ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
لطفاً آقايان وزير بخوانند
٤ ص
(٤)
از ميان خبرها
١٠ ص
(٥)
تأكيد بيل كلينتون بر تشكيل كشور مستقل فلسطين
١٠ ص
(٦)
رئيس جمهور چچن، مسلمانان را به اتّحاد ضدّ وهّابيت دعوت كرد
١٠ ص
(٧)
منع حجاب در دانشگاه هاى تونس
١٠ ص
(٨)
مدعى دروغين ظهور امام زمان (عج) در شيراز
١٠ ص
(٩)
حجاب مغناطيسى- سلامتى
١٠ ص
(١٠)
شديدترين حملات ارتش يمن به منطقه صعده
١٠ ص
(١١)
400 هزار تن از شيعيان در محاصره وهابيون
١٠ ص
(١٢)
حمله 100 وهابى افراطى به شيعيان مدينه
١١ ص
(١٣)
دلارهاى سعودى در كوچه هاى خرمشهر و ايلام
١١ ص
(١٤)
بمبى در مرقد نخستين نايب امام زمان (عج) در بغداد منفجر شد
١١ ص
(١٥)
توطئه هاى رژيم صهيونيستى براى تصاحب آب رودخانه نيل
١١ ص
(١٦)
كشتار خاموش
١٢ ص
(١٧)
1 استراتژى كاهش جمعيّت جهان
١٢ ص
(١٨)
2 سوداگرى پرسود شركت هاى صليبى- صهيونى دارو به چه قيمتى؟!
١٣ ص
(١٩)
3 آنفولانزاى خوكى بيمارى جديد پديد آورده شده
١٤ ص
(٢٠)
4 احتمال سرطان زا بودن واكسن هاى آنفولانزاى خوكى
١٤ ص
(٢١)
5 نقش غرب در توسعه بيمارى هاى واگيردار
١٤ ص
(٢٢)
6 نقش برجسته آمريكا در توليد و شيوع آنفولانزاى خوكى
١٤ ص
(٢٣)
بمب ضدّ جمعيّت
١٥ ص
(٢٤)
گنجينه هاى چاره ساز
٢٠ ص
(٢٥)
جويندگان دين تا ستاره پروين
٢٢ ص
(٢٦)
ايرانيان در حديث و تاريخ
٢٢ ص
(٢٧)
فارس
٢٢ ص
(٢٨)
عجم
٢٣ ص
(٢٩)
واژه عجم در قرآن كريم
٢٤ ص
(٣٠)
عوامل خشنودى امام زمان (عج)
٢٥ ص
(٣١)
عجم در خدمت دين
٢٦ ص
(٣٢)
مشرق و خراسان
٢٨ ص
(٣٣)
موقعيّت جغرافيايى خراسان
٢٨ ص
(٣٤)
پيشينه موعود گرايى در ايران
٣٠ ص
(٣٥)
سوشيانس
٣٠ ص
(٣٦)
علت نام گذارى ايرانيان به موالى
٣٢ ص
(٣٧)
جغرافياى تاريخى ايران
٣٣ ص
(٣٨)
تشيع در ايران
٣٤ ص
(٣٩)
نام
٣٥ ص
(٤٠)
اديان و مذاهب
٣٥ ص
(٤١)
تاريخچه ايران بعد از اسلام
٣٥ ص
