ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - پيدايش شرايط خنثى و پوچ
بهنظر ما، نتيجه نهايى اين تكنيك، خلق ارواح پاك نيست، بلكه شياطين جنسى بدون تذكير و تأنيث خلق مىشوند، مثل مارىلين مانسون، آوازخوان راك و كسىكه لذّت جنسى زن و مرد را در وجود خود در هم آميخت و آن را به يك شهوت بىشكل كه نافى نظم خلقت است، تبديل كرد. دو جنسيتى بودن، خود نفىجنس و انكار ويرانگرانه جدايى مقدّر الهى ميان مذكّر و مؤنّث است.
ما در مسير محو تقدير الهى جدايى طبيعى جنسى، به بىراهه رفته و دست به شورش عليه كائنات زدهايم. اين انحراف، آنچه را طبيعى است، از شكلمىاندازد.
فعّالان همجنسگرا اكنون در صدد هستند كه نام از يكديگر بگيرند و در ازدواج آنها يكى نقش مذكّر و ديگرى نقش مؤنّث را داشته باشد. آنها اين اقدام خود رابر اين پيش فرض قرار مىدهند كه ازدواج يك وحدت دائمى و انحصارى ميان دو انسان است؛ امّا همين چارچوب ريشه در اين حقيقت دارد كه وحدت جنسى ميان يك مذكّر و يك مونّث، خود توليد كننده سمبل يك موجود واحد زنده كاملًا دائمى و ماندگار، يعنى كودك است. تدبير مقدّر ضرورت جنسى در شكلمذكّر و مؤنّث، به تولد كودك مىانجامد و در مقابل، مبهم كردن، آلودن و به هم زدن تذكير و تأنيث، مثل نقّاشىهاى خيلى در هم و بر هم مىماند و ازدواج بهعنوان يك ساختار اخلاقى، تنها از طريق پشت كردن به آن است كه دچار زوال مىشود. اينك، پايان ازدواج- حتّى در شكل منحرف ازدواج همجنسبازان- را نظاره كنيد.
ما به دو دليل، اين مورد را تنها يك انحراف نمىدانيم، بلكه آن را شورش مستقيم عليه نظام كائنات مىبينيم: نخست، اينكه اين موضوع صرفاً يك تحريف انگلگونه، در آنچه طبيعت نام دارد، به وجود نمىآورد. همجنسگرايى در دوران قديم، مثل آنچه كه در ميان يونانيان وجود داشت، بدين صورت بوده است كه لذّت جنسى ميان دومذكّر را عالىتر از لذّت جنسى ميان مذكّر و مؤنّث مىدانستند؛ امّا انسان آن روزى، همچنان به مقاربت با جنس مخالف جهت توليد مثل، طبق اوامر طبيعتتكيه داشت؛ مرد و زن منحرف مىشدند، امّا تخريب نمىشدند. در عوض، ما در شورش خود عليه طبيعت، داريم براى تخريب جنس مذكّر و مؤنّث هم تلاشمىكنيم.
دوم آنكه، همه مواردى كه بر اين موضوع مترتّب است، چيزى بيشتر از يك نگاه محدود را مىطلبد. همانطور كه سى. اس. لوئيس در كتاب «نامههاى رول پيچ» خود متذكّر شد، شيطان نمىتواند چيزى را خلق كند، بنابراين هرگونه تلاش رقيبانهاى كه در صدد ايجاد نظم است، صرفاً امرى تقليدى از عقلانيّت و قدرتنظامبخش الهى است؛ بنابراين،