ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - موقعيّت جغرافيايى خراسان
سخن گفتهاند، كه ما در اينجا به نقل قسمتى از سخنان دو نويسنده، يكى از عصر حاضر و ديگرى از قرن ششم هجرى بسنده مىكنيم:
١. از نويسندگان عصر حاضر، آقاى حبيب الله شاملوئى مؤلف كتاب «جغرافياى كامل جهان» درباره خراسان فعلى چنين مىنويسد: «استان خراسان، وسيعترين استانهاى ايران است، و از جمله استانهايى است كه با دو همسايه ايران- شوروى (سابق) و افغانستان- هم مرز است. اين استان از شمال به جمهورى تركمنستان (شوروى)- از مشرق به جمهورى افغانستان، از جنوب به استانهاى سيستان و بلوچستان و كرمان- و از مغرب به استانهاى مازندران و اصفهان و فرماندارى كلّ سمنان محدود است.[١]
٢. جهانگرد نامى قرن ششم، ياقوت حموى در كتاب معروف خود به نام «معجم البلدان» درباره سرزمين خراسان چنين مىنويسد: خراسان، سرزمين وسيع و پهناورى است كه نخستين نقطه مرزى آن متّصل به «عراق» است و آخرين نقطه آن تا حدود هندوستان مىرسد، و داراى شهرهاى عمده و بزرگى است كه از آن جمله است: نيشابور و هرات و مرو و اين سه، از شهرهاى بزرگ خراسان محسوب مىشود، و بلخ و طالقان و نسا و آبيورد، و سرخس و همه آباديها و شهرهائى كه در فواصل ميان شهرهاى نامبرده قرار دارد تا برسد به نهر «جيحون»، همه و همه جزء سرزمين خراسان است.
صاحب «معجم البلدان» پس از آنكه حدود مرز و بوم خراسان را مطابق نظريه خود بيان مىكند، گفتار بلاذرى، يكى ديگر از مورّخان نامى (م. ٢٧٩ ق.) را اينگونه بيان مىدارد:
«بلاذرى گفته است: خراسان داراى چهار بخش است:
بخش اوّل: عبارتست از «ايران شهر» كه مشتمل است بر شهرهايى چون نيشابور و كوهستان و دو طبس و هرات، و بوشنج، و باذغيس، و طوس كه اسم آن طبران است.
بخش دوم: كه عبارتست از مروشاهجان، و سرخس، و نسا، و آبيورد، و مرورود و طالقان و خوارزم و آمل كه در بالاى نهر جيحون واقع است.
بخش سوم: قسمتهاى غربى نهر جيحون است كه فاصله بين آن و بين نهر جيحون هشت فرسخ است و آنها عبارتند از: فارياب، جوزجان، طخارستان بالا، خست، اندرابه، باميان باقلان، الج، رستاق بيل، بدخشان.
و بخش چهارم: ماوراءالنهر است كه عبارتست از بخارى، و شاش، و طراربند، و صغد و هوكس و نسف و روبستان و اشروسنه و سنام قلعه مقنع و فرغانه و سمرقند.
و آنگاه ياقوت حموى مىگويد: «سخن صحيح درباره خراسان و حدود آن همان است كه ما قبلًا بيان نموديم، زيرا اگر كسى شهرهاى ديگرى را غير از آنچه ما گفتيم به خراسان نسبت دهد به خاطر آنست كه آن شهرها، جزء قلمرو حكومت خراسان و تحت نفود و حيطه تصرّف والى و حكمران خراسان بوده، و آن شهرها زير نظر او اداره مىشده و نام خراسان، همگى آن شهرها را در بر مىگرفته است.»
سپس مىگويد: از شريك بن عبدالله روايت شده كه وى گفته است: «خراسان، جعبه تيرهاى خداوندى است هرگاه بر ملتى غضبناك شود بوسيله «خراسانيان» آنها را سركوب مىكند و همچنين مىگويد: در حديث ديگرى وارد شده است كه هيچ پرچمى از خراسان براى نبرد بيرون نيامده است كه برگشته باشد، نه در جاهليت و نه در اسلام، مگر اينكه بهدف خود رسيده است.» سپس ياقوت حموى صاحب كتاب «معجم البلدان» بعد از مدح و تعريف مردم خراسان به دنبال سخنان خود چنين مىگويد: «گروهى ندانسته و از روى نادانى به عيبجويى مردم خراسان پرداخته، مىگويند: آنها مردمانى پست و بخيل اند و اين سخن بهتانى بزرگ به مردم خراسان است. در كجاى عالم مىتوان يافت كسانى را كه مانند مردم خراسان باشند و حال آنكه افرادى مانند بخارى، قشيرى، ترمذى، غزالى[٢] و حاكم نيشابوررى دانشمندانى از اهل فقه و حديث از ميان آنها برخاستهاند.»
نسبت دادن دانشمندانى چون بخارى، ترمذى و امثال آنان به مردم خراسان با آنكه بخارى از اهل بخارا و از سرزمين ماوراءالنهر است، به لحاظ همان شهرت و موقعيّت حسّاس سرزمين خراسان بوده است كه اعراب و مسلمانان در هر دوره و زمانى آن را مساوى با شرق يا مشرق مىدانستهاند، وگرنه هيچ دليل ديگرى در كار نبوده است.
به طور خلاصه، هم اكنون نيز استعمال لفظ مشرق و خراسان در مورد ايران در اصطلاح عرب حجاز و شام و عراق، شايع و رايج است، با اين تفاوت كه لفظ «خريسان» كه مراد از آن همان خراسان است در زبان عرب حجاز و روستانشينان عراق مصطلح است، و نام مشرق در زبان مردم شام رواج دارد.
در هر حال، مشرق و خراسان، دو نام مترادفى است كه علىرغم نامگذارى جديد از قديم الايام تاكنون كشور ايران، استعمال مىشده و تاكنون هم، استعمال هر دو لفظ، يعنى: مشرق و خراسان، در زبان ساكنان حجاز و مردم عراق، رايج است و امّا غربىها، همانگونه كه در وجه تسميه ايران متذكّر شديم نام خراسان در نزد آنها آوازه و شهرتى ندارد بلكه آنها ايران را به نام «پارس» و «پرسا» يا «پرشيا» مىشناسند و البته علّت آن هم دورى آنها از اين منطقه مىباشد، و لذا آنها مناطق شرقى دنيا را به سه بخش: خاورميانه، خاوردور و خاورنزديك تقسيم نموده و مناطقى را كه در طرف شرق آنها واقع شده و نسبت به كشورهاى آنان نزديكتر بوده است، به نام خاور نزديك و مناطقى را كه نسبت به آنها بعد بيشتر داشته، مانند عربستان، شامات، عراق و ايران به نام خاورميانه و مناطقى را هم كه نسبت به آنها خيلى دورتر بوده است به نام خاوردور، نامگذارى كردهاند.
پىنوشتها:
[١]. جغرافياى كامل جهان، ص ١٢٣.
[٢]. معجم البلدان، ج ٢، ص ٣٥٣، ماده «خراسان.» مشرق و خراسان