ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - بمب ضدّ جمعيّت
شخصى (به صورت عياشى)، برگزارى مراسم عمومى شهوتانگيز و نمايش بدنهاى عريان زنان جوان، آسان كردن روند طلاق، پذيرش عمومى تغيير جنسيّت افراد و بسيارى تاكتيكهاى مشابه ديگر را پيش مىگيرد. مؤلفه دوم شكلگيرى نهاد به اصطلاح خانواده را هدف قرار داده و ايجاد خانوارهاى كوچك، بدون اهميّت دادن به وفادارى به حفظ نظام آن را مورد توجّه قرار مىدهد. انجمنهاى مختلف با لباس مبدل و ظاهر مهربان و نگران در پى فرصت هستند. پدران و مادران از سوى دولت موردبهرهبردارى قرار مىگيرند تا ارزشهاى خاصّى را به نسل آينده انتقال دهند، قشر اجتماعى جديدى متشكّل از فرزندان را آموزش دهند و موارد جدّى انحراف را به مراجع پزشكى، پليس و آموزشى گزارش دهند ... اين سيستم در نقاط مختلف چنان با كنترل اجتماع در آميخته كه نمىتوان در برابر معماران ناپيدايش مقاومت كرد.»
جمعيتى كه در ايالات متّحده هدف تنظيم خانواده قرار گرفتهاند بچّهدار نمىشوند. به نوشته ماكيل گريتى[١] در كتاب سه جانبه[٢]، زنان سرخپوست آمريكا به صورت نادانسته يا برخلاف ميلشان در كلينيكهاى دولتى سلامت در سراسر كشور عقيم مىشوند. وى ادامه مىدهد: «زنانى كه از نظر خونى صددرصد سرخپوست هستند اهداف اصلى پزشكانند.»
روتان اوانوف[٣] در مقالهاى با عنوان «حقوق تناسلى و سلامت شغلى» گفته است «در كل، حداقل ٢٥ درصد زنان سرخپوست كه در محدوده سنّ حاملگى قرار دارند نازا شدهاند، اين در حالى است كه كلّ جمعيّت اين گروه كمتر از يك ميليون نفر است. گزارشات اخير تخمين مىزنند كه درصد عقيم شده، تنها در يك قبيله چِيِن شمالى[٤] نزديك هشتاد درصد است.
سند سرّىNSSM ٠٠٢ با عنوان «نتايج رشد جهانى جمعيت براى امنيّت ايالات متّحده و منافع فرامرزى آنكه به سند اسكوكرافت[٥]، نوشته شده توسط برنت اسكوكرافت در شوراى روابط خارجىCFR معروف شده، به تازگى در اختيار عموم قرار گرفته است. اين سند در زمينه برنامههاى دولت ايالات متّحده براى كاهش جمعيّت در سطح بينالملل اطّلاعاتى در اختيارمان مىگذارد كه ارتباط بسيار اندكى با تسكين رنج بشريت دارند و بيشتر به حداكثرسازى سود مربوطند.
سندNSSM ٠٠٢ كه در سال ١٩٧٤ براى ارائه به شوراى امنيّت ملّى آمريكا آماده شد (به خاطر داشته باشيد اين سند دولتى است امّا از نوع اسنادى كه به صورت رايگان در اعلانهاى خدمات عمومى عرضه نمىشوند) راههاى كاهش جمعيّت جهان را با «تمركز بر كشورهاى كليدى (يعنى كشورهاى جهان سوم)»، با هدف كاهش رشد نرخ جمعيّت از رقم سالانه ٢ درصد به ٧/ ١ درصد، ارائه مىدهد. اهداف اعلام شده بشر دوستانه و از جانب ناظران اجتماعى خيرانديش، كه هدفشان كاهش رنج و مشقت كشورهاى با استاندارد زندگى اندك است به نظر مىرسد. تحقيقات روشن نموده كه منافع دولتى كاهش جمعيّت هيچ ارتباطى با نگرانى از سطح زندگى مردم كشورهاى در حال توسعه ندارد. دليل حمايت از كاهش جمعيّت اين است كه «كشور ايالات متّحده روز به روز به واردات معدنى كشورهاى در حال توسعه وابسته مىشود و قحطىهاى بومى، آشوبهاى غذا و از كار افتادگى نظم اجتماعى به ندرت موجب اكتشاف سرمايههاى معدنى يا سرمايهگذارى طولانى مدّت لازم براى كشف آنها مىشود.» توجّه داشته باشيد كه از كارافتادگى «نظم اجتماعى» كه به آن اشاره شده شورش جمعيت عليه شرايط زندگىشان را نيز شامل مىشود.
