ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ارواح برزخى و ديدار با خانواده
خود، زيارت مىكنند.»[١]
اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه:
وقتى انسان وارد عالم برزخ مىشود و بايد تا قيامت در آنجا بماند، آيا اين مدّت زمان طولانى و گذشت زمان را با روحش حسّ مىكند؟
در پاسخ بايد بگوييم:
انسان با انتقال به برزخ از حقايقى آگاه مىشود و آن حقايق را با روحش كه يك نحوه اتّحادى با بدن مثالى دارد، ادراك مىكند؛ مثلًا در هنگام مرگ، متوجّه مىشود كه امور دنيوى و آن رسوم و عاداتى كه در دنيا به آنها مقيّد بود، اوهامى بيش نبوده است؛ همچنين آنچه را كه ملك خود و مال خود مىدانسته و بدان تفاخر مىكرده است، همه پوچ و هيچ شدهاند و هيچگونه اثرى براى او ندارند. اگر رياستى داشته و به واسطه آن رياست بر ديگران تكبّر مىورزيده، الآن همه و همه به يكباره از بين رفتند و هيچ چيزى از آن تفاخر و تكبّر و رياست براى او باقى نمانده است.[٢]
چون عالم برزخ عالمى مجرّد از مادّه است، بنابراين نسبت به عالم مادّه (دنيا) از لطافت بيشترى برخوردار است. تأثير عذاب و لذّت نعمتها بر جان آدمى در برزخ، به مراتب قوىتر از عالم دنياست؛ درست شبيه عالم خواب كه مناظر زيبايى كه آدمى در خواب و رؤيا مىبيند، گاهى بر زبان نمىآيد و مناظر وحشتناكى هم كه در خواب ديده مىشود، گاهى نظيرى در عالم دنيا ندارند.[٣]
پس انسان در عالم برزخ، حقايقى را ادراك مىكند. حال به اين نكته مىرسيم كه آيا انسان برزخى، زمان را هم به گونهاى كه اگر از جمله انسانهاى اوّليه باشد، برزخى طولانى را حسّ كند و اگر از جمله انسانهايى باشد كه در نزديكى قيامت مردهاند، برزخى كوتاه را ادراك كنند، حسّ مىكند؟ بالأخره طولانى يا كوتاه بودن برزخ به چه صورتى است و آيا قابل ادراك آدم برزخى هست؟ طبق آيهاى از آيههاى «قرآن» استفاده مىشود كه كلّاً برزخ نسبت به قيامت، خيلى كوتاه است؛ يعنى وقتى فرشتگان سؤال مىكنند: چقدر در زمين (مراد برزخ است) مكث داشتهايد؟ آنها در پاسخ مىگويند:
«قالُوالَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ؛[٤]
يك روز يا بعض روز.»
آنجا كه برزخ نسبت به خلود و جاودانگى قيامت كه سنجيده مىشود، هرچه هم كه طولانى باشد كوتاه خواهد بود؛ زيرا بالأخره به انتها مىرسد و آخرى دارد؛ ولى مقام بحث ما اين است كه بدون توجّه به قيامت، آيا زمان برزخ براى كسى كه خيلى سابق از دنيا رفته است، واقعاً طولانى ادراك مىشود يا نه؟!
در جواب بايد گفت: طبق فرمايش امام راحل (ره) در كتاب «چهل حديث» ادراك طولانى يا كوتاه بودن برزخ هر كسى، بسته به عقايد، كردار و تعلّقات او به دنياست. اگر آدمى در دنيا تعلّقش كمتر باشد و گرفتار معاصى و عقايد فاسده نباشد، مكث او در برزخ كمتر خواهد بود. به عبارت ديگر هرچه سبكبارتر باشد و بىتوجّه به اعتبارات دنيوى، برزخ او كوتاهتر خواهد بود.
امام راحل (ره) مىفرمايد:
... خود تعلّق به دنيا و محبّت به آن، اسباب گرفتارى است؛ بلكه ميزان در طول كشيدن عالم قبر و برزخ، همين تعلّقات است؛ هرچه آنها كمتر باشد، برزخ و قبر انسان روشنتر و گشادهتر و مكث انسان در آن كمتر است. بنابراين براى اوليا بيشتر از سه روز- چنانچه در بعضى روايتها است- عالم قبر نيست؛ آن هم براى همان علاقه طبيعى و تعلّق جبلى است.[٥]
در اينباره اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند:
«انّ لله مَلَكاً ينادى فى كل يومٍ، لِدُوْا لِلْمَوْت و اجمَعُوا لِلفناء و ابْنُوْا لِلخراب؛
خداى را فرشتهاى است كه هر روز ندا بركشد و گويد (شما اى مردمى كه دلباخته مال و خانه و فرزند جهان هستيد) بزاييد براى مرگ و گردآوريد براى نابودى و بنا كنيد براى ويران شدن.»[٦]
پىنوشتها:
[١]. «بحارالأنوار»، محمّدباقر مجلسى، ج ٦، ص ٢٦٩ و ٢٧٠.
[٢]. همان، ج ٦، ص ٢٦٨، روايت ١١٩.
[٣]. همان، ج ٦، ص ٢٦٩، روايت ١٢١.
[٤]. «كافى»، محمّدبن ابراهيم كلينى، به تصحيح علىاكبر غفارى، ج ٣، كتاب الجنائز، ص ٢٣١، روايت پنجم.
[٥]. همان، به تصحيح علىاكبر غفارى، ج ٣، كتاب الجنائز، ص ٢٣٠، روايت اوّل.
[٦]. ر. ك: انسان از آغاز تا انجام، علّامه طباطبايى (ره)، ص ٦٩، (ترجمه صادق لاريجانى، چاپ دوم، تابستان ١٣٧١، انتشارات الزهرا.
[٧]. ر. ك: «معاد»، دستغيب، صص ٣١- ٣٥.
[٨]. سوره مؤمنون، آيات ١١٢ و ١١٣.
[٩]. «چهل حديث»، ص ١٢٤، امام خمينى (ره)، (چاپ چهارم، بهار ٧٣، ناشر: مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)).
[١٠]. «نهجالبلاغه»، حكمت ١٢٨.
سايت ويكى فقه در توضيح عنوان برزخ.