(٤٢)
شيعيان سربدار
٤٠ ص
(٤٣)
راز ماندگارى ايران
٤٢ ص
(٤٤)
اولين تمجيدها از ايران و ايرانيان
٤٢ ص
(٤٥)
ايران در بستر بحران ها
٤٣ ص
(٤٦)
بحران هاى معاصر ايران
٤٤ ص
(٤٧)
اعتراف هاى غريبان و اظهار تعجب درباره ايران
٤٥ ص
(٤٨)
ديدگاه ها درباره راز بقاى ايران
٤٥ ص
(٤٩)
راز بقاى واقعى ايران
٤٦ ص
(٥٠)
ياوران حضرت مهدى (ع) در ايران
٤٦ ص
(٥١)
«گشايش» در «انتظار» است
٤٩ ص
(٥٢)
سلمان؛ صحابى پيامبر (ص) ياور امام زمان (ع)
٥٠ ص
(٥٣)
1 سلمان فارسى پيش از اسلام
٥٠ ص
(٥٤)
زادگاه
٥٠ ص
(٥٥)
نام
٥١ ص
(٥٦)
جايگاه خانوادگى
٥١ ص
(٥٧)
از كودكى تا جوانى
٥١ ص
(٥٨)
آشنايى با مسيحيت
٥١ ص
(٥٩)
در تنگناى زندان پدر
٥٢ ص
(٦٠)
گريز از خانه
٥٢ ص
(٦١)
در جست وجوى حقيقت
٥٢ ص
(٦٢)
شام
٥٢ ص
(٦٣)
موصل
٥٣ ص
(٦٤)
نصيبين
٥٣ ص
(٦٥)
عموريه
٥٣ ص
(٦٦)
2 اسلام آوردن سلمان فارسى
٥٤ ص
(٦٧)
دوران بردگى
٥٤ ص
(٦٨)
فروغ وحى
٥٤ ص
(٦٩)
ديدار با محبوب
٥٥ ص
(٧٠)
خطبه حضرت سلمان (ع)؛ علائم ظهور و فتنه مشرق
٥٦ ص
(٧١)
چشم در راه
٥٧ ص
(٧٢)
احياگرى زمان و زمين
٥٧ ص
(٧٣)
مأخذشناسى ايران در آخرالزّمان
٥٨ ص
(٧٤)
گلستانه
٦٠ ص
(٧٥)
با گرامى داشت هفته دفاع مقدّس
٦٠ ص
(٧٦)
تقديم به دلتنگى دختركانى كه هنوز آمدن «بابا» را انتظار مى كشند؛
٦٠ ص
(٧٧)
رستخيز ناگهان
٦٠ ص
(٧٨)
يوسف كنعان رسيده است
٦١ ص
(٧٩)
با طلوعى نو
٦١ ص
(٨٠)
انتظار
٦١ ص
(٨١)
گزارش مراسم چهاردهمين سال توفيق
٦٢ ص
(٨٢)
همه كاره عالم
٦٤ ص
(٨٣)
امام زمان (ع)؛ همه كاره عالم
٦٥ ص
(٨٤)
امام زمان (ع) هدايت كننده قلب ها
٦٦ ص
(٨٥)
تشنگى جهان براى ظهور منجى
٦٨ ص
(٨٦)
شعر انتظار و انسان منتظر
٧٢ ص
(٨٧)
صهيونيسم و انگليس
٧٦ ص
(٨٨)
صهيونيسم و انواع آن
٧٧ ص
(٨٩)
تاريخچه اى كوتاه از يهوديان انگليس
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - بمب ضدّ جمعيّت

