ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - الف استمرار شيعه تا زمان ظهور امام عصر (ع)
حوادث و فتنه هاى پيش روى در برخى مناطق
الف. آينده بصره
«بصره» شهرى كه هميشه كانون فتنهها و آشوبها بوده است. امام (ع) درباره آينده اين شهر در خطبه ١٣ نهجالبلاغه فرمودند:
«سپاه زن بوديد و از چهارپا پيروى نموديد! بانگ كرد و پاسخ گفتيد. پى شد و گريختيد. خوى شما پست است و پيمانتان دستخوش شكست. دورويىاتان شعار است و آبتان تلخ و ناگوار. آنكه ميان شما به سر برد، به كيفر گناهش گرفتار و آنكه شما را ترك گويد، مشمول آمرزش پروردگار. گويى مسجد شما چون سينه كشتى است. به امر خدا زير و زبر آن در عذاب است و هر كه در آن است غرقه در آب. [و در روايتى است كه]: به خدا سوگند! شهر شما غرقه آب شود؛ گويى مسجد آن را مىنگرم، چون سينه كشتى از آب برون مانده، يا شتر مرغى بر سينه به زمين خفته. [و در روايتى:] چون سينه مرغى در ميان موج دريايى. [و در روايتى ديگر:] خاك شهر شما گندهترين خاك است و زمين آن مغاك. نزديكترين به آب و دورترين شهرها به آسمان و نه دهم شرّ و فساد نهفته در آن. آنكه درون شهر است، زندانى گناه و آنكه برون است، عفو خدايش پناه. گويى شهر شما را مىبينم كه از هر سو، به آب درون است؛ جز كنگرههاى مسجد كه برون است، همچون سينه پرنده كه بر كوهه آب دريا نشسته است.»
ب. آينده كوفه
امام (ع) درباره شهر پرقصّه و غصّه «كوفه» در خطبه ٤٧ فرمودند:
«اى كوفه! مىبينم چون چرم عكاظى گسترده شوى. درهاى سختى به رويت گشاده، بار سنگين بلا بر سرت فتاده و مىدانم كه هيچ ستمكار، دست بدى بر تو نيازد، جز اينكه خدا بلايى به جانش اندازد يا قاتلى را بر او چيره سازد.»
ج. شورش صاحب زنج و حمله مغول
شورش صاحب زنج از بصره شروع شد و تا دروازههاى «بغداد» به پيش رفت و بر قسمت بزرگى از «عراق» مسلّط شد. در اين شورش، همواره اساس خلافت عبّاسى در معرض تهديد و زوال بود. در اين فتنه دهها هزار نفر كشته و عِرض و ناموس هزاران نفر از بين رفت و دهها شهر به آتش كشيده شد. صاحب زنج، رهبر اين شورش در سال (٢٥٥ ه. ق.) در بصره قيام كرد. امام (ع) دو قرن قبل چنين درباره او در خطبه ١٢٨ پيشگويى كردند:
اين سخنرانى در سال ٣٦ هجرى پس از «جنگ جمل» در شهر بصره ايراد شده است:
«اى أحنف! گويا من او را مىبينم كه با لشكرى بدون غبار و سر و صدا و بدون حركات لگامها و شيهه اسبان، به راه افتاده، زمين را زير قدمهاى خود چون گام شترمرغان درمىنوردند. پس واى بر كوچههاى آباد و خانههاى زينتشده بصره كه بالهايى چونان بال كركسان و ناودانهايى چون خرطومهاى پيلان دارد! واى بر اهل بصره كه بر كشتگان آنان نمىگريند و از گمشدگانشان كسى جستوجو نمىكند! من دنيا را به رو، بر زمين كوبيده و چهرهاش را به خاك ماليدم و پيش از آنچه ارزش دارد، بهايش ندادهام و با ديدهاى كه سزاوار است، به آن نگريستهام.
[وصف تركهاى مغول:] گويا آنان را مىبينم كه با رخسارى چونان سپرهاى چكّش خورده، لباسهايى از ديباج و حرير پوشيده، كه اسبهاى اصيل را يدك مىكشند و آنچنان كشتار و خونريزى دارند كه مجروحان از روى بدن كشتگان حركت مىكنند و فراريان از اسير شدگان كمترند.»
٤. روزهاى پيشروى اسلام و شيعه
الف. استمرار شيعه تا زمان ظهور امام عصر (ع)
شيعه هماره در طول تاريخ در اقلّيت بوده و اين بيم وجود داشته است كه مبادا شيعيان در تاريخ، هضم و مضمحل شوند. امام (ع) اين نگرانى را در خطبه ١٠٠ چنين پاسخ دادهاند:
اين سخنرانى را ظاهراً در جمعه سوم ايّام خلافت خود در سال ٣٥ هجرى در روز جمعه ايراد فرمودند:
«... آگاه باشيد! مثل آل محمّد (ص) چونان ستارگان آسمان است. اگر ستارهاى غروب كند، ستاره ديگرى طلوع خواهد كرد [تا ظهور صاحب الزّمان (ع)]. گويا مىبينم در پرتو خاندان پيامبر (ص) نعمتهاى خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو داريد، رسيدهايد.»