ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار!
عليهالسلام، به حكومت نرسيدن ديگر امامان شيعه و غيبت امام دوازدهم، دوازده نفر بودن آنها و ... همه عرضى ديناند و به همين سبب به آنها به منزله واقعههاى تاريخى ممكن بايد نگريست و نه بيشتر، اينها همه به يك اندازه ضرورى يا تصادفند و لذا اجزاى اسلام تاريخىاند و نه اسلام عقيدتى و ايمان به اسلام عقيدتى تعلق مىگيرد و نه تاريخى»[١] اين نهال خبيث آبيارى شد تا ميوه تلخى چنين به بار آورد.
اما، آنچه بيش از همه موجب بروز بسيارى از ناهنجاريهاى فرهنگى در حوزههاى مختلف شده؛ غفلت تمام نشدنى از مسايل و امورى است كه بارها درباره آنها سخن به ميان آمده و استمرار آن زمينه وقايع بزرگتر را در آينده فراهم مىسازد، كه از آن ميان موارد زير در زمره عواملى هستند كه طى ده سال اخير زمينههاى اينگونه حرمتشكنيها را فراهم ساختهاند.
- غفلتبسيارى از مديران و مسؤولان دستگاه فرهنگى كشور از مطالعات فرهنگى و سياستگزارى كلان براى فعاليتهاى فرهنگى (مبتنى بر نظامنامه فرهنگ ويژه شيعى و منابع دينى).
- غفلت از خصمى كه با كنار گذاشتن سلاح و ترك جنگ رويارو، كمر به استحاله فرهنگى جامعه اسلامى و اغواى جوانان بسته است.
- غفلت از همه آنچه كه جوانان ما براى ماندن در ميدان نبرد با صورتهاى مختلف الحاد، ارتداد و شرك بدان نيازمندند.
- ميدان دادن به عوامل معاند و معارض با دين و انقلاب به اسم اعطاى آزادى و دموكراسى.
- حمايت از مطبوعات و كسانى كه عداوتشان با تفكر دينى و فرهنگى اسلامى طى سالهاى گذشته به اثبات رسيده.
- حمايت نكردن از اشخاص حقيقى و حقوقى مبشر فرهنگ ولايى شيعى كه مىتوانستند چونان سنگرى مانع نفوذ عوامل بيگانه به جغرافياى فرهنگى اين سرزمين اسلامى باشند.
و شايد از همين روست كه امروزه با جمعيتى كلان اما جوان