پنسيلوانيا در سال ١٨٨٩ اين جنبش به سرعت شتاب گرفت.

اوّلين آزمايشگاه ويژه مطالعه در اين زمينه، كه قبلًا در سال ١٩٠٤ در كالج يونيورسيتى لندن‌[١] داراى كرسى شده بود، توسط چارلز بى. دونپورت‌[٢] در شهر كلداسپيرينگز هاربر[٣] در لانگ آيلند[٤] ساخته شد. شايد جالب توجّه باشد كه مركز برادران دالز و مراكز فعلى سازمان ژنتيك براى بررسى نقشه‌DNA انسان در همين شهر واقع شده‌اند. اين آزمايشگاه با بودجه ١١ ميليون دلارى توسط هريمن و بنياد راكفلر تأسيس شد.

علم اصلاح نژاد كه در آمريكا مورد حمايت بنياد ايسترن‌[٥] بود در دانشگاه‌هاى هاروارد، كلومبيا و كورنل پيشرفت كرد. سوژه مذكور در آلمان توسط ارنست هكل‌[٦] شهرت يافت. وى كسى بود كه تفكّر برترى نژاد آلمانى را به سياست‌هاى زيستى كه در كلينيك‌هاى هيتلر اجرا مى‌شد پيوند داد.

هكل عقيده داشت ميان گونه‌هاى بشر وحدت وجود ندارد، چون «تفاوت ريخت‌شناسى ميان دو گونه شناخته شده (مثلًا گوسفند و بز) بسيار كم‌اهميّت‌تر از تفاوت ميان دو نژاد متفاوت انسان است.» او «تقارن همه اعضا و رشد همگون آنها را كه موجب زيبايى كامل انسان مى‌شود» در نژاد آريايى يافت.

هكل احساس مى‌كرد بايد هدف دولت اجراى طرح توليد مثل گزينشى باشد. او اعمال اسپارتان‌ها را كه همه خردسالان جز «بچّه‌هاى كاملًا سالم و قوى» را مى‌كشتند و در نتيجه «هميشه در قدرت و توان عالى بودند» مى‌ستود.

گروهى از پيروان علمى هكل در سال ١٩٠٦ مجمع با نفوذ مانيست‌[٧] را تشكيل دادند. اين مجمع آلمانى تلاش مى‌كرد دولتى با الگوگيرى از سوسيال داروينيسم شكل دهد.

قانون اجبارى عقيم‌سازى از سال ١٩٠٧ در ايالت ايندياناى آمريكا براى بيماران روانى و ساير افراد «فاقد ارزش» تصويب شد و ٤٧٥ مرد دارالتأديب آن ايالت تحت عمل وازكتومى قرار گرفتند.

اوّلين كنگره بين‌المللى به نژادى در سال ١٩١٢ در شهر لندن برگزار شد و وينستون چرچيل، الكساندر گرهام بل، چارلز اليوت (رئيس بازنشسته دانشگاه هاروارد) و ديويد استار جوردن (رئيس دانشگاه استانفورد) از جمله برگزاركنندگان بودند.

كنفرانس ملّى بهبود نژاد در سال ١٩١٤ در ايالات متّحده تشكيل جلسه داد. اين در حالى بود كه از سال ١٩١٧، ١٥ ايالت آمريكا قوانين به نژادى را در كتب آورده بودند و تقريباً همگى عقيم‌سازى جنايتكاران بزرگ، بيماران صرع، ديوانه‌ها و عقب‌ماندگان را قانونى كرده بودند.

اچ. اچ لفلين‌[٨]، مأمور متخصّص اصلاح نژادى كميته «مهاجرت و طبيعى‌سازى» در مجلس نمايندگان ايالات متّحده «قانون مدل عقيم‌سازى» را در سال ١٩٢٢ ارائه داد. اين قانون مبناى قوانين اصلاح نژادى بسيارى از ايالات و نيز قانون به نژادى در حزب نازى آلمان بود.

انجمن به نژادى آمريكا[٩] در سال ١٩٢٨ بانى مسابقه مقاله‌نويسى درباره علل كاهش بارورى در مناطق شمال اروپا شد و دكتر رابى‌[١٠] در سومين كنگره بين‌المللى به نژادى خواهان نابارورسازى ١٤ ميليون آمريكايى با ضريب هوشى پايين گرديد.

حزب نازى آلمان در سال ١٩٣٣ «قانون ممانعت از بيمارى‌هاى وراثتى در اولاد» را كه به «قانون عقيم‌سازى» نيز شهرت داشت به تصويب رساند. پروفسور ارنست رودين‌[١١]، از روانپزشكان معروف كشور قانون مذكور را نوشت. دادگاه‌هاى سلامت وراثتى‌[١٢] تشكيل شدند و در طول سه سال دويست و بيست و پنج هزار آلمانى «فاقد ارزش» عقيم شدند.

