حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٦
روحانيون اظهار داشت:
«بعد از آنكه حاج آقا روحاللّه را تبعيد كردند من براى حفظ حوزه در قم ماندم و تهران نرفتم. بعد دولتيها طمع كردند و خيال كردند من با آنها موافق هستم و اهل سازش مىباشم و به خيال بودند از ما انتفاعى ببرند و بعد ديدند از ما آبى گرم نمىشود.»[١]
پس از دستگيرى حضرت امام خمينى، آيتاللّه گلپايگانى، بىدرنگ دامادشان (حجتالاسلام والمسلمين آقاى علوى) را براى احوالپرسى و تفقد از ايشان به تهران اعزام نمودند كه البته مأموران ساواك و شهربانى مانع از چنين ملاقاتى شدند و تنها مراتب را به استحضار امام رسانده بودند.
حضرت امام طى تلگرافى از اين اقدام اينچنين سپاسگزارى مىكنند:
«حضرت آيتاللّه گلپايگانى (دامت بركاته)- قم
از بذل توجه حضرتعالى متشكر، اينجانب بحمدللّه سلامت هستم. دوام بركات حضرتعالى و علو كلمه اسلام را از خداوند تعالى خواستار است.[٢] خمينى»
تبعيد امام خمينى مواضع و اقدامات آيتاللّه گلپايگانى
پس از تبعيد امام خمينى به تركيه، آيتاللّه گلپايگانى بىدرنگ وزير دربار شاهنشاهى را به قم احضار و مراتب اعتراض خود را نسبت به اين موضوع به وى ابلاغ كردند.[٣] معظمله با ايراد سخنان شديداللحنى در مسجد اعظم، خواستار بازگشت ايشان به كشور شدند و سخنان خويش را با آيه شريفه (الذين أخرجوا من ديارهم بغير حق الّاان قالوا ربنااللّه) آغاز كردند و در حاليكه بر فراز منبر آشكارا مىگريستند و حاضران نيز تحت تأثير ايشان گريه مىكردند، فرمودند:
اگر نبود محذور متلاشى شدن حوزه، جا داشت مدتهاى بسيار طولانى حوزه تعطيل باشد. لكن مثل حوزه در اينجا مثل اين است كه اگر جنگى پيش آيد بسيارى از
[١]- ر. ك: سند شماره: ٢٩٣٨/ ٢١، تاريخ: ٢٥/ ٦/ ٤٨، اين مجموعه.
[٢]- ر. ك: بخش ضمائم.
[٣]- ر. ك: محمدمهدى امامى، زندگينامه آيتاللّه العظمى گلپايگانى به روايت اسناد، مركز اسناد انقلاب اسلامى، ص ١٩٥ و پيوست سند شماره: ١٩٣٩٢- ٧/ ٩/ ٤٣