ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ٣ ولايت مدارى
خداجويى و توحيد، سرلوحه عقايد و خصال ياران حضرت مهدى (عج) نيز هست. آنان خدا را به شايستگى شناختهاند و همه وجودشان، غرق در جلوه نور ايزدى است. همه چيز را با جلوه او ديدهاند و جز ياد او، سخن ديگران در نظرشان بىلطف و جاذبه است؛ غيب را چنان شهود ديده و از صفاى روحانى عالم معنا نوش كردهاند. ايمان خالصانهاى در سينه دارند كه شكّ و ترديد با آن بيگانه است.[١]
امام صادق (ع) درباره ياران امام مهدى (عج) فرمودند:
«مردانى كه گويا دلهايشان نورباران است، از ناخشنودى پروردگارشان هراس دارند، براى شهادت دعا مىكنند و آرزومند كشته شدن در راه خدا هستند.»[٢]
امام على (ع) ياران حضرت مهدى (عج) را گنجهايى كه آكنده از معرفت خدايىاند، مىداند.[٣]
«ياران حضرت مهدى (عج) مردان عبادت و نيايش، شيران روز و نيايشگران شب هستند. روح بندگى و راز و نياز با جانشان درهم آميخته، همواره خود را در محضر خدا مىبينند و لحظهاى از ياد خدا غفلت نمىورزند.»[٤]
٢. بصيرت
بصيرت و رشد فكرى، يكى ديگر از ويژگىهاى مشترك ياران اين دو امام است. ياران امام حسين (ع) با شناختى عميق از حجّت خدا و تمييز ميان حقّ و باطل به امام پيوستند. جهاد و قيام آنان، مكتبى، عقيدتى و به دور از هرگونه تعصّبات قومى و تحريكات دشمنان و فريبكارى جناح باطل صورت گرفت.
هلالبن نافع، شب عاشورا پس از سخنان امام حسين (ع)، برخاست و گفت:
وَ إِنَّا عَلَى نِيَّاتِنَا وَ بَصَائِرِنَا؛[٥]
همانا بر انگيزهها و بينشهاى خويش پايداريم.
عابسبن شبيب نيز وقتى كه خدمت امام حسين (ع) رسيد، گفت:
سلام بر تو اى اباعبدالله! خدا را گواه مىگيرم كه بر آيين تو و پدرت هستم![٦]
ياران امام زمان (عج) نيز در بصيرت و خردمندى، سرآمد هستند. در فتنههايى كه زيركان در آن فرو مىمانند، هوشيارانه راه مىجويند و حق را از باطل مىشناسند. بصيرت و آگاهى عميق آنان از اهداف، موجب مىشود كه در راه اطاعت از امام خويش و در احياى سنّتها و مبارزه با بدعتها درنگ نكنند و در پى رسالت شركزدايى، به همراه امام خود بتشكنى كنند و پيرايههايى را كه به اسم دين در ذهنها جاى گرفته و با گذشت زمان تقدّس يافته، نابود سازند.[٧]
ياران مهدى (عج) امام خود را مىشناسند و به او اعتقاد دارند؛ اعتقادى كه در ژرف وجودشان ريشه دوانده و سراسر جانشان را فراگرفته است. اين معرفت، شناخت اجمالى نيست؛ بلكه معرفت به حقّ امام است؛ حقّ امامى كه حضرت امام صادق (ع) درباره او فرمودند:
«اگر او را درك مىكردم، تمام عمر به خدمت او مىپرداختم.»[٨]
اين در حالىاست كه برخى انسانها به سبب طولانى شدن غيبت امام زمان (عج)، سردرگم شده و گمراه مىشوند. حضرت على (ع) فرمودند:
«تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَ غَيْبَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ، وَ يَهْتَدِى فِيهَا آخَرُون؛[٩]
به سبب غيبت مهدى، سردرگمى به وجود مىآيد. گروهى از مردم گمراه مىشوند و گروهى بر هدايت مىمانند.»
يكى از برنامههاى امام زمان (عج) رشد خرد جمعى است؛ زيرا براى تشكيل حكومت جهانى، ارتقاى سطح خرد جمعى از بايستههاست. امام صادق (ع) فرمودند:
«چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مىگذارد و عقول آنان را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مىرساند.»[١٠]
يكى از مصاديق مهمّ رشد خرد جمعى، بصيرت است كه نخست بايد ياران حضرت از آن بهرهمند باشند تا امام خود را در حاكميّت عقلانيت يارى نمايند.
٣. ولايتمدارى
در يك سوى حادثه عاشورا، مظاهر برجستهاى از اطاعت و وفاى به عهد مىبينيم و در سوى ديگر آن، نمونههايى از عهدشكنى و بىوفايى و نقض پيمان. در كربلا، كوفيان پيمانشكن، فرزند پيامبر (ص) را به شهادت رساندند؛[١١] در حالىكه ياران باوفاى امام، ولايتمدارى خويش را به نمايش گذاشتند. با آنكه امام (ع) بيعت خويش را از ياران خود برداشت، ولى آنان وفادارانه، در صحنه ماندند و عهد خويش نشكستند. شهداى كربلا جانبازى در ركاب آن حضرت را وفاى به عهد دانسته و امضاى خون بر پيمان خويش زدند.[١٢]