ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - عجم
حضرت (ص) دست مباركش را به پاى سلمان كه در كنار رسول خدا (ص) نشسته بود، زد و فرمود: «اين، قبيلهاش و هموطنانش هستند.» سپس فرمود: «قسم به پروردگارى كه جان من در قبضه قدرت اوست، اگر «ايمان» به ستاره پروين آويخته باشد، مردانى از مردم «فارس» آن را در اختيار خواهند گرفت.»
٣. در روايت كوتاه ديگرى كه درباره ايرانيان از اميرمؤمنان على (ع) نقل شده چنين آمده است:
پيغمبر اكرم (ص) درباره مردم فارس فرمود: همچنانكه شما (عربها) به خاطر حمايت از دين، آنان را با شمشير خواهيد زد، دنيا منقضى نمىشود و به آخر نمىرسد، مگر اينكه همين ايرانيان به خاطر تازه شدن اسلام و حمايت از قرآن، و پياده شدن دستورات آسمانى اين كتاب الهى، شما را با شمشير خواهند زد و با شما خواهند جنگيد.
٤. در نامهاى كه رسول گرامى اسلام (ص) در دوران بعثت خود به خسرو پرويز- پادشاه ايران- براى پذيرش اسلام نوشته، و آن را به وسيله مردى به نام «عبدالله بن حذافه» براى وى ارسال فرموده، چنين آمده است:
«نامهاى است از محمّد رسول خدا به سوى كسراى برزگ زمامدار مردم فارس. سلام خدا بر كسى كه از هدايت راهنمايان پيروى نمايد و به خدا و فرستاده او ايمان بياورد و به يكتايى خداوند و اينكه شريكى ندارد و اينكه محمّد (ص) بنده خدا و فرستاده اوست گواهى دهد.
من تو را به سوى خداوند تبارك و تعالى دعوت مىنمايم كه فرستاده خداوند به سوى تمام مردم هستم تا كسانى را كه روانى پاك و دلى زنده دارند، انذار كنم و حجّت و بيان خداوند بر كافران ثابت گردد. اسلام بياور تا سالم بمانى. اگر از پذيرفتن اسلام امتناع ورزى، گناه همه ملت به گردن تو خواهد بود.»[١]
در اين نامه، همانگونه كه ملاحظه مىشود پيامبر اكرم (ص) از پادشاه ايران به عنوان «بزرگ زمامدار مردم فارس» ياد فرموده است.
٥. در حديثى كه در رابطه با پيشگويىهاى رسول گرامى (ص) پيرامون آينده ايرانيان حديثى از آن بزرگوار نقل شده كه آن حضرت به مسلمانان مژده داده اند كه مردم ايران دين اسلام را خواهند پذيرفت و پس از پذيرفتن اسلام وفادارترين مردم نسبت به آن خواهند بود و در راه گسترش آن بيش از هر ملت ديگر اخلاص و صميميت نشان خواهند داد، در آن روايت چنين آمده است: «بهره و نصيب مردم فارس در دين اسلام از همه ملّتهاى ديگر بيشتر و بزرگتر است.»[٢]
٦. در حديث كوتاه ديگرى كه در همين رابطه از آن برزگوار نقل شده، نشان مىدهد كه ايرانيان از اسلام بهره بيشترى خواهند گرفت. هيچ ملّتى به اندازه آنها از منبع روشنى بخش وحى پرتو نخواهند گرفت، حديث چنين است: «سعادتمندترين عجمها نسبت به اسلام، اهل فارس هستند.»[٣] در حديث ديگرى كه درباره ديندارى ايرانيان و ايمان و اعتقاد راسخ آنان نسبت به دين حنيف اسلام از زبان گهربار آن حضرت بازگو شده، چنين آمده است:
پيامبر بزرگوار به يكى از ياران نزديك خود به نام «ابو ايوب» كه گويا از روى تعصّب عربيت، يكى از ايرانيان را به خاطر اينكه زبانش فارسى بود سرزنش مىكرد فرمود: «اى ابوايوب! او را به خاطر اينكه زبانش فارسى است، سرزنش مكن، چه آنكه اگر دين به ستاره پروين بسته باشد، فرزندان فارس و مردم ايران به آن دست خواهند يافت.»[٤]
در اين روايات چنانكه خوانندگان گرامى ملاحظه نمودند، پيغمبر اكرم (ص)، ايرانيان را به عنوان فارسيان و مردم فارسى زبان ياد نموده، و به علاوه، با بيان آن جمله معروف و تاريخى خود[٥] از تلاشهاى پىگير و مداومشان كوششهاى بىدريغ و پرثمرشان در پيشبرد دين مبين اسلام، و همچنين جانبازىها و فداكارىها و از خود گذشتگىهاى ايثارگرانه آنان در راه به ثمر رساندن اهداف آسمانى قرآن، پيشگويى نموده است.
عجم
كلمه «عجم» نيز مانند كلمه «فُرس» يكى ديگر از عناوين ايرانيان در تاريخ اسلام است. و تمام محدّثان، مؤلّفان و مورّخان اسلامى اين كلمه را چه در زمان گذشته و چه امروز در مورد «ايرانيان» به كار برده، و از آنان به نام «عجم» ياد كردهاند، از اين رو لازم است مقدارى درباره آن توضيح دهيم.
كلمه «عجم» كلمهاى عربى و به معناى سخن مبهم و نامفهوم است و مقصود از آن، كسى است كه غيرعرب باشد، و اعراب اين كلمه را در مورد افراد غيرعرب به كار مىبرند.
در «لسان العرب» (كتاب لغت) درباره ماده «عجم» آمده است:
«عجم، به كسى گفته مىشود كه عرب نباشد و منظور عرب، از كلمه عجم كسانى هستند كه عرب زبان نباشند. بنابراين كلمه عجم كلمهاى است كه تمامى اقوام و ملل مختلف جهان را كه غيرعرب باشند در بر مىگيرد، و همه دنياى غيرعرب را شامل مىشود.
با دقّت و تتبّع بيشتر در ريشه اين لغت به خوبى روشن مىشود كه گرچه اكثر اهل لغت كلماتى چون عجم، عجمه، اعجام، اعاجم، و اعجمى را به معناى ابهام در سخن و نارسايى در بيان و سخن نامفهوم و ناآشنا معنا كرده و كلمه عجم را به طور مطلق در معانى ياد شده به كار برده و در كليه افراد غيرعرب استعمال نمودهاند، امّا در عين حال از خلال سخنان آنها معلوم مىشود كه لفظ عجم