حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣١
______________________________
آقاى
كريمى جهرمى از فرزندش آيت اللّه شيخ مرتضى حائرى نقل كرده است كه، مرحوم آقا جمال
الدين گلپايگانى مىفرمود: «با آقاى حاج شيخ (آيت اللّه حائرى) در قطار از سامراء همسفر
بوديم كه ايشان مىخواستند به ايران بيايند. من به ايشان گفتم: شما از كسانى هستيد
كه بعداز آقا ميرزا محمد تقى شيرازى مشار بالبنان هستيد چرا به ايران مىرويد؟
ايشان فرمودند: من نمىخواهم مرجع شوم مىخواهم بروم به ايران اگر از دستم برآيد
خدمتى به اسلام و مسلمين كنم. (خورشيد آسمان فقاهت، ص ٢٨).
آيت اللّه حلائرى با همه تلاشهاى شبانهروزى در مسير پرورش طلاب هيچگاه از تهذيب نفس غفلت نمىورزيد و همواره در پى بالا بردن درجات كمالى خويش گام برمىداشت. خانهاش محل رفت آمد بزرگان دينى بود. و همواره زىّ طلبگى و سادهزيستى خويش را حفظ مىكرد و زندگى زاهدانهاى داشت، با اين اخلاق به شاگردان مكتبش درس ديندارى و اخلاق عملى مىآموخت. همواره پدر دلسوزى بود براى طلاب.
از خصوصيات بارز درس اين بزرگمرد اين بود كه درس خويس را با ذكر مصيبت امام حسين عليه السّلام شروع مىكرد. و با اين وسيله محبت و عشق اهل بيت عليهم السّلام را در دل شاگردانش بارور مىساخت. و روى همين جهتهاست كه به هر كدام از شاگردان مكتب ايشان نگاه كنيم همچون استادشان شيفته و شيداى خاندان عصمت و طهارت و از دلباختگان واقعى امام حسين عليه السّلام هستند.
مرحوم حائرى علاوه بر اينكه در طول سال قبل از درس ذكر مصيبت مىكرد. در ايام محرم و صفر هم در مدرسه فيضيه مجلس عزا برپا مىكرد و خودش در آن مجلس مىنشست و همينكه نام حسين عليه السّلام را مىشنيد اشك از چشمانش چون دانههاى مرواريد غلطان و جارى مىشد. به گونهاى كه طاقت از كف مىداد و از حال مىرفت. روى همين ارادت خالص بود كه مورد عنايت خاص امام حسين بودند.
اساتيد ايشان: ايشان از شاگردان مرحوم آيت اللّه فشاركى بود كه شهرت و آوازه بلندى در حوزه سامرا داشت و زهد و اخلاص و عظمت روحىاش زبانزد همگان بود. پس از رحلت ميرزاى بزرگ، آيت اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى پيامى به او فرستاد و عهدهدارى مرجعيت را از ايشان خواست ولى او از مرجعيت اجتناب كرد. مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى بسيارى از موفقيتهاى خود را حتى تأسيس حوزه علميه قم را مرهون ارادت خود به استادش مىدانست.
از ديگر اساتيد آقاى حائرى، مرجع هوشيار ميرزاى دوم بود. و آيت اللّه حائرى نزديكترين شاگردان او به شمار مىرفت. و در مورد ايشان فرموده است: اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصيل علوم دينى بودم.
اهالى سامراء به بيمارى طاعون و وبا مبتلا شدند. هر روز بسيارى از مردم مىمردند. روزى، در منزل