ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - اصلى ترين و محورى ترين شرط اجابت دعا
اصلىترين و محورىترين شرط اجابت دعا
بررسى متون دينى و تأمّل در آن، خصوصاً روايات مرتبط با مسئله اجابت دعا، ما را به اين نكته رهنمون مىسازد كه همه اين مقدّمات و نكاتى كه درباره اجابت دعا مطرح شده است، به يك نقطه اصلى و محورى منتهى مىشود و آن، چيزى جز حال انقطاع و تهى كردن دل از اميد به غير خداوند متعال نيست كه هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت، نزديكتر مىگردد.
كسى كه خود را نيازمند مطلق به بىنياز مطلق مىبيند، از غير او منقطع مىگردد و به او مىپيوندد.
به سخن ديگر، خواندن خداوند متعال با خواندن غير او، تفاوت جوهرى دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد، در واقع خدا را نمىخواند. حال انقطاع همان حالى است كه از آن، تعبير به خالى كردن دل از غير خدا شده است؛ چنانكه در حديث بالا گذشت، وقتى از پيامبرخدا (ص) درباره اسم اعظم سؤال كردند، ايشان به فراغت دل از غير خدا و توجّه كامل به مقام ربوبى اشاره فرمودند.
هرچه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت نزديكتر مىگردد تا آنجا كه ممكن است بدون دعا نيز خواسته او تأمين گردد.
امام صادق (ع) فرمودند:
«إنَّ العَبدَ لَيَكونُ لَهُ الحاجَةُ إلَى اللّهِ عز و جل، فَيَبدَأُ بِالثَّناءِ عَلَى اللّهِ وَالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، حَتّى يَنسى حاجَتَهُ، فَيَقضيهَا اللّهُ لَهُ مِن غَيرِ أن يَسأَلَهُ إيّاها؛[١]
بنده به خداوند حاجتى دارد و شروع به ثناى خداوند و صلوات فرستادن بر محمّد و خاندان محمّد مىكند تا جايى كه يادش مىرود حاجتى داشته است. پس خداوند حاجتش را، بىآنكه آن را از خداوند درخواست كند، برايش برآورده مىسازد.»
به سخن ديگر، اجابت دعا، يك شرط بيشتر ندارد و آن، تحقّق حقيقت دعا از سوى دعاكننده است؛ امّا تا حال انقطاع به انسان دست ندهد، حقيقت دعا تحقّق نمىيابد. از اينرو، هنگامى كه انسان در مورد نيازى از نيازهاى خود، بيچاره و مُضطرّ شود و پناهگاهى جز خداوند متعال نبيند، دعاى او مستجاب مىگردد.
علّامه سيّد محمّدحسين طباطبايى (ره) در تبيين آيه:
«أَمَّنْيُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ ...؛
كجاست آنكه مضطرّ را وقتى او را مىخواند، اجابت مىكند و ناراحتى او را از بين ببرد؟ ...»[٢] بيان مىكند:
مراد از اجابت درماندهاى كه او را مىخوانَد، پاسخ مثبت دادن به درخواستِ دعاكنندگان و برطرف كردن نياز آنهاست. خداوند، صفت درماندگى را آورده تا به دعا كننده، حقيقت دعا و درخواست را يادآورى كند؛ زيرا مادام كه انسان در تنگناى درماندگى نيفتد و در رسيدن به خواستهاش آزادى عمل داشته باشد، درخواستش خالصانه نخواهد بود و اين، مطلب روشنى است.
امّا اينكه اجابت دعا را به دعا كردن (درخواست كردن از خدا) مشروط كرده و فرموده است: «إِذادَعاهُ؛ آنگاه كه او را بخوانَد»، براى اشاره به اين نكته است كه در دعا بايد تنها از خداوند پاك، طلب كرد و اين، زمانى عملى مىشود كه دعاكننده از تمامى اسباب و علل ظاهرى