ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ١ بعثت در كلام امير مؤمنان على، عليه السلام
روزگار سپرى. پدران رفتند و پسرانجاى آنان را گرفتند تا آنكه خداىسبحان محمد، صلىاللهعليهوآله، راپيامبرى داد تا دور رسالت را به پايانرساند و وعده حق را به وفا مقرونگرداند، طومار نبوت او به مهرپيامبران ممهور و نشانههاى او دركتاب آنان مذكور، و مقدم او بر همهمبارك و موجب سرور؛ حالى كه مردمزمين، هر دسته به كيشى گردن نهادهبودند، و هر گروه پى خواهشى افتاده، و در خدمت آيينى ايستاده؛ يا خدا راهمانند آفريدگان دانسته، يا صفتى كهسزاى او نيستبدو بسته، يا به بتىپيوسته و از خدا گسسته. پروردگارآنان را بدو از گمراهى به رستگارىكشاند و از تاريكى نادانى رهاند.
سپس ديدار خود را براى محمد، صلىاللهعليهوآله، گزيد- و جوارخويش او را پسنديد- و از اين جهانشرهانيد. او را نزد خود برد تا درفردوس اعلى نشيند، و بيش سختىاين جهان نبيند.
پس بزرگوارانه او را ديدار ارزانىداشت و او ميراثى كه پيامبرانمىنهند براى شما گذاشت، چه آنانامتخويش را وانگذارند مگر با نشاندادن راهى روشن و نشانهاى معين:
كتاب پروردگار در دسترسشماست، حلال و حرام آن پيداست، واجب و مستحب آن هويداست، ناسخو منسوخش روشن، رخصت و عزيمتآن معين، خاص و عامش معلوم، پند ومثلهايش مفهوم، مطلق و مقيدشپديدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسير شده، و نامفهومشتعبير شده، از حكمى كه بدانند و انجامدادنى است، و آنچه ندانند وواگذاردنى است؛ حكمى است وجوبآن در قرآن معين، و نسخ آن در سنتمبرهن؛ و حكمى كه سنت گويد بايد، وكتاب رخصت دهد كه ترك آن شايد؛ وحكمى كه در وقتى خاص بر مكلفنوشته است، و چون وقتش سپرى شدتكليف هشته است؛ و حرامهايىناهمسان، با كيفرهايى سخت و ياآسان؛ گناهى بزرگ كه كيفرش آتشآن جهان است، و گناهى خرد كه براىتوبه كننده اميد غفران است، يا آنچهمقبول، ميان دشوار و آسان است.[١]
آن حضرت در قسمتى از خطبه ٣٣ بعثت پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، را چنين توصيفمىكند:
خدا محمد را برانگيخت و از عربكسى كتابى نخوانده بود و دعوىپيامبرى نكرده بود. محمد، صلىاللهعليهوآله، مردم را به راهىكه بايست كشاند، و در جايى كه بايدنشاند، و به رستگارى رساند، تا آنكهكارشان استوار و جمعيتشان پايدارگرديد.[٢]
در خطبه ٩٤ نيز در وصف سلسلهپيامبران الهى مىفرمايد:
پس آنان را در بهترين وديعتجاى به امانتسپرد، و در نيكوترينقرارگاه مستقر كرد. از پشتى به پشتديگرش داد، همگى بزرگوار، وزهدانهايى پاك و بىعيب و عار. چونيكى از آنان درگذشت، ديگرى براىحمايت دين برخاست، و جانشين اوگشت؛ تا آنكه تشريف بزرگوارى ازسوى خداى بارى، به محمد، صلىاللهعليهوآله، رسيد، و او را ازبهترين خاندان و گراميترين دودمانبركشيد. از درختى كه پيامبران خود رااز آن جدا كرد، و امينان خويش رابرگزيد و بيرون آورد. فرزندان اوبهترين فرزندانند، و خاندانشنيكوترين خاندان؛ و دودمان اوبهترين دودمان. در گرداگرد مكهروييدند، و در كشتزار بزرگوارىباليدند. شاخههايشان بلند و سر بهآسمان كشيده است و دست كسى بهميوه آن نارسيده.
او پيشواى كسى است كه راهپرهيزگارى پويد، و چراغ آن است كهراهنمايى جويد. چراغى است كه پرتوآن دميد، و درخشى است كه روشنىآن بلند گرديد، و آتشزنهاى است، كهنور آن درخشيد. رفتار او ميانهروىدر كار است، و شريعت او راه حق رانمودار. سخنش حق را از باطل جداسازد، و داورى او عدالت است- و ستمرا براندازد- او را هنگامى فرستاد كهپيامبران نبودند- و مردمان- به خطاكار مىنمودند، و امتان در گولى ونادانى مىغنودند.
خداتان بيامرزاد! به كار پردازيد، ونشانههاى آشكار را پيشواى خودسازيد تا كه راه گشاده است و راست، و شما را به خانهاى مىخواند كهسلامت آنجاست. شما در خانهاى بهسر مىبريد كه بايد خشنودى خدا رادر آن به دست آريد، در مهلت وآسايش خاطرى كه داريد، كه نامههاگشوده است و خامه فرشتگان روان، تنها درست است و زبانها گردان.