ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - بدن برزخى
تفاوت برزخ با قيامت از جهات گوناگونى است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف) قيامت (قيامت كبرى) بعد از منقضى شدن اين دنيا است؛ در حالىكه برزخ (قيامت صغرى) با مردن افراد آغاز مىشود؛
ب) در عالم برزخ، روح با بدن مثالى (اجساد لطيف) همراه است كه نه به كلّى مجرّد است و نه مادّى محض؛ بلكه داراى يك نوع تجرّد برزخى؛ است. به اين معنى كه عالم مثال، هم خصوصياتى از عالم مادّه را دارد مثل شكل و رنگ و مقدار و هم خصوصياتى از عالم عقل و مجرّدات تام را، مثل ثبات و تغييرناپذيرى و زوالناپذيرى و تقيدناپذيرى. بدين صورت به حيات خود ادامه مىدهد؛ در حالىكه در قيامت روح با بدن جسمانى همراه است كه نظير همين بدن مادّى دنيوى است؛
ج) نعمتهاى بهشتى در قيامت، به مراتب از نعمتهاى برزخى والاتر است؛ همچنانكه عذاب دوزخى از عذاب برزخى بسى سختتر است.
ابوبصير از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمودند:
«مؤمنان در حالى كه در عالم برزخ برخوردار از نعمتند، پيوسته مىگويند:
«ربّنا اقم لنا السّاعه وانجز لنا ما وعدتنا؛
پروردگارا! قيامت را برپا كن و وعدههاى خود را درباره ما محقّق ساز.»
برعكس، مشركان در حالىكه در برزخ معذّبند پيوسته مىگويند:
«ربّنا لاتقم لنا السّاعه ولا تنجزلنا ماوعدتنا؛[١]
پروردگارا! قيامت را برپا مساز و وعدههاى خود را درباره ما محقّق نفرما.»
بدن برزخى
بسيارى از حقايق هستى و خصوصاً حقايقى كه در ماوراى جهان طبيعت وجود دارد، براى ما مجهول است. البتّه اين ندانستن، بيشتر در كمّ و كيف و چگونگى آن حقايق است؛ ولى اصل آن حقايق را عقل و وحى در جاى خود اثبات كردهاند و ما نسبت به آن آگاهى داريم. بنابراين، سنخيّت و چگونگى بدنهاى برزخى براى ما به صورت كامل و دقيق روشن نيست؛ ولى در عين حال از مجموعه آيهها، روايتها و تحليلهاى عقلى مىتوان دورنمايى از كمّ و كيف بدن برزخى را تصوير كرد. ابتدا نكاتى مقدّماتى مطرح مىشود:
الف) در تمام عوالم هستى (عالم مادّى، برزخ و قيامت) انسان داراى بدن است و در هيچ عالمى بىبدن نيست؛ به دليل اينكه روح، حقيقتى است كه در عين تعلّق به بدن و در متن و ذات روح، تعلّق به بدن خوابيده است. از اين رو، ممكن نيست كه روح باشد و بدنى در كار نباشد. پس اگر انسان در عالم طبيعت، برزخ و قيامت، داراى روح است- كه هست- واجد بدن نيز خواهد بود؛
ب) هريك از عوالم هستى نظام، احكام، آثار و قوانين مخصوص به خود دارد؛ يعنى در عالم طبيعت قوانينى غير از سننى كه بر عالم برزخ حكم فرماست، حاكم است و در عالم برزخ، نظامى وجود دارد كه در عالم قيامت وجود ندارد و در عالم قيامت، آثارى است كه در دو عالم برزخ و طبيعت نيست. از اينرو، بدنى كه در عالم طبيعت است همسنخ با قوانين حاكم بر اين دنيا است و اين بدن غير از بدن برزخى است. بدن برزخى، همسنخ با احكام و آثار عالم برزخ است. همچنين بدن در قيامت غير از بدن برزخى و بدن مادّى است و بدنى همسنخ با سنن ويژه عالم قيامت و آماده پذيرش آن قوانين مخصوص است؛ مثلًا بدن قيامتى، بدنى است كه در عين سوختن مدام، از بين نمىرود يا مثلًا بدن قيامتى يك فرد بهشتى، به صورتى ساخته شده است كه در عين خوردن و آشاميدن، نيازى به تخليّه موادّ تغذيه شده از بدن ندارد. بنابراين نبايد تصوّر كرد كه بدن مادّى، برزخى و قيامتى يكسان