سياست‌هاى هيتلر «داروينيسم اجتماعى آلمانى از نوع مستقيم» ناميده شده‌اند. امّا سياست‌هاى او فراتر از آنكه او خود مبتكرشان باشد، بر مبناى فرهنگ علمى و سياسى حاكم در آن زمان گسترش يافتند.

از سال ١٩٣٩ سياست‌هاى آلمان تا آنجا پيشرفت كرد كه فرمان اتانازى‌[١٣] براى تيمارستان‌ها هم اجرا مى‌شد و مفاهيم به نژادى در طول جنگ جهانى دوم در اردوگاه‌هاى كار اجبارى به صورت تمام عيار عملى شدند.

فاستر كندى‌[١٤]، روان‌شناس آمريكايى، در سال ١٩٤٢ پيشنهاد كشتن بچّه‌هاى دارالتّأديب را داد. طى دوره سه ساله ١٩٤١ تا ١٩٤٣ بيش از ٤٢ هزار نفر در آمريكا عقيم شدند.

با پايان جنگ جهانى دوم تفكّر به نژادى به دليل ارتباطش با نازيسم به واژه‌اى ننگين تبديل گشت و اين اصطلاح متروك شد. عمل جراحى زيبايى روى علم روان‌پزشكى كه پدرش به شمار مى‌رفت صورت گرفت. نتيجه اين عمل پى‌ريزى اتّحاديه جهانى سلامت ذهنى‌[١٥] بود. اين گروه از آن زمان به حمايت از به كارگيرى شوك الكتريكى، عمل جراحى لوبوتومى روى مغز، كنترل ذهن و ساير فعّاليت‌ها ادامه دادند. آنها بسيارى از آلمانى‌هاى آن دوره را كه از تداوم اهداف هيتلر در طول جنگ جهانى دوم راضى بودند به كار گرفتند.

آنچه اين تحقيق كوتاه نشان مى‌دهد چيزى است كه مطبوعات آن را ناديده مى‌گيرند: برنامه‌هاى به نژادى ساخته دست دانشمندان ديوانه نازى نبود، بلكه فضاى سياسى آلمان شرايط را مهيّاى پياده‌سازى كامل اين اعمال (كه جزء لاينفك علم روان‌پزشكى و پزشكى هستند) كرد. علم اصلاح نژاد انسان، از آغاز، توسط به اصطلاح اشراف‌زادگان هر دوره به پيش برده مى‌شد.

حركت اخير براى كاهش جمعيت جهان هنوز هم طعم سياست‌هاى زيستى موجود در مباحث به نژادى را كه به اوايل قرن پيش باز مى‌گردد، در غالب بيانيه‌هاى هوادارانش حفظ كرده است. مثلًا سرجنت شرايور[١٦] در سال ١٩٧٨ طى سخنرانى در كميته بررسى جمعيت در كنگره گفت: اين كميته به بهبود زندگى و اصلاح توليد بيولوژيكى جامعه علاقمند است؛ نه صرفاً كنترل يا محدود كردن زاد و ولد.»

مديسون گرنت‌[١٧]، از بنيان‌گذاران انجمن به نژادى آمريكا در كتاب عبور نژاد بزرگ‌[١٨] مى‌نويسد: [عقيم‌سازى‌] براى قشر گسترده دورافتادگان از اجتماع قابل اجراست. اين قشر هميشه از مجرمان، بيماران و ديوانگان شروع مى‌شود و به تدريج به انواع ديگرى كه ممكن است ضعيف و نه معيوب ناميده شوند گسترش مى‌يابد و شايد در نهايت به انواع نژادهاى بى‌ارزش ختم شود.»

گالتون طى سخنرانى خود در سال ١٩٥٦ گفت: واژه علم به نژادى در برخى جاها واژه‌اى بدنام است ...