از نتايج اين تحقيق اين است كه «راهحلهاى اجبارى (تأكيد مىشود) كنترل جمعيت ممكن است «مناسب» باشد.
وزير بهداشت سابق برزيل، كارلوس سانتانا، كه درباره برنامههاى كاهش جمعيتى كه در حال حاضر در كشورهاى جهان سوم در حال اجرا هستند صحبت مىكرد گفت: «سازمان بانك جهانى در گزارشات رؤسايش هميشه سياستهاى كنترل زاد و ولد را صراحتاً مورد تأكيد قرار داده است.» سانتانا گزارش داد در ميان اعتبارها و سرمايهگذارىهاى بانك جهانى در كشورهاى جهان سوم طرح مخفى كاهش جمعيّت قرار دارد. او علّت هدف بودن كشور برزيل در امر كاهش زاد و ولد و عقيم سازى حدوداً چهل درصد زنان بريزيليايى را مورد سؤال قرار داد.
آنچه كاهش دهندگان جمعيّت از گفتن آن امتناع مىكنند اين است كه نوك پيكان برنامههاى كاهش جمعيّت به سمت جمعيّت بومى هدفگيرى شده و آنها مشغول اجراى برنامهاى جايگزين هستند كه طى آن با اجاره تفنگدارانى به خانوادههاى صاحب زمين حمله كنند و زمينها را براى استفاده مالكان بزرگ كه با برداشت وسيع زمينها را لميزرع مىكنند، آماده نمايند.
برنامههاى كاهش جمعيّت به صورت جهانى پيگيرى مىشوند و از سوى سودجويان بزرگ بينالمللى مورد حمايت قرار مىگيرند، از جمله مك جورج باندى[٦] عضو شوراى روابط خارجى و معمار دكترين هستهاى «تضمين نابودى متقابل»؛ وارن اى. بافت[٧] دومين مرد ثروتمند ايالات متّحده؛ و بنياد راكفلر كه هرجا از سرمايهگذارى در امر به نژادى سخنى به ميان مىآيد حضور دارد.
فدراسيون آمريكايى پدر و مادر شدن طبق برنامه و فدراسيون بينالمللى همين موضوع، تحت حمايت بافت هستند و شبكه گسترده سقط جنين و عقيمسازى را در سراسر جهان هدايت مىكنند؛ به عنوان نمونه انجمن بريزيلى رفاه خانواده در آن كشور بيش از ٢٥٠٠ مركز دارد.
در حالى كه برنامههاى كاهش جمعيّت در نگاه اوّل ايده خوبى براى كاهش شكمهاى نيازمند تغذيه در جهان به نظر مىرسد امّا آنچه ناديده گرفته مىشود علل ريشهاى جمعيّت بالا است. نرخ بالاى زاد و ولد نتيجه مستقيم استانداردهاى ضعيف زندگى در آن مناطق است و هر كجا سوء تغذيه كاهش يافته و از موارد مرگ و مير نوزادان كاسته شده، نرخ زاد و ولد نيز سير نزولى پيدا كرده است.
كشورهاى جهان سوم (به صورت خاص) شديداً در حال از دست دادن منابع طبيعى خود هستند و به خطر داشتن نيروى كار ارزان قيمت استثمار مىشوند، و در حقيقت زمينداران طبقه ممتاز و ابرشركتهاى اصلى شكلى ندارند كه حفظ سود حدّاكثرى تا زمانى كه در كنار فقر باشد ممكن است.
«استراتژى عقبماندگى» اصطلاحى است كه توسط هرى كليور[٨]، اقتصاددان امور كشاورزى استفاده شده