حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦
وابستگى نظام شاهنشاهى پهلوى را به اردوگاههاى صهيونيستى و استكبارى را تبيين مىنمايد. كه در نوبه خود گواه مستند و واضحى از موضعگيرىهاى رژيم شاهنشاهى عليه روحانيت و مرجعيت است.
در برخى اسناد گزارشهاى واژهگونه و يا تحليلها و برداشتهايى غلط به چشم مىخورد، كه با كمى دقت در پيرامون اوضاع و ويژگيهاى زمانى و مكانى و ملاحظه شرايط و موقعيت افراد و اشخاص و «بويژه گزارش و يا اخبار خلاف آن» دور بودن آنها را از واقعيت مبرهن مىسازد، لكن با همه اينها از آنجا كه ساواك اين قبيل اسناد را با طبقهبندى خاص (محرمانه، خيلى محرمانه، سرى و بكلى سرى) جمعآورى و بايگانى كرده و صرفا قصد امنيتى داشته است و از ابتدا قصد چاپ و انتشار آنها را نداشته است، از اينرو تاحدودى مىتوان به آنها اعتماد كرد.
پرواضح است، دامنه فعاليتها و مبارزات آيتاللّه گلپايگانى بيش از آن است كه ساواك به آن دسترسى يافته و آنها را بايگانى نموده است، مردى كه عمر پربركت خود را در راه پاسدارى و گسترش علوم اهلالبيت (ع) و تقويت و صيانت از حوزههاى علميه و بويژه حوزه علميه قم و ... به كار بست همه دورههاى زندگىاش درسها و سخنها دارد.
مقام معظم رهبرى جمهورى اسلامى ايران حضرت آيتاللّه خامنهاى در خصوص اين فقيه عاليقدر گفتهاند:
«... آن بزرگوار يكى از استوانههاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به شمار مىآمد. در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگين سالهاى تبعيد امام خمينى (قدساله نفسه الزكية) مواردى پيش مىآمد كه صداى اين مرد بزرگ تنها صداى تهديدكنندهاى بود كه از حوزه علميه برمىخاست و به نهضت شور و توان مىبخشيد ...»
ساواك از بدو تشكيل پرونده آيتاللّه گلپايگانى، با اجراى سياستهاى گوناگون همواره تلاش مىكرد تا به هر شكل ممكن بتواند نظرات معظمله را بسوى خود جلب و يا لااقل موضعگيرىهاى ايشان را در مقابل سياستهاى لائيك و ضددينى رژيم پهلوى، خاموش و به سكون و سكوت بكشاند، با اعمال همه شگرد و نيرنگها «كالتى نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا» از آنچه رشته بود ترفى نمىبست، البته اين ناكامى عناصر امنيتى و كاركشته پهلوى مىتواند ناشى از عدم درك آنها از قدرت دين، ايمان به خدا و خدامحورى مردان ربانى باشد، مگر نه اين است كه عالمان ربانى مجاهدان فرهيخته هستند كه در وظيفه دشوارى كه بر عهده گرفتهاند از غفلت