ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - ج غربت و واژگونى اسلام در دوره غيبت امام عصر (ع)
ب. غيبت امام زمان (ع)
امام على (ع) بيش از دويست سال قبل از ولادت امام عصر (ع)، از غيبت ايشان در خطبه ١٥٠ چنين خبر دادهاند:
«بدانيد آن كس از ما [حضرت مهدى (عج)] كه فتنههاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مىنهد و بر همان سيره و روش پيامبر (ص) و امامان (ع) رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد، بردگان و ملّتهاى اسير را آزاد سازد، جمعيّتهاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حقجويان پراكنده را جمع آورى مىكند. حضرت مهدى (عج) سالهاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مىبرد؛ آنچنان كه اثرشناسان، اثر قدمش را نمىشناسند؛ گرچه در يافتن اثر و نشانهها تلاش فراوان كنند. سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنهها آماده مىگردند و چونان شمشيرها صيقل مىخورند، ديدههاشان با قرآن روشنايى گيرد و در گوشهاشان تفسير قرآن طنين افكند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مىكشند.»
و در خطبه ١٨٢ مىفرمايند:
«زره دانش بر تن دارد و با تمامى آداب و با توجّه و معرفت كامل، آن را فرا گرفته است. حكمت گمشده اوست كه همواره در جستوجوى آن مىباشد و نياز اوست كه در به دست آوردنش مىپرسد. در آن هنگام كه اسلام غروب مىكند و چونان شترى در راه مانده دم خود را به حركت در آورده، گردن به زمين مىچسباند، او پنهان خواهد شد [دوران غيبت صغرى و كبرى] او باقىمانده حجّتهاى الهى و آخرين جانشين از جانشينان پيامبران است.»
ج. غربت و واژگونى اسلام در دوره غيبت امام عصر (ع)
همه چيز در آخرالزّمان زيرو رو مىشوند و وارونه كه اسلام هم از اين قاعده مستثنى نخواهد ماند:
در خطبه ١٤٧ امام (ع) مىفرمايند: «همانا پس از من روزگارى بر شما فراخواهد رسيد كه چيزى پنهانتر از حق و آشكارتر از باطل و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد و نزد مردم آن زمان كالايى زيانمندتر از قرآن نيست؛ اگر آن را درست بخوانند و تفسير كنند و متاعى پرسودتر از قرآن يافت نمىشود؛ آنگاه كه آن را تحريف كنند و معانى دلخواه خود را رواج دهند. در شهرها چيزى ناشناختهتر از معروف و شناختهتر از منكر نيست. حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش مىكنند. پس در آن روز، قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور مىگردند و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند و پناهگاهى ميان مردم ندارند. پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند؛ امّا گويا حضور ندارند، با مردمند؛ ولى از آنها بريدهاند؛ زيرا گمراهى و هدايت هرگز هماهنگ نشوند؛ گر چه كنار يكديگر قرار گيرند. مردم در آن روز، در جدايى و تفرقه هم داستان و در اتّحاد و يگانگى پراكندهاند؛ گويى آنان پيشواى قرآن بوده و قرآن پيشواى آنان نيست. پس