ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - جنون جوانى؛ فرهنگ و انديشه دينى
سخنى با متوليان امور جوانان
جنون جوانى؛ فرهنگ و انديشه دينى
امين ميرزايى
اشاره: آغاز سال تحصيلى و بازگشايى مدارس و مراكز آموزش عالى بار ديگر بهانهاى فراهم آورد تا مطبوعات و رسانهها موضوع تعليم و تربيت نسل جوان را مورد توجه قرار دهند و درباره آن بنويسند و بگويند.
براستى در كشورى كه نيمى از جمعيتش را جوانان تشكيل مىدهند تا چه اندازه به موضوع چگونگى پرورش فكرى و دينى جوانان اهميت داده مىشود؟ آيا خانوادهها و نهادهاى تربيتى و فرهنگى كشور موضوع تربيت «جوان مسلمان» در عصر حاكميت فرهنگ ابتذال و تباهى غرب را مورد توجه جدى قرار دادهاند؟ آيا هيچ به اين انديشيدهايم كه چگونه مىتوان نسل امروز را نيز چون نسلهاى پيشين «منتظر» تربيت كرد و براى ظهور دولت كريمه امام عصر، عجلالله تعالىفرجه، آماده ساخت؟
مقاله حاضر در واقع پيشدرآمدى استبراى طرح جدىتر موضوع جوانان و تعليم و تربيت آنها در مجله موعود. اميدواريم كه همه انديشمندان و فرهيختگان ميهن اسلامى و همه خوانندگان عزيز موعود با طرح ديدگاههاى خود ما را در رسيدن به طرحى كلان براى تربيت «نسل منتظر» يارى كنند. انشاءالله.
همه بزرگان ما در قديم، از كودكى و خردسالى به تربيت روانى و دينى فرزندان خود اقدام مىكردند و به اين طريق جوانان پرورده دست اين بزرگان نه تنها از همسالان و بزرگترهاى سنى خود نيز كه تحت تربيتى اين چنين قرار نداشتهاند سر بودهاند، و بسيارى از ايشان برترى را نسبتبه بزرگان نسلهاى بعدى حفظ كردهاند، و چه بسا بتوان سر تاكيد قرآن آسمانى بر اشتمال عنوان «مقربون» يا «سابقون» بر شمار بيشترى از گذشتگان را، در روش تربيتى خاص آنان جستجو كرد كه افراد نسلهاى بعد- به علتبعد فرهنگ- از آن كلا يا جزئا بىبهره بودهاند[١]
به طور مثال در ادبيات كهن ما، چه پيش از اسلام و در دوره حاكميتحكيمان موسوم به «مغان» و چه پس از آن و در دوران زمامدارى فرهنگى عالمان مسلمان، همواره بخشى خاص به نحوه تربيت عملى و نه تنها علمى خردسالان و جوانان اختصاص داشته و گاه در حلقه درس يك عالم عاليقدر- گذشته از محافل خصوصى- هزاران نفر شركت مىجستهاند. و اين همان سبك تعليمى است كه توسط انديشورانى همچون ژرارد و آدلهارد و آلبرت كبير به اروپاى قرون وسطى منتقل شد و علىرغم انعكاس ناقص در آثار نويسندگانى چون جان لاك انگليسى و روسوى فرانسوى، بتدريج در محاق فراموشى فرو رفت.[٢]
بنا به اسناد تاريخى، عمده تاكيد آموزگاران مسلمان علاوه بر آموزش فنون اسبسوارى، تيراندازى و شناگرى، بر محور اخلاق عملى و آموزشهاى به اصطلاح پراتيك دور مىزده، فلذا بر خلاف آنچه امروزه در جوامع غربى و غربزدگان شرقى شايع است، آموزشهاى اخلاقى به مشاعره و پند و اندرز زبانى و عاقبت چرس و بنگ و مواد افيونى! ختم نمىشده است. به مادران و پدران مىآموختند كه تاديب عملى نوباوگان مىبايد بلافاصله پس از دوران شيرخوارگى آغاز شود و نخستين درسى كه كودك مىآموزد، مىبايد درس عفت و حيا باشد. كودكان و نوجوانان را عملا از همنشينى با اضداد باز