكند. همه را مىكشد و كسى نمىتواند از خود دفاع كند ...»[١]
تجربه حركتهاى موذيانه، حيلهگرانه و كينجويان صليبى و صهيونى نشان مىدهد كه آنان هماره از زمينههاى فرهنگى موجود در ميان سنّتها، آئينها، باورها و علايق ساكنان شرق اسلامى، حدّاكثر استفاده را براى دستيابى به مقاصد پليد استعمارى خود بردهاند. اينهمه درحالىاست كه هماره در ميان عموم اقوام و ملل، جماعتى شتابزده، متعصّب و با روحيه هيجانى پيدا مىشوند كه به اتّكاى كمترين اطّلاعات و آگاهى در حركتى عجولانه و احساسى، سبب به وجود آمدن جريانهاى اجتماعى، سياسى شده و خسارات بسيارى را به خود و جامعه خود وارد ساختهاند.