ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ٣ تنزّل و تغييرات ديگر
١. تكامل نفوس ناقصه در برزخ
در روايت است كه چون رسول خدا (ص) به معراج رفتند، به پيرمردى كه در زير درختى نشسته بود و در اطرافش كودكانى گرد آمده بودند، برخورد كردند. حضرت سؤال كردند: «اى جبرئيل! اين پيرمرد كيست؟» جبرئيل (ع) گفت: «اين شيخ پدر تو، ابراهيم است.» حضرت سؤال كردند: «اين اطفال در اطراف او چه كسانى هستند؟» جبرئيل گفت: «اينها اطفال مؤمنان هستند كه حضرت ابراهيم به آنها غذا مىدهد.»[١]
از حضرت صادق (ع) نيز نقل شده است كه فرمودند: «اطفال شيعيان ما را از مؤمنين، حضرت فاطمه (س) تربيت مىكند.»[٢]
٢. رشد و تكامل
هرچند پس از مرگ، در عالم برزخ، توانايى بر خطا و ثواب وجود ندارد و آنجا ديگر عالم تكليف نيست، ولى به موجب روايتهايى كه از اولياى اسلام رسيده است، پس از مرگ نيز انسان مىتواند به واسطه داشتن سرمايههايى از دنيا تغذيه كند و به تكامل و رشد برسد. يكى از آنها سنّت حسنه و پىريزى سيره خوب در جامعه است؛ چنانكه امام حسين (ع) از نبى اكرم (ص) روايت كردهاند كه فرمودند:
«هركس سيره و روش خوبى را در جامعه بنيان نهد، اجر آن سيره و اجر كسانى كه تا قيامت به آن سيره عمل مىكنند، براى او خواهد بود؛ بدون آنكه از اجر عاملان به آن، چيزى كاسته شود.»[٣]
يكى ديگر از آن اسباب، صدقات جاريه است. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايند:
«هفت عامل است كه اگر شخص يكى از آنها را بهجا آورده باشد، پس از مرگ ثوابش در پرونده عمل او ثبت مىگردد: كسى كه درخت ميوهدارى را بكارد، چاهى حفر كند، قناتى را جارى سازد يا مسجدى را بنيان نهد، قرآنى بنويسد، علمى از خود بهجاى بگذارد يا فرزند صالحى تربيت كند كه براى او استغفار نمايد.»[٤]
در روايتى، پيامبر (ص) فرمودهاند:
«حضرت مسيح بر قبرى گذر كرد كه صاحب آن معذّب بود. سال بعد از كنار همان قبر گذشت و صاحب قبر را معذّب نيافت. از پيشگاه الهى درخواست نمود كه او را از علّت تغيير وضع آگاه سازد. خداوند به حضرت مسيح (ع) وحى فرستاد كه صاحب قبر، فرزند صالحى از خود به جاى گذارده بود. او در اين فاصله بالغ شد و به دو كار خير دست زد: يكى آنكه راهى را براى عبور مردم اصلاح نموده و ديگر اينكه يتيمى را مسكن داد و من گناه اين پدر را به احترام عمل فرزند نيكوكارش بخشيدم.»[٥]
٣. تنزّل و تغييرات ديگر
همانطورى كه سنّت حسنه، اثرش باقى است، اثر تأسيس سيره سيئه نيز ممتد و دامنهدار است و طبق روايتها كسى كه سنّت بدى را در جامعه بنيان نهد و ديگران از او پيروى كنند، هر بار كه آن سيره مورد عمل واقع شود، گناه تازهاى ثبت مىشود.
امام باقر (ع) مىفرمايند:
«هر بندهاى از بندگان خدا روش گمراهكنندهاى را بين مردم ايجاد كند. براى او گناهى، همانند گناه كسانى است كه مرتكب آن عمل شدهاند؛ بدون آنكه از گناه عاملان آن كاسته شود.»[٦]
روايتهايى وجود دارد كه نارضايتى پدر و مادر و تأثير آن را در سرنوشت فرزند بيان مىكند. اگر پدر و مادرى، فرزندشان را عاقّ كرده باشند، پس از مرگ، در صورتىكه از اعمال خير فرزندشان كه در