ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - اصلاح امر ظهور در يك شب
بود، انتظار فرج در هر صبح و شام بىمعنا مىشد. در حديث ديگرى همين مطلب با مقدمه زيبايى توسط امام صادق (ع) ذكر شده است:
«كُنْ لِما تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو. فانَّ مُوسَى بْنَ عِمرانَ (ع) خَرَجَ لِيقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ ناراً فَرَجَعَ اليهم و هو رسولٌ نَبِى. فَأَصْلَحَ اللهُ تبارك و تعالى أمْرَ عَبْدِه و نبيه موسى (ع) فى لَيلَةٍ. و هكذا يفْعَلُ اللهُ تبارَكَ و تعالى بِالقائمِ الثانى عَشَرَ مِنَ الائِمَّةِ (ع) يصْلِحُ لَه أَمْرَه فى ليلةٍ كما اصْلَحَ أمْرَ نَبِيه موسى (ع) و يخْرِجُهُ مِنَ الحَيرَةِ و الغَيبَةِ الى نُورِ الفَرَجِ و الظهورِ؛[١]
به چيزى كه اميد (وقوعش را) ندارى از آنچه اميد (وقوعش را) دارى، اميدوارتر باش! همانا موسىبن عمران (ع) رفت تا براى اهل خود، آتشى به دست آورد. پس در حالىكه پيامبرِ فرستاده شده بود، به سوى ايشان بازگشت. پس خداوند كار بنده و پيامبرش موسى (ع) را در يك شب اصلاح فرمود و خداوند تبارك و تعالى در مورد حضرت قائم، امام دوازدهم (عج)، نيز چنين عمل مىكند. كار (ظهور) ايشان را در يك شب اصلاح مىفرمايد؛ همانطور كه كار پيامبرش، موسى (ع) را اصلاح كرد و ايشان را از حيرت و غيبت به سوى روشنايى فرج و ظهور در مىآورد.»
انسان گاهى بر حسب قرينههاى ظاهرى، به انجام چيزى اميد مىبندد يا اينكه روى همان قرينهها از وقوع چيزى نااميد است. آنچه از اين حديث شريف مىآموزيم اين است كه فرد مؤمن اگر اميد به فرج الهى است، بايد به وقوع امورى كه روى حسابهاى عادى از انجامش نااميد است، اميدوارتر باشد تا چيزهايى كه به آن- برحسب زمينههاى عادىاش- اميد بسته است. مثالى كه براى اين قاعده كلّى بيان فرمودهاند همان پيامبر شدن حضرت موسى (ع) است. ايشان براساس قرينههاى ظاهرى و نشانههاى عادى، اميدى به كليمالله و پيامبر الهى شدن نداشت و روى اين امر حسابى نكرده بود؛ امّا وقتى براى فراهم آوردن آتش به سوى آن رفت، پيامبر برگزيده الهى شد. خداى متعال در مورد امام زمان (عج) هم اينگونه عمل خواهد كرد و ايشان را در وقتى كه ظاهراً اميدى به قيامشان نيست، ظاهر خواهد فرمود. پس وظيفه شيعيان در خصوص انتظار فرج امام زمان (عج) اين است كه وقتى بر مبناى محاسبات عادّى بشرى، اميدى به ظهور امامشان ندارند، بيشتر اميد به فرج داشته باشند تا زمانى كه روى آن- بر مبناى قرينههاى ظاهرى- حساب مىكنند. مؤمن موحّد همه اميدش به فرج الهى است و آنگاه كه خداوند بخواهد رحمت خود را شامل حال بندگانش كند، احتياج به فراهم شدن زمينههاى عادى بشرى ندارد. تعبيرى هم در آخر حديث شريف آمده است كه بسيار قابل تأمّل و توجّه است. امام صادق (ع) فرمودهاند كه خداوند، حجّت خود را از حيرت و غيبت به سوى فرج و ظهور خارج مىسازد. از غيبت خارج شدن امام (ع) روشن است؛ امّا از حيرت درآمدن، يعنى چه؟ چه حيرتى براى حضرتش وجود دارد كه با اصلاح امر فرج، از آن خارج مىشوند؟ ظاهراً در عبارت حديث، لفّ و نشر مرتّب وجود دارد؛ يعنى خارج شدن از دو حال به دو حال ديگر، به ترتيب؛ از حال غيبت به ظهور و از حال حيرت به سوى روشنايى فرج. پس حال حيرت امام زمان (عج) نقطه مقابل فرج و گشايش ايشان است؛ بنابراين حيرت ايشان مربوط به گرفتارىها و سختىهايى است كه در زمان غيبت به آن مبتلا هستند. شايد بتوان گفت كه آگاه نبودن ايشان از زمان ظهورشان رمز تحير و سرگردانى آن عزيز در زمان غيبت است. ايشان از طرفى مؤمنان و مظلومان و مستضعفان را در همه عالم، گرفتار و در رنج مىبينند و مىدانند كه فرج كلّى و فراگير، همه آنها به دستِ مبارك خودشان است و از طرف ديگر نمىدانند كه خداى متعال چه وقت اذن فرج را صادر مىكند و چه زمانى حضرت اجازه مىيابند كه همه زمين را به عدل و داد برسانند. (البتّه غير از دستگيرىهاى جزيى و محدود كه در همين زمان غيبت هم انجام مىدهند.) شدّت ناراحتى و مصيبت ايشان به خاطر تحمّل همه مصائب و سختىها از يك طرف و دائماً به پيشگاه الهى دعا كردن و از او تعجيل در فرج كلّى و نهايى را خواستن در عين آگاه نبودن به زمان اجابت اين دعا از طرف ديگر، امام عصر (عج) را به حيرتى مىاندازد كه بر ناراحتىها و رنجهاى ايشان مىافزايد. همين معنا با عبارت ديگرى در «دعاى عبرات» ذكر شده است كه در بخش گذشته نقل كرديم. در آنجا آمده بود: «ترى تحيرى فى امرى» كه توضيح مختصرى در مورد آن بيان شد. ناگفته نماند كه حيرت مورد بحث، مربوط به خود امام عصر (عج) است و به صراحت؛ حديث، خداوند ايشان را از حيرت به روشنايى فرج، خارج مىسازد امّا در احاديث، حيرت ديگرى هم مطرح شده كه مربوط به مردم زمان غيبت است و اين حيرت با آنچه در مورد حضرت مهدى (عج) در زمان غيبت بيان شد، كاملًا متفاوت است. حيرت مردم، ناشى از گم كردن راه صحيح و صراط مستقيم است كه شناخت آن در زمان غيبت امام (ع) از زمانهاى ديگر مشكلتر مىباشد. از امام عسكرى (ع) نقل شده است:
«امّا إنَّ له غَيبَةً يحارُ فيها الجاهِلون و يهْلِكُ فيها المُبْطِلونَ و يكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ؛[٢]
بدانيد همانا براى او (فرزند من) غيبتى است كه نادانها در آن به