حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٥
چيزى كه شديدا اسباب تأسف مىباشد اين است كه حكومتى كه خود را شيعه معرفى مىكند به چنين اقداماتى دست زده است ...»
معظم له در ادامه اعلاميه مىفرمايند:
... بازداشت حضرت آيتاللّه خمينى، آيتاللّه قمى و آيتاللّه محلاتى و ساير علماء و مبلغين بازداشت ملت شيعه و اهانت به مذهب و دين اسلام است ... مراجع شيعه در مورد مخالفت مقررات اخيره با احكام شرعيه اتفاق رأى داشته و دارند و انشاءاللّه مقالى با تشريك مساعى و همقدمى و اتحاد كليه مقاصد مشروعه خود را تعقيب خواهند نمود و فتاوى و احكام ايشان واجبالاتباع است.[١]
مهاجرت علما به تهران و موضع آيتاللّه گلپايگانى
پس از واقعه دستگيرى امام خمينى (ره) و علما، ديگر مراجع قم و روحانيون سرشناس شهرستانها تصميم به مهاجرت به تهران و تحصن تا آزادى علماى محبوس گرفتند.
مراجع عظام قم همگى به جز آيتاللّه گلپايگانى به تهران مهاجرت كردند. همانطور كه قبلًا نيز اشاره شد تنها مرجعى كه براى حفظ حوزه و جلوگيرى از اضمحلال و انحلال آن در غياب علما و مراجع در قم ماند معظمله بود.[٢]
ساواك در گزارش سند ٢٩٣٨/ ٢١- ٢٥/ ٦/ ٤٨ مىگويد: گلپايگانى در گفتگو با يكى از
[١]- ر. ك: پيوست سند شماره: ٦٩٤، تاريخ: ٢/ ٤/ ٤٢، اين مجموعه.
[٢]- پس از يورش رژيم پهلوى به مدرسه فيضيه، علماى حوزه علميه نجف اشرف ضمن تعطيل درسها با انتشار بيانيههاى اعتراضآميز آن را محكوم كردند، آيتاللّه حكيم طى نامهيى به آقاى گلپايگانى، خواستار مهاجرت علماى قم به نجف اشرف براى تبادل افكار و تعيين تكليف پيامد آن فاجعه شد. آيتاللّه گلپايگانى كه به خوبى از مقاصد رژيم داير بر خارج كردن علماء و مراجع از حوزه علميه قم آگاه و خطر اضمحلال حوزه علميه قم را حس كرده بود، مخالفت خود را با پيشنهاد آيتاللّه حكيم با ارسال نامهيى به ايشان اعلام نمود. معظمله در بخشى از نامه مزبور گفتهاند:« هجرت علماء باعث اضطراب عموم و متعاقب عواقب وخيم است، موجب انحلال حوزههاى علميه خصوصا حوزه علميه قم است كه در بقاى وضع اسلامى و استقلال مملكت مدخليت تام دارد. هجرت علماء ممكن است فرار از زحف و سبب استيلاى دشمنان اسلام باشد» ر. ك: اسناد انقلاب اسلامى، جلد ١، صص: ٩١/ ٨٩. آقاى گلپايگانى در خصوص اهداف رژيم گفته بودند:« آن موقعى كه مرحوم آقاى حكيم تلگراف كردند كه به نجف بيايند تا تبادل افكار كنيم و تكليف معين شود، رئيس نظميه- شهربانى- به منزل ما آمد و گفت:« اگر تصميم به رفتن به نجف داريد گذرنامه شما آماده است ولكن بايد بدون سر و صدا برويد» من در پاسخ او گفتم:« ما اينجا هستيم، اينجا ميدان جهاد است، و رها كردن آن در حكم فرار از زحف- جنگ- مىباشد كه حرام است». ر. ك: ناصرالدين انصارى قمى، فروغ فقاهت. معاونت پژوهشى سازمان تبليغات اسلامى، صفحه: ٧٧ و بخش ضمائم.