ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - مسجد جمكران از ديدگاه بزرگان
مسجد جمكران از ديدگاه بزرگان
يكى از كسانى كه در زمينه منزلت و جايگاه معنوى مسجد مقدس جمكران به اظهار نظر پرداخته است عالم بزرگوار مرحوم حضرت آية الله شيخ مرتضى حائرى، فرزند مؤسس حوزه علميه حضرت آية الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى بود وى در سال ١٣٣٤ ق. در شهر اراك به دنيا آمد و بعد از سپرى كردن ايام طفوليت تحت نظارت پدر بزرگوارشان سطوح علمى را به همراه كمالات معنوى، يكى پس از ديگرى پشت سر نهاد و آنگاه به عنوان استادى برجسته به تعليم و تربيت طلاب علوم اسلامى مشغول شد. اين عالم برجسته در بيش از پنجاه سال تدريس در سطوح مختلف شاگردان بسيار ارزنده و فاضلى را تحويل جامعه اسلامى دادند.
اين فقيه پارسا در سال ١٤٠٦ در سن ٧٢ سالگى دار فانى را وداع كرد و حضرت امام، قدس سره، در ضمن اعلاميه اى كه به اين مناسبت صادر فرمودند از اين ايشان با اين تعابير به نيكى ياد كردند:
... اينجانب از اوايل تاسيس حوزه علميه پربركت قم كه به دست مبارك پدر بزرگوارشان تاسيس شد و موجب آن همه بركات گرديد آشنايى با ايشان داشته و پس از مدتى از نزديك معاشر و دوست صميمى بوديم و در تمام مدت طولانى معاشرت جز خير و سعى در انجام وظايف علميه و دينيه از ايشان مشاهده ننمودم. اين بزرگوار علاوه بر مقام فقاهت و عدالت از صفاى باطن به طور شايسته برخوردار بودند و از اوايل نهضت اسلامى ايران از اشخاص پيشقدم در اين هضت بودند.[١]
كسانى كه با شخصيت برجسته علمى اين مجتهد فرزانه آشنايى دارند و محضر درس او را درك كرده اند به كمال دقت و موشكافى و نگرش همه جانبه او در زمينه مسايلى كه مى خواستند درباره آن اظهار نظر كنند واقف اند، لذا نظريات مختلفى كه در مسايل مختلف از ايشان نقل شده است؛ همواره مورد قبول اهل فضل بوده و هست از جمله موضوعاتى كه درباره آن اين عالم جليل القدر به اظهار نظر پرداخته اند، مسجد مقدس جمكران است، در اين شماره عين مطالب موجود در بين دست نوشته هاى ايشان را جهت مطالعه علاقه مندان مى آوريم باشد كه براى عاشقان و منتظران امام زمان، عليه السلام، مفيد واقع شود:
... مسجد جمكران يكى از آيات باهرات عنايت آن حضرت است، و توضيح اين مطلب در ضمن چند جهت- كه شايد خيلى ها از آن غافل باشند- مذكور مى شود:
١. داستان مسجد جمكران كه در بيدارى واقع شده، در كتاب تاريخ قم كه كتاب معتبرى است، از صدوق عليه الرحمة نقل شده است.
مرحوم آقاى بروجردى كه مرد دقيق و ملائى بود، مى فرمود: اين داستان در زمان صدوق عليه الرحمة واقع شده، و او نقل كرده است، دلالت بر كمال صحت آن دارد.
٢. داستان مشتمل بر جريانى است كه مربوط به يك نفر نيست، براى اينكه صبح كه مردم بيدار مى شوند مى بينند با زنجير علامت گذاشته شده است كه مردم باور كنند. و اين زنجير مدتى در منزل سيد محترمى ظاهرا به نام سيد ابوالحسن الرضا بوده است، و مردم استشفاء به آن مى نموده اند و بعدا بدون هيچ جهت طبيعى مفقود مى شود.
٣. جاى دور از شهر و در وسط بيابان جايى نيست كه مورد جعل يك فرد جمكرانى بشود، آن هم دست تنها در يك شب ماه رمضان.
٤. نوعا مردم عادى به واسطه خواب يك امامزاده را معين مى كنند، و مسجد از تصور مردم عادى دور است.
٥. اگر پيدايش اين مسجد روى احساسات مذهبى و علاقه مفرط به حضرت صاحب الامر، عليه السلام، بود، مى بايست سراسر توسل به آن بزرگوار باشد، چنانكه در اين عصر مردم بيشتر زيارت حضرتش در آن مسجد مى خوانند و متوسل به آن حضرت مى شوند، در صورتى كه در اين دستور معنوى اصلا اسمى از آن حضرت نيست، حتى تا به حال هم بيشتر معروف به مسجد جمكران