ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - پايان اخلاق كاتوليك
با شادمانى، علم زيستشناسى را به عنوان يك تقدير مىپذيرند و آنهايى كه اعتقاد دارند، سرنوشت و تقديرمان در اين استكه بر علم زيستشناسى كاملًا تسلّط داشته باشيم. بالأخره بايد گفت، اين نبرد كوچكى نيست؛ در واقع، مشكل است كه ببينيم، كدام يك در نبرد فائق مىشوند.
پايان اخلاق كاتوليك
اگر بگوييم كه كاتوليكها هنوز هم نسبت به اين مسئله چهره در هم مىكشند، احتمالًا بهتر مىتوانيم اوضاع را شفّافتر بيان كنيم. اخلاق كاتوليكى بر مبناىقانون طبيعى قرار دارد.
قانون طبيعى نيز آنطور كه استى. توماس توضيح مىدهد، صرفاً همان قانون «بودن» ماست؛ يعنى يك سرى از «بايدهاى» اخلاقى كه از طبيعت خاص ما نشئت مىگيرد. طرح بيكنى، داروينى كه با طبيعت بشر از طريق شيوههايى مثل جرّاحى پلاستيك و دستكارى ژنتيك، مثل خاك كوزهگرى رفتار كرده و در صددتغيير شكل آن برمىآيد، حمله مستقيمى به قانون طبيعى است؛ زيرا طرح مذكور، حمله مستقيم به طبيعت است. اگر اين حمله، موفّقيتآميز مىبود، اخلاقكاتوليكى به طور كامل بىاساس نشان داده مىشد و تنها به درد زبالهدانى تاريخ مىخورد و در كنار مركزيّت زمين بطلميوسى، تئورى اصل بودن آتش در شيمى و اثير در فيزيك كه به عنوان يك تئورى كاملًا پذيرفته شده بود، قرار مىگرفت؛ تئورىهايى كه در نتيجه تحقيقات دقيق علمى مشخّص شد، بر مبناى غلطهاى بنيادين قرار داشتند.
برخى از استادان مغرور تاريخى، در همين آينده نزديك و در حالى كه پوزخند مىزنند، از افكار كاتوليكها در مورد اينكه طبيعت انسان خود گونهاى از يكامر معيّن ابدى است و اين طبيعت داراى نوعى از محدوده غيرقابل عبور مىباشد و اينكه ريشه در موهبتهاى جاودانى دارد، سخن خواهند گفت و [درحالى كه در دل مىخندند!] از چيزى در طبيعت بشرى به نام «اخ- لاق- ق»mo -ral -i -ty ] در اينجا لازم است كه همه، چه زن، چه مرد و چه شئى، اين كلمه را همينطورعجيب و غريب هجى كنند.] حرف مىزنند. اين نيز تا اندازهاى يك غلط قابل درك است. درست مثل اينكه آشكار شود، خورشيد طلوع مىكند، به همانصورت نيز براى آنها آشكار مىشود كه بشر، تنها به همان شيوهاى كه ديگر حيوانات خلق شدهاند، آفريده شده است. اگر اين تصوّر در گذشته نبود، ريشه درفقدان تكنولوژى داشت. ما به اين الگوها در برخى حوزهها اشاره كرديم. تلسكوپها اين اجازه را