ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - جنون جوانى؛ فرهنگ و انديشه دينى
مىدارد.
قرنهاست كه بر تارك فرهنگ و انديشه اسلامى مىدرخشد. ١٠
به اين منوال مسير تربيتى ياد شده در روايات معصومين كه آموزش عملى علم دين را از دوران شيرخوارگى به بعد از مهمترين وظايف والدين مىشمارد، سخنى از سر گزاف نيست. چه در واقع اين قبيل دستورالعملها حكم اقدامات پيشگيرانهاى را دارند كه ذهن كودك را پيش از رسيدن به دوران بلوغ و جنون جوانى از مرحله عقل بالفعل و مستفاد بالاتر برده يا لااقل بر اسب سركش هواجس نفسانى لگام تدبير مىبندد. دقت در داستان زندگى پيامبران و امامان معصوم و همچنين بررسى تمامى اسوههاى جوانى كه از سوى نبى مكرم اسلام و جانشينان آن حضرت به ماموريتى گماشته شدهاند صحت اين ادعا را به اثبات مىرساند.
همه انبيا الهى چه آنها كه تحت تربيتبزرگى به بالندگى رسيدهاند و چه كسانى كه منزوى از اجتماع پيرامون، به درجات والاى علم و ايمان دستيافتهاند در دوران خردسالى و جوانى به نوعى رياضتشرعى و خودسازى اخلاقى رو كردهاند. تكلم موسى، عليهالسلام، با شجره مباركه زيتونه- به عنوان مجلاى فيض الهى- پس از آموزش هشتساله در نزد شعيب، صورت تحقق به خود پذيرفت و موسى، عليهالسلام، در دوران نبوت نيز از تعاليم عملى خضر، عليهالسلام، بهرهها برد. مريم، عيسى و يحيى، عليهمالسلام، هر سه از كفايت زكرياى نبى، عليهالسلام، برخوردار بوده و چنانكه در آيات قرآن ثبت است، محراب را به عنوان محل جنگ نفس برگزيده بودند. ابراهيم، عليهالسلام، در دوران جوانى از جامعه مشرك خود كناره مىگيرد و دوران جوانى داود و سليمان و يعقوب و يوسف به مبارزه سرسختانه با دشمن بيرون و درون مىگذرد. از همه مهمتر اعتكاف و شركت نبى اكرم در مبارزات حقطلبانه «حلفالفضول» در نزد مورخين مشهور و نشانهاى از اهتمام آن حضرت به پالايش نفس در دوران جوانى است. و چنانكه مىدانيم روش تربيتى نبى اكرم در پرورش راهبر رادمرد تشيع اميرالمؤمنين، عليهالسلام، از طريق ايشان به محمد بن ابىبكر انتقال يافته و پسر خليفه اول را نسبتبه همگنان خود، از سطح بسيار بالاترى از معرفتبرخوردار ساخته است. در همه اين موارد محور، همواره حق بوده، نه آنكه به بهانه شور جوانى و عادت ايام شباب، حق بر محور هدى بگردد و تربيت دينى مقهور هورمونهاى مترشحه تحت اثر عوامل درونى و بيرونى واقع شود. در حقيقت نفس مطمئنه اين عده از تربيتيافتگان دامان دين به قدرى از قوت برخوردار بوده كه به «فاعليتبالتسخير» همه شئون حيات ايشان را تحت نظارت شرع درآوده است.
[١]. سوره واقعه (٥٦)، آيات ١٠- ١٤. (ثلة من الاولين و قليل من الاخرين).
[٢]. اولى در كتاب «انديشههايى در باب تعليم و تربيت» و دومى در كتاب «اميل».
[٣]. طوسى، نصيرالدين، اخلاق ناصرى، انتشارات كتابفروشى علميه اسلاميه، تهران، بىتا، ص ١٨٩.
[٤]. سوره لقمان (٣١)، آيه ١٩.
[٥]. ر. ك: الطباطبايى، سيد محمدحسين تفسير الميزان ذيل آيات سوره فرقان.
[٦]. نصر، سيد حسين، «تصوف و تعقل در اسلام»، فصلنامه نامه فرهنگ، سال سوم، شماره چهارم، شماره مسلسل ١٢، زمستان ١٣٧٢، ص ٧٨.
[٧]. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ١٧، ص ٤٩.
[٨]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، شماره ٨٣.
[٩]. المجلسى، محمدباقر، ج ١، ص ٦٦.