ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - تشيّع تبريز
...
به سبب حملات مكرّر عثمانىها و تسلّط آنها بر شهر تبريز، متحمّل زحمات فراوانى شدند و جريان گسترش تشيّع مختل شد. در سال ٩٩٢ ه. ق. مردم تبريز به عنوان مهمترين پايگاه تشيّع در آذربايجان قتل عام شدند.[١]
عثمانىها در مناطق اشغالى، هرگونه تبليغ تشيّع و اصولًا اظهار شيعىگرى را به شدّت سركوب مىكردند، تا آنجا كه ميرحمدى شولستانى شاعر را به خاطر اينكه در بازار تبريز يك رباعى در مدح امام على (ع) خواند، زنده در آتش سوزاندند.[٢]
عثمان پاشا البتّه به اغراق درباره اعمال فشار بر شيعيان تبريز و تقيّه آنها چنين مىنويسد: گروه رافضيان از ترس تيغ گفتند: ما سنّى هستيم.[٣]
همو درباره سختگيرى سلطان مراد عثمانى بر شيعيان مىنويسد: شاه سلطان مراد عزم نمود تا در دنيا هيچ رافضى باقى نگذارد.[٤]
اين روند تا روى كار آمدن شاه عبّاس اوّل (٩٩٦- ١٠٣٨ ه. ق.) ادامه داشت. شاه عبّاس تبريز را در سال ١٠١٢ ه. ق. آزاد كرد و سپس به تدريج عثمانىها را از سراسر ايالات اشغالى بيرون راند تا شيعيان آنجا از پس پرده تقيّه بيرون آيند و دوباره راه براى ترويج تشيّع هموار شود.
تا پايان دوره شاه عبّاس، تشيّع در آذربايجان موقعيّت مستحكمى پيدا كرد. در ابتداى پادشاهى شاه عبّاس، هنوز هم سادات لاله متّهم به تسنّن بودند؛ زيرا قاضى نورالله شوشترى مىنويسد:
و الحال در آن ديار، به غير از سادات لاله و حافظان كسى كه متّهم به تسنّن باشد، نيست.[٥]
ولى در دوره او، در تبريز و بيشتر نواحى آذربايجان، تشيّع بر تسنّن غلبه كرد. مبناى اطّلاعات ما اوليا چلبى، سفير دولت عثمانى است كه در سال ١٠٥٠ ه-. ق. وارد آذربايجان شد. بر اساس گزارشهاى وى كه نسبتاً قابل اعتماد است، اعيان، اشراف و تجّار شهر تبريز تماماً شيعه بودند؛ [٦] هرچند بر اساس گفتههاى وى، در شهر «خوى»، روستاى «صوفيان» و روستايى به نام «سهلان» كه شايد روستاى «سكبان» در نزديك تبريز باشد، غلبه با شافعىها بود. اين روستا مخصوص خان تبريز بود كه براى تفريح به آنجا مىرفتند.[٧]
ولى اين معدود سنّىها نيز به سرعت تشيّع را پذيرا شدند؛ البتّه در اين زمان، ديگر تبريز پايتخت صفويه نبود؛ زيرا شاه طهماسب به جاى تبريز، شهر قزوين را به عنوان پايتخت خود برگزيد؛ زيرا متوجّه شده بود دفاع از تبريز در مقابل حملات مكرّر عثمانى مشكل است.