ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ٢ بعثت در كلام فاطمه زهرا، عليهاالسلام
توبه شنفته است و كردارها پذيرفته.[١]
امير مؤمنان، عليهالسلام، درخطبه ٩٥ به توصيف وضعيتمردمان تا پيش از برانگيخته شدنحضرت ختمى مرتبت، صلىاللهعليهوآله، پرداختهمىفرمايد:
او را برانگيخت، حالى كه مردمسرگردان بودند، و بيراهه فتنه رامىپيمودند. هوا و هوسشان سرگشتهساخته، بزرگى خواهىشان بهفرودستى انداخته. از نادانى گرفتار.
او كه درود خدا بر وى باد، خيرخواهىرا به نهايت رساند، به راه راست رفت، و از طريق حكمت و موعظه نيكو مردمرا به خدا خواند.[٢]
آن حضرت در قسمتى از خطبه ٩٦ نيز حضرت ختمى مرتبت را چنينتوصيف مىكند:
قرارگاه او بهترين قرارگاه است. وخاندان او را شريفترين پايگاه است، ازكانهاى ارجمندى و كرامت، و مهدهاىپاكيزگى و عفت. دلهاى نيكوكاران بهسوى او گرديده. ديدهها در پى اودويده. كينهها را بدو بنهفت و خونهابه بركت او بخفت. مؤمنان را بدوبرادران همكيش ساخت؛ و جمع كافرانرا پريش؛ خواران را بدو ارجمندساخت و سالار، و عزيزان را بدو خوار.
گفتار او ترجمان هر مشكل است وخاموشى او زبانى گويا براى اهل دل.[٣]
و سرانجام در خطبه ١١٠ در ذكرپيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، مىفرمايد:
دنيا را خوار ديد، و كوچكش شمرد، سبكش گرفت و هيچش به حسابآورد؛ و دانست كه خدا دنيا را از اوگرفت چون چنين خواسته بود، وديگرى را ارزانى داشت چون حقيرمىبود. پس به دل از آن روىبرگرداند، و يادش را در خاطر خويشميراند؛ و دوست داشت كه زينت دنيااز ديدهاش نهان شود تا از آن رختىگرانبها نگزيند، و اميد ماندن در آن بهدلش ننشيند. رسالت پروردگار راچنان رساند، كه براى كسى جاى عذرنماند؛ و امتخود را اندرز گفت وترساند؛ و مژده بهشتشان داد، و بدانخواند.
ما درخت نبوتيم و فرود آمد نگاهرسالت، و جاى آمد شد فرشتگانرحمت، و كانهاى دانش وچشمهسارهاى بينش. ياور و دوستما، اميد رحمت مىبرد؛ و دشمن وكينهجوى ما، انتظار قهر و سطوت.[٤]
٢ بعثت در كلام فاطمه زهرا، عليهاالسلام
پاره تن رسول خدا، حضرتفاطمه زهرا، عليهاالسلام، كه در خانهوحى پرورده شده بود و صداى بالجبرئيل را شنيده بود پس از رحلتنبىاكرم، صلىاللهعليهوآله، و در پىجفاى بزرگى كه امت پيامبر در حقخاندان او روا داشتند، با قلبى پرخونبه مسجد مدينه درآمده و رو به مردمغفلتزده خطبهاى ايراد مىكند كه درتاريخ سخنوران عرب جاودانهمىشود. آن حضرت در اين خطبه بهزيباترين بيان بعثت و رسالتنبىاكرم، صلىاللهعليهوآله، بهوصف مىكشند و حال و روز مردمجزيرالعرب را قبل و بعد از بعثتبهتصوير در مىآوردند.
حضرت فاطمه زهرا، عليهاالسلام، در ابتداى خطبه مزبوربه حمد و ثناى الهى پرداخته ومىفرمايد:
ستايش خداى را بر آنچه ارزانىداشت و سپاس او را بر انديشه نيكوكه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاىفراگير كه از چشمه لطفش جوشيد. وعطاهاى فراوان كه بخشيد. و نثاراحسان كه پياپى پاشيد. نعمتهايى كهاز شمار افزون است. و پاداش آن ازتوان بيرون. و درك نهايتش نه در حدانديشه ناموزون.
سپاس را مايه فزونى نعمت نمود.
و ستايش را سبب فراوانى پاداشفرمود. و به درخواست پياپى برعطاى خود بيفزود. گواهى مىدهم كهخداى جهان يكى است. و جز او خدايىنيست. ترجمان اين گواهى دوستىبىآلايش است. و پاىبندان اين اعتقاد، دلهاى با بينش. و راهنماى رسيدنبدان، چراغ دانش. خدايى كه ديدگان اورا ديدن نتوانند، و گمانها چونى وچگونگى او را ندانند. همه چيز را ازهيچ پديد آورد. و بىنمونهاى انشاكرد. نه به آفرينش آنها نيازى داشت.
و نه از آن خلقتسودى برداشت. جزآنكه خواست قدرتش را آشكار سازد وآفريدگان را بندهوار بنوازد. و بانگدعوتش را در جهان اندازد. پاداش رادر گرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانانرا به كيفر بيم داد. تا بندگان را ازعقوبتبرهاند، و به بهشت كشاند.[٥]
آن حضرت در ادامه در بيانآفرينش و بعثتحضرت