ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - ٢ بعثت در كلام فاطمه زهرا، عليهاالسلام
وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. ودوستى ما را عزت مسلمانى. وبازداشتن نفس را موجب نجات، وقصاص را سبب بقا زندگانى. وفا بهنذر را موجب آمرزش كرد. و تمامپرداختن پيمانه و وزن را مانع ازكمفروشى و كاهش. فرمودمىخوارگى نكنند تا تن و جان ازپليدى پاك سازند و زنان پارسا راتهمت نزنند، تا خويشتن را سزاوارلعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راهعفت پويند. و شرك را حرام فرمود تابه اخلاص طريق يكتاپرستى جويند «پس چنانكه بايد، ترس از خدا را پيشهگيريد و جز مسلمان مميريد!» آنچهفرموده ستبجا آريدو خود را از آنچهنهى كرده بازداريد كه «تنها دانايان ازخدا مىترسند».[١]
حضرت زهرا، عليهاالسلام، دربخش ديگرى از اين خطبه به تلاشىكه پدر ارجمندش براى گسترشتوحيد و اسلام متحمل شد اشارهكرده و مىفرمايد:
مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم:
من فاطمهام و پدرم محمد، صلىاللهعليهوآله، است «هماناپيمبرى از ميان شما به سوى شما آمدكه رنجشما بر او دشوار بود، و بهگرويدنتان اميدوار و بر مؤمنانمهربان و غمخوار».
اگر او را بشناسيد مىبينيد او پدرمن است، نه پدر زنان شما. و برادرپسر عموى من است نه مردان شما. اورسالتخود را به گوش مردم رساند. وآنان را از عذاب الهى ترساند. فرق وپشت مشركان را به تازيانه توحيدخست. و شوكتبتپرستان را در همشكست.
تا جمع كافران از هم گسيخت.
صبح ايمان دميد. و نقاب از چهرهحقيقت فرو كشيد. زبان پيشواى ديندر مقال شد. و شياطين سخنور لال.[٢]
آن حضرت وضعيت مردم را درپيش از بعثت چنين به تصويرمىكشد:
در آن هنگام شما مردم بر كنارمغاكى از آتش بوديد خوار. و در ديدههمگان بىمقدار. لقمه هر خورنده. وشكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده.
و نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار.
خوردنيتان پوست جانور و مردار.
پست و ناچيز و ترسان از هجومهمسايه و همجوار. تا آنكه خدا بافرستادن پيغمبر خود، شما را از خاكمذلتبرداشت. و سرتان را به اوجرفعت افراشت.
پس از آن همه رنجها كه ديد وسختى كه كشيد. رزمآوران ماجراجو، و سركشان درندهخو. و جهودان دينبه دنيا فروش، و ترسايان حقيقتنانيوش، از هر سو بر وى تاختند. و بااو نرد مخالفتباختند.
هر گاه آتش كينه افروختند، آن راخاموش ساخت. و گاهى كه گمراهىسر برداشت، يا مشركى دهان به ژاژانباشت، برادرش على را در كام آنانانداخت. على، عليهالسلام، بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفاننواخت. و كار آنان با دم شمشيربساخت.
او اين رنج را براى خدا مىكشيد. ودر آن خشنودى پروردگار و رضاىپيغمبر را مىديد. و مهترى اولياى حقرا مىخريد. اما در آن روزها، شما درزندگانى راحت آسوده و در بستر امنو آسايش غنوده بوديد.[٣]
فاطمه زهرا، عليهاالسلام، درادامه سخن به جفايى كه امت محمد، صلىاللهعليهوآله، پس از وفاتايشان با خاندانش روا داشتند اشارهكرده و مىفرمايد:
چون خداى تعالى همسايگىپيمبران را براى رسول خويش گزيد، دورويى آشكار شد، و كالاى دينبىخريدار. هر گمراهى دعوىدار و هرگمنامى سالار. و هر ياوهگويى دركوى و برزن در پى گرمى بازار.
شيطان از كمينگاه خود سر برآورد وشما را به خود دعوت كرد. و ديد چهزود سخنش را شنيدند و سبك در پىاو دويديد و در دام فريبش خزيديد. وبه آواز او رقصيدند.[٤]
پىنوشتها:
[١]. شهيدى، سيد جعفر، ترجمه نهجالبلاغه، ص ٦- ٧.
[٢]. همان، ص ٣٤.
[٣]. همان، ص ٨٧.
[٤]. همان، ص ٨٨.
[٥]. همان.
[٦]. همان، ص ١٠٦.
[٧]. شهيدى، سيد جعفر، زندگانى فاطمهزهرا، عليهاالسلام، ص ١٢٦- ١٢٧.
[٨]. همان، ص ١٢٧- ١٢٨.
[٩]. همان، ص ١٢٨- ١٢٩.
[١٠]. همان، ص ١٣٠.
[١١]. همان، ص ١٣٠- ١٣١.
[١٢]. همان، ص ١